هفته گذشته دولت لایحه حذف چهار صفر از پول ملی را با قید دوفوریت به تصویب رساند. هرچند که این اقدام کاری تقریبا باحاصل جمع نزدیک به صفر است. ولی دانندگان حداقل بهدلیل تسهیل امور حسابداری و کاهش هزینه های چاپ اسکناس آن را تایید میکنند. اما سوال اینجاست که دولتی که میتواند چهار صفر را از پول رسمی حذف بکند چرا یک تصمیم جدی برای توزیع کالاهای اساسی در کشور خود نمیگیرد؟ کالاهای اساسی با ارز ۴۲۰۰ تومان تخصیص شده از سوی دولت وارد کشور می شود ولی عملا با قیمت ارز آزاد به دست مصرفکننده میرسد. سریال محاکمات تخلفات بعضی از واردکنندگان آن هم سوژه رسانهها میشوند و رسانه ملی آن را بهعنوان ضعف دولت و بیتوجهی به اقشار آسیبپذیر مرتبا علیه دولت و حامیانش پژواک میدهد. شاید دولت خجالت میکشد که اجرای طرح توزیع عادلانه کالاهای اساسی با پرنسیب اقتصاد لیبرال فعلی نمی خواند و یا نمیخواهد نظریهپردازان بازار آزادی خود را رنجاند. ولی کار از این حرفها گذشته است دولت باید قبول کند که تورم نفسگیر و گرانی وحشتناک امان مردم را بریده است و هیچ تعللی در اجرای این کار جایز نیست. آقایان مرتبا میفرمایند جنگ، جنگ اقتصادی
است. اگر واقعا جنگ اقتصادی است در شرایط جنگی تامین معاش اقشار محروم که الان بخش بزرگی از جامعه را تشکیل میدهند باید اولویت اول و ضرورت عینی اقدامات هر مدیر دلسوز و خادم ملت باشد؛ در حال حاضر بخش وسیعی از جامعه مانند کارگران و کارمندان بیکاران فقرا و آبروداران نیازمند و دیگر اقشار مستضعف بهدلیل افزایش بیرویه قیمتها وکاهش قدرت پول ملی از توان تامین معاش ساقط شدهاند. باقدری دلسوزی و تدبیر و استواری در تصمیم میتوان بخشی از معاش اساسی این اقشار را با کالاهایی که با ارز ۴۲۰۰ تومانی وارد میشوند با توزیع الکترونیکی که امروز به سهولت میسر است، به قیمت دولتی به سفره آنان رساند و از سرازیر شدن سودهای سرشار آن به جیب زراندوزان جلوگیری کرد فقط اراده و تصمیمگیری لازم دارد. اگر ایران توانست در طول جنگ تحمیلی هشت سال مقاومت کند یکی از دلایل آن این بود که دولت آقای مهندس موسوی توانست رابطه قیمت ارز و ریال را در سفره مردم و عرصه کار و تولید اقشار مولد جامعه به صفر برساند، اگر جنگ اقتصادی هست بیشک چنین اقدامی امروز نیز ضروری و میسر است و چنین بنیان و اندیشهای موجب اعتماد بیشتر مردم و تقویت رابطه دولت و ملت میشود
شک نکنید.