هرچند به لحاظ نظري گفته ميشود حذف صفرها از پول ملي تاثيري ندارد اما در عمل هر جاي دنيا حتي کشورهايي که ثبات اقتصادي بالايي دارند هم در جريان تغيير پولي، با تورم مواجه شدهاند. صرف نظر از حذف صفرهاي پول آلمان بعد از جنگ، همين تغيير مارک به يورو باعث شد که قيمت بسياري از کالاها به شدت افزايش پيدا کند. نکته مهم اين است که اتفاقا کالاهايي که بيشتر مورد مصرف طبقات پايين است، در چنين شرايطي تورم بيشتري هم ميگيرد. نکته ديگر اينکه در کشوري که 15 درصد جمعيتش بيسواد مطلق است، حذف صفرها مشکل آفرين خواهد شد. کساني که سالها به شکل و شمايل همين اسکناسها عادت کردهاند موجب سوءاستفاده کلاهبرداران قرار ميگيرند. از طرفي همه سيستمهاي حسابداري کشورهم تا چند سال با مشکلات انطباق و واحد پول جديد مواجه خواهند بود ضمن اينکه فرصتهاي سوءاستفاده گستردهاي را نسبت به گروههاي مختلف براي يک عده به منظور تبديل واحد پولشان فراهم خواهد کرد. از آن مهمتر اينکه هزينه گزافي براي چاپ و ضرب پول جديد عملا فراهم خواهد کرد که خودش هزينه بسيار بالايي است. خود همين جايگزيني پول، هزينههاي بزرگي را بر جامعه، نظام بانکي و نظام حسابداري تحميل خواهد کرد. از هرچيز مهمتر ضمانت اجراي کم هزينه اين اقدام، کنترل تورم است. چيزي که در کشور ما متاسفانه اتفاق نيفتاده، پيش نياز موفق بودن اين طرح، يعني کنترل کامل تورم است. در غيراينصورت طي دو سال آينده با روندي که دولت در سياستهاي اقتصادي پيش گرفته بايد سه صفر ديگرهم از پول بعدي کم کنيم. درواقع زمينههايعملي اقتصادي چنين اقدامي فراهم نيست وهزينههاي بزرگي را بر مردم و بويژه گروههاي پايين جامعه تحميل خواهد کرد. همينطورهزينههاي گزافي را در اجرا بر دولت تحميل خواهد کرد که غيرضروري است. بنابراين در مجموع تنها دستاورد اجراي اين کار در شرايط کنوني، منحرف کردن افکار عمومي است. به نظر ميرسد دولت و مجلس هر دو به دنبال اين مسأله هستند تا چيز ديگري بهويژه در سال انتخابات! از اين رو به نظرم اين يک اقدام کاملا انحرافي است. درحقيقت حاميان اين طرحها، گروههاي شناخته شدهاي هستند که از تورم سود ميبرند بنابراين عدهاي دنبال ايجاد تورم هستند که بعد از آن به بهانه پايين بودن قيمت ارز، ارز را بالا ببرند. درواقع حاميان افزايش قيمت ارز و تورم، از جمله منتفعين اين مسأله هستند.در حالي که اين مسأله فقط به رشد نارضايتيها در کشور دامن خواهد زد.