بستن

ریزش آرای اصلاح طلبان به سبد اصولگرایان نمی‌ریزد

ریزش آرای اصلاح طلبان به سبد اصولگرایان نمی‌ریزد
آرمان ملی- محمدحسین لطف‌الهی: کشور این روزها وضعیت مطلوب و مناسبی ندارد و برخی نارضایتی‌ها از عمق مشکلات حکایت می‌کند. دولت و اصلاح‌طلبان با افت سرمایه اجتماعی مواجه‌اند و تحریم‌ها وضعیت معیشتی مردم را با مشکل روبه‌رو کرده. «آرمان ملی» در گفت‌وگو با «مرتضی حاجی» فعال سیاسی اصلاح‌طلب و وزیرآموزش و پرورش دولت اصلاحات به بررسی این مسائل پرداخته است. او می‌گوید که مردم به هر دلیل ناراضی هستند و ریزشی جدی در سرمایه اجتماعی اصلاح‌طلبان اتفاق افتاده اما این ریزش با رشد حامیان اصولگرایی همراه نخواهد بود. حاجی معتقد است اصلی‌ترین علت ناکامی دولت دوازدهم بدعهدی آمریکا بوده اما در عرصه داخلی نیز رئیس جمهور دستش برای اعمال برخی اصلاحات و حتی معرفی وزرا باز نیست. وزیر پیشین آموزش و پرورش تاکید دارد که جریان اصلاحات باید با همه توان در انتخابات شرکت کند و کاندیدا داشته باشد. از آن طرف انتظار می‌رود مراجع نظارتی و شورای نگهبان سعه صدر بیشتری به خرج دهند. این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:

این روزها مشکلات داخلی و خارجی به نوعی دست به دست هم داده و شرایط را برای اداره کشور سخت کرده‌ است. آیا فکر می‌کنید با بحرانی جدی روبه‌رو هستیم؟
وضعیت کنونی چندان ساده نیست. شرایط زندگی مردم نشان می‌دهد که با مشکلاتی جدی سر و کار داریم و اگر تدبیر مناسبی برای حل این مسائل نگران‌کننده اتخاذ نشود، امکان ایجاد بحران‌هایی جدی تر وجود دارد؛ این همان چیزی است که مخالفان جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند به آن دست یابند. آنها می‌خواهند با ملتهب نشان دادن فضا و اغراق در بیان مشکلات موجود شرایط را به‌نحوی مهندسی کنند که بحران به وجود آید. اگر تدبیر مناسبی از سوی مسئولان کشور به کار گرفته شود، می‌توان امید داشت که از وضعیت کنونی عبور کنیم اما اگر غفلت صورت گیرد چه بسا که شاهد بحران‌هایی در آینده باشیم.
کارشناسان سیاسی از افت سرمایه اجتماعی دولت و اصلاح‌طلبان سخن می‌گویند. آیا افول سرمایه اجتماعی واقعا اتفاق افتاده و اگر حقیقت دارد، ریشه این مشکل دقیقا به چه چیزی باز می‌گردد؟
معتقدم در انتخابات‌ها مردم علاوه بر فرد و برنامه‌هایی که ارائه می‌کند، به پشتیبان‌های سیاسی آن فرد نیز توجه دارند. در واقع با شناختی که از پشتیبان‌ها دارند، نسبت به صداقت و توانایی کاندیدا تصمیم گیری می‌کنند. در دولت دوم آقای روحانی شرایط کشور به‌گونه‌ای پیش نرفت که پیش از آن انتظار می‌رفت. مردم توقعات زیادی داشتند زیرا دور اول خوب بود، شرایط اقتصادی از ثبات خوبی برخوردار شد، روابط خارجی داشت توسعه می‌یافت و توافق‌هایی به دست آمد که وضعیت عمومی کشور را بهبود بخشید. به‌طور کلی چشم انداز توسعه و پیشرفت در چشم مردم گشوده شده بود اما این وضعیت پایدار نماند. عوامل متعددی سبب شد که وضعیت تغییر کند که مهمترین عامل را می‌توان عهدشکنی آمریکا در ماجرای برجام دانست. آنها بازی را به هم زدند و از توافقی که دستاوردی بزرگ برای دنیا محسوب می‌شد، خارج شدند. آثار این تغییر در وضعیت اقتصادی و معیشت مردم نیز پدیدار شد. مردم احساس کردند مطالباتی که داشتند محقق نشده و رأیشان آنطور که باید و شاید در شرایط کشور اثرگذار نبوده. نارضایتی‌ها از دولت افزایش یافت و به تبع آن با توجه به اینکه اصلی ترین جریان حامی دولت در سال 96 اصلاح‌طلبان بودند، مورد غضب مردم قرار گرفتند. نمی‌توان گله کرد که چرا عده‌ای عدم موفقیت‌ها را به حامیان آقای روحانی نسبت می‌دهند. اگر چه موضوع اگر شکافته شود و مردم توجه کنند که روحانی همان کسی است که در چهار سال اول آن کارنامه خوب را رقم زد، در خواهند یافت که عامل اصلی عدم توفیق‌ها در دوره کنونی، خود شخص روحانی نیست، عوامل دیگری وجود دارد. در مجموع افت سرمایه اجتماعی اصلاح‌طلبان یک واقعیت است. مردم به هر دلیل ناراضی هستند و ریزشی جدی در سرمایه اجتماعی اصلاح‌طلبان اتفاق افتاده.
آیا آرایی که از سبد اصلاح‌طلبان ریزش داشته به سبد اصولگرایان می‌ریزد؟
قطعا نه. ریزش در سرمایه اجتماعی اصلاح‌طلبان باعث تقویت جریان‌های رادیکال خارج از نظام شده است. دلسوزان باید تلاش کنند این سرمایه اجتماعی بازگردد. من البته این آسیب را چندان جدی نمی‌دانم؛ چراکه اثرگذاری تعیین کننده‌ای نخواهد داشت. باز هم موعد انتخابات که برسد مردم با توجه به علاقه‌ای که به کشور و انقلاب دارند، گوش به وسوسه‌ها و تخریب‌های دشمنان نخواهند داد و حماسه‌هایی خواهند آفرید. این البته انکار دل چرکینی مردم از برخی موضوعات نیست.
شما اصلی ترین دلیل ناکامی دولت دوم آقای روحانی را بدعهدی آمریکا عنوان کردید. درست است که این موضوع بر بسیاری از حوزه‌ها نظیر اقتصاد تاثیر مستقیم می‌گذارد اما بسیاری از مطالبات در حوزه سیاست داخلی که ربطی نیز به برجام و آمریکا نداشت، محقق نشده. دلیل ناکامی در سیاست داخلی چیست؟
اقتضای مدیریت در شرایط بحرانی؛ انسداد فضاست. طبیعی است وقتی کشور در عرصه سیاست خارجی با نوعی بحران روبه‌روست شرایط در داخل کمی بسته تر شود. از سوی دیگر برخی وعده‌های رئیس جمهور در عرصه سیاست داخلی، تحققش کاملا در اختیار شخص رئیس دولت نیست. فکر می‌کنم که رئیس جمهور وعده‌هایی داد و تلاش داشت تا این وعده‌ها محقق شوند اما قدرت‌هایی در سایه وجود داشتند که مانع از تحقق وعده‌ها شدند. حال رئیس جمهور یا از وجود این قدرت‌های در سایه آگاهی نداشت و وعده داد یا اطلاعاتش ناقص بود. لذا نمی‌توان مقصر را فقط شخص آقای روحانی دانست. ما آگاهیم که دست رئیس‌جمهور چندان باز نبوده تا بتواند برخی وعده‌ها را محقق کند.
برای نمونه می‌دانیم بحث حصر در اختیار رئیس جمهور نیست اما معرفی وزرا که دست رئیس جمهور است. چرا وزیر زن معرفی نشد؟
تا جایی که من اطلاع دارم در بحث معرفی وزرا و به خصوص وزیر زن نیز دست رئیس جمهور چندان باز نبود.
با این وجود راهبرد اصلاح‌طلبان باید چگونه باشد؟
شخصا معتقدم جریان اصلاحات باید با همه توان در انتخابات شرکت کند و کاندیدا داشته باشد. از آن طرف انتظار می‌رود مراجع نظارتی و شورای نگهبان سعه صدر بیشتری به خرج دهند تا سلیقه‌های سیاسی موجود در کشور که در چارچوب قانون اساسی فعالیت می‌کنند بتوانند کاندیدا داشته باشند و از مردم برای حضور در پای صندوق‌های رأی حمایت کنند. اگر این سعه صدر وجود داشته باشد، شرایط بهتر خواهد شد. اگر هم سعه صدر وجود نداشته باشد به‌نظر من اصلاح‌طلبان نباید کنار بکشند. باید در بین سبد موجود، با دقت و تعهد و تضمین بیشتر افرادی را انتخاب کنند و به مجلس بفرستند. مهم این است که در حمایت از امنیت ملی کشور مردم را پای صندوق‌های رأی بیاوریم. مردم نشان خواهند داد که به اصلاحات در درون کشور نسبت به توطئه گران بیرونی بیشتر اعتماد دارند.
رئیس دولت اصلاحات می‌گوید اگر من هم تکرار کنم، مردم پای صندوق‌های رأی نخواهند آمد، با این وجود فکر می‌کنید اصلاح‌طلبان پیروز خواهند شد؟ از طرف دیگر حضور مجدد مانند آنچه در مجلس دهم اتفاق افتاد، اعتبار جریان اصلاحات را از بین نمی‌برد؟
اصلاحات اعتبارش را می‌خواهد کجا هزینه کند؟ این اعتبار برای نیاز کشور باید هزینه شود و امروز کشور نیاز دارد تا فداکاری صورت گیرد. اصلاح‌طلبان باید با تمام وجود در انتخابات حاضر شوند و از آن طرف اگر عرصه بر آنان بسته شد، می‌توان گفت دیگر تکلیفی ندارند. ممکن است با حضور در انتخابات اعتبار اصلاحات آسیب ببیند اما فکر می‌کنم در شرایط امروز کشور این فداکاری ارزشش را دارد.
حضور اصلاح‌طلبان در قدرت، نتیجه و کارکرد لازم را دارد که اصلاحات بخواهد بر سر اعتبارش ریسک کند؟
نباید مسائل را صفر و صدی دید. ما حق نداریم مردم را از انتخاب کاندیدای مناسب محروم کنیم. اینکه ما کنار بکشیم در شرایطی که برخی کاندیداهای مناسب خود را در جریان اصلاحات می‌دیدند، گرفتن حق انتخاب مردم است. اگر هر کدام از جریان‌های اصلی کشور کنار بکشند؛ یعنی مردم را از رأی دادن به تفکری که به آن علاقه مندند، محروم کنیم. تحریم و عدم حضور اشتباه است. به هر صورت معتقدم که کنار کشیدن صحیح نیست. باید هم در انتخابات حضور داشته باشیم و هم کاندیدا به مردم معرفی کنیم.
اخیرا حملات علیه دولت شدت گرفته. این حملات از کجا ناشی می‌شود؟
علت آن است که ما رقابت سیاسی را بلد نیستیم و قاعده بازی را رعایت نمی‌کنیم. به جای بیان نقاط قوت، رقیب را تخریب می‌کنیم. عملکردها را بیان نمی‌کنیم که مردم تصمیم بگیرند. برخی جریان‌ها که عملکرد قابل قبولی برای جلب آرای مردم ندارند، به ناچار دست به تخریب رقیب رو می‌آورند. به قول پروین اعتصامی به جای آنکه از نکورویی خود بگویند، زشت رویی رقیب را بیان می‌کنند. باید بپذیریم رقابت سیاسی را بلد نیستیم و باید در گذر زمان بیاموزیم. آنچه امروز قربانی تخریب‌ها می‌شود، کشور است. تخریب دولت، تخریب چند نفر شخص حقیقی نیست، تخریب مدیران جامعه است. در فضای مجازی به‌نقل از امام می‌نویسند که کشور را دست نااهلان ندهید. بعد روسای دولت پس از انقلاب را لیست می‌کنند و می‌گویند به جز رهبری و شهید رجایی، از آقای موسوی، آقای هاشمی، آقای خاتمی و آقای احمدی‌نژاد همه نااهل بودند. این روش‌ها صحیح نیست. ما به جای استفاده از سرمایه‌های انقلاب آن را تخریب می‌کنیم. هر کدام از این روسای دولت‌ها منشأ خدمات بسیاری در کشور بودند. آقای هاشمی در دوران سازندگی منشأ خدمات بسیار بوده و بقیه هم به همین ترتیب. با این وجود مثبت‌ها کمتر دیده می‌شود و روی نیمه خالی لیوان تاکید بیشتری صورت می‌گیرد. گفتن از زشت رویی دیگران باعث نکو رویی نمی‌شود.
شما روزگاری وزیر آموزش و پرورش بودید. ایراد کار این وزارتخانه در کجاست که ثبات برقرار نمی‌شود و وزرا مدام تغییر می‌کنند؟
اداره وزارتخانه‌ای چون آموزش و پرورش کار سختی است و توقعات زیادی از وزیر وجود دارد. اولا این وزارتخانه مستقیما با زندگی روزمره بسیاری از خانواده‌ها سر و کار دارد. ثانیا امر تعلیم و تربیت مثل حرفه پزشکی به تعداد افراد کشور متخصص دارد؛ یعنی برای مثال یک نفر که می‌گوید سردرد دارم، همه افراد در خود این صلاحیت را می‌بینند که اظهار نظر کنند و به تجویز دارو بپردازند. در آموزش و پرورش هم همین رویه جاری است. هرکس اظهارنظر می‌کند و می‌خواهد روش تعلیم و تربیت کودکان این سرزمین را تعیین کند. برخی از این اظهارنظرکنندگان هم از جایگاه و حوزه نفوذ برخوردارند و از این نفوذ برای اعمال نظر استفاده می‌کنند. از سوی دیگر نظرات این صاحب نظران یکی نیست و مانند اقتصاددانان هر کدام نظرات و عقاید مخصوص به خود را دارند و نظرات یکی نیست. همین مسائل موجب می‌شود که آشفتگی به وجود آید. اشتباه آنجاست که تصور می‌شود می‌توان برای همه فرزندان کشور در همه مناطق نسخه‌ای واحد می‌توان پیچید؛ در حالی که بچه‌ها باهم تفاوت دارند و برخورد با این تفاوت‌ها شیوه آموزش متفاوت می‌طلبد. تنوع فرهنگی برنامه‌های متنوع نیز نیاز دارد. برخی در کشور تصور می‌کنند که آموزش و پرورش به مثابه دستگاهی است که باید ورودی‌های متنوع بگیرد و خروجی ثابت و یکسان تحویل دهد. این شدنی نیست. برای داشتن آموزش و پرورش مطلوب باید به سمت تمرکززدایی از مدیریت حرکت کرد و هر مدرسه باید برای خود برنامه‌ای مخصوص داشته باشد. یکسری اصول ثابت وجود دارد، مانند آنکه ما می‌خواهیم بچه راستگو و درست کردار باشد، مهارت زندگی بیاموزد و مهارت نه گفتن، خواندن و نوشتن و حساب داشته باشد. اینها ثابت است اما در روش باید متفاوت عمل کنیم و اجازه دهیم معلمان ابتکار به خرج دهند. نباید تمام قدرت و اختیار متمرکز در وزارتخانه باشد. با بخشنامه که نمی‌توان دانش‌آموز تربیت کرد. عده‌ای فکر می‌کنند مدرسه پادگان نظامی است. به‌نظر می‌آید با توجه به وضعیت موجود وزیر چون نمی‌تواند اهداف خود را محقق کند، فشارهای مالی زیادی وجود دارد و گلایه‌ها زیاد است، خسته می‌شود و کنار می‌کشد. وزیر نه می‌تواند آنچه می‌خواهد پیش ببرد، نه می‌تواند مشکلات را حل کند؛ ناگهان می‌گوید من می‌خواهم کاندیدای مجلس شوم و خداحافظ. ممکن است کاندیدا هم نشود اما بالاخره به بهانه‌ای از وزارتخانه می‌رود.
نقش مجلس در این میان چگونه است؟ نمی‌توان چاره‌ای اندیشید که آنها به وزیر در محقق کردن مطالبات کمک کنند؟
نمایندگان مجلس یکی از مقصران اصلی وضعیت فعلی آموزش و پرورش هستند؛ قدمی جدی در راستای حل مشکلات برنمی‌دارند اما انتظاراتشان سر به فلک می‌کشد. این مدیر را بردار آن مدیر را بگذار، اینجا چنین کن و آنجا چنان، اینجا امکانات بده و آنجا امکانات نده. این حرف‌ها و مداخلات مجلسی‌ها توان مدیریت را در آموزش و پرورش تضعیف می‌کند.
استعفای وزیر دولت آقای روحانی و رفتنش به دانشگاه آزاد که به نوعی در دست جریان رقیب دولت است، ناراحت‌کننده بود. چرا این اتفاق افتاد؟
این را که از خود آقای سید محمد بطحایی باید پرسید. خوشبینانه‌اش آن است که چون به کار تعلیم و تربیت علاقه دارند، ترجیح دادند که در جای دیگری به کار آموزشی بپردازند. تفسیر مثبتش این است، حال تفسیر منفی و قضاوت را ما دخالت نکنیم بهتر است. امیدوارم همین فرضیه خوشبینانه عامل رفتن بطحایی به دانشگاه آزاد باشد.
این روزها در عرصه سیاست خارجی راهبرد ایران «نه جنگ نه مذاکره» اعلام شده است. با توجه به این راهبرد و شرایط جامعه بین‌الملل آینده را برای ایران چگونه می‌بینید؟
دیپلماسی تخصص می‌طلبد و به‌نظرم در این عرصه باید به دیپلمات‌های وزارت خارجه اعتماد کرد، اما در شرایط فعلی باید بگویم مذاکره امر بدی نیست لیکن طرف مذاکره باید قابل اعتماد باشد. این کسی که امروز ما را تحریم می‌کند و بعد با تهدید برای ما شرط می‌گذارد، نه قولش قول است و نه به توافقی پایبند می‌ماند. ترامپ تبدیل به سمبل نقض عهد و بی‌‌‌ادبی شده. این آدم را نمی‌شود به‌عنوان طرف مذاکره به رسمیت شناخت. مذاکره و گفت‌وگو امر بد و اشتباهی نیست اما با ترامپ ممکن نیست. از طرف دیگر ما چون جنگ طلب هم نیستیم دنبال این موضوع نباید باشیم و نباید بگذاریم تحریکی منجر به جنگ در منطقه اتفاق بیفتد. در نتیجه راهبرد کنونی راهبرد مناسبی است. ما باید مقاومت کنیم و چاره‌ای جز این نداریم. همین حالا احساس می‌شود شرایط به نسبت 6 ماه تا یکسال قبل متعادل تر شده، نه اینکه بهتر شده، متعادل تر شده. به‌نظر من تحریم طولانی به نفع آمریکا نیست و این توانایی در کشور ما وجود دارد که بتوانیم آسیب تحریم‌ها را کم کنیم. در نتیجه در کوتاه‌مدت تحریم توان ما را فرسایش خواهد داد اما در بلندمدت توانایی ما برای مقابله با تحریم افزایش خواهد یافت. آمریکا باید بداند که برنده نهایی در وضعیت کنونی آنها نخواهند بود.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی