بستن

پرمعنایی یک تحریم

پرمعنایی یک تحریم
جعفر گلابی روزنامه‌نگار

تحریم آقای محمدجواد ظریف‌ از سوی آمریکا برای ما ایرانیان پرمعناست. این تحریم مسلما متوجه یک شخص حقیقی نیست. آقای ظریف از آنجا که مواضع کشور را به‌خوبی بیان کرده و توانسته است برای مظلومیت، اقتدار و حقانیت ایران منطقی روشن و ملموس فراهم سازد هدف تحریم قرار می‌گیرد، وی اتفاقا چون با زبان جهانیان سخن می‌گوید و نماینده عقلانیت و تدبیر ایرانی است مورد توجه قرار گرفته است. شاید در میان اقیانوسی از صداها و بیان‌ها و خبرها و تحلیل‌ها و موضع‌ها که اغلب میانه خوبی با جمهوری اسلامی نشان نمی‌دهند و جنگلی از غول‌های رسانه‌ای که در گستره‌ای از پول و قدرت فراهم شده‌اند، چون کسی یکی از جملات آقای ظریف را بشنود به تامل وادار شود و با خود بگوید، آیا ایران هم سخن حق دارد؟ سخن مشهور او آنجا که می‌گوید... زمانی شهرهای ما هدف انواع بمب‌ها و موشک‌ها و حملات شیمیایی قرار می‌گرفت و برای دفاع از شهروندان خود حتی التماس می‌کردیم همه ساکت بودند... ما روی پای خود ایستادیم و موشک ساختیم تا اگر صدام حسین دیگری ظهور کرد بتوانیم از مردم خود دفاع کنیم... اگر مورد حمله قرار بگیریم آیا قرار است با شمشیر از خود دفاع کنیم؟ او بارها از عمق استراتژیک منطق ایران خبرنگاران و مخاطبان و مستمعان و سیاستمداران بسیاری را به چالش جدی کشید و سوالات بسیار مهمی پیش پای آنان نهاد. سوالات مهمی که ابررسانه‌های جهان پاسخی برای آن نداشتند و کسی چون وزیر خارجه آمریکا جز چند جمله تکراری و کلیشه‌ای حرفی برای گفتن نداشت و عجز خویش را با کلنگ تحریم پاسخ داد! خوب می‌دانیم که دنیا دنیای زور، قدرت و ثروت است ولی بازهم از پس یک زبان گویا برنیامدند و پاسخ منطق را با زور و قلدری دادند. این تحریم دقیقا به‌مثابه پنبه در گوش ‌کردن عابران و شنونده‌هاست تا نشنوند و منطق سست و عنکبوتی خود را از خطر برهانند. ایجاد محدودیت برای آقای ظریف معنی دیگری هم داشت که آمریکا نه‌تنها با اقتدار موشکی و نظامی ایران مخالف است که با منطق صلح‌جو و ثبات‌طلب ایران در منطقه هم مشکل اساسی دارد. به یک معنا آنجا که چهره ایران از عمق منطقی و عرفی برخوردار می‌شود و نظم ناعادلانه و فضای یکسویه‌ای که توسط رسانه‌های غربی به‌وجود آمده است مورد سوال و چالش جدی واقع می‌شود مدعیان «روا داری» تحمل خویش را از دست می‌دهند و آشکارا راه گفت‌وگو را می‌بندند. مشکل اساسی آمریکا با ایران دقیقا در تلاقی اقتدار و منطق نمود پیدا می‌کند و همراه با آقای ظریف باید از دولت آقای ترامپ که پرده‌ها را کنار می‌زند و مکنونات یک سیستم پرادعا را نمایان می‌سازد تشکر کرد. مخالفان و رقیبان ایران در منطقه و جهان سخت برمی‌آشوبند که در نقطه‌ای به اهمیت خاورمیانه کشوری سیاست‌های مستقل داشته باشد و در بسط نفوذ خود بکوشد. در معنای اصلی تحریم «گفتمان منطقی و مسالمت‌جو» نکته اساسی وجود دارد که باید آن را لحاظ کنیم. در اقتدار، پیشرفت، توسعه و استقلال هم موشک لازم است، هم حکمت. هم توجه به درون، هم مواظبت از برون. هم رفاه شهروندان هدفی بی‌چون و چرا است، هم کرامت و سربلندی کشور ضرورتی همه‌جانبه دارد. هم رسیدن به استاندارد حقوق بشر لازم است، هم تقویت پایه‌های اخلاق و فرهنگ و سنت. موفقیت زمانی حاصل می‌شود که حرکت کشور جامع و همه‌جانبه باشد و از تک‌روی‌ها و تک‌بعدی نگریستن نجات پیدا کند. اگر نشان‌دادن اقتدار در خلیج فارس نبود، صدای آقای ظریف به جایی نمی‌رسید و اگر گفت‌وگو با جهان نبود شاید تاکنون آمریکا می‌توانست یک اجماع بین‌المللی علیه ایران تهیه کند. روزی که همه جناح‌های درونی به درکی واقع‌گرایانه از اسباب قدرت و توسعه درازمدت دست یابند آن روز می‌توان روی موفقیت محتوم تکیه کرد و گام‌های بلند پیشرفت را برداشت.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی