آي معلمهاي عزيز، ما ميدانيم که شما در اين زنگ زدگي بيتقصيريد شما هم در دام يک تدبير زنگ زده، گرفتار شديد و زنگ زديد، اما شما مراقب کودکان ما باشيد مبادا آنان زنگ بزنند. باور کنيد مشق شب شيوهاي زنگ زده است، باور کنيد املا مغز کودکان ما را زنگ زده ميکند، باور کنيد ارزيابي کودکان بر اساس نمره، سمي است که شخصيت کودکان ما را زنگ نميزند بلکه متلاشي ميکند، باور کنيد رقابتهايي که بر سر نمره ايجاد ميکنيد از ترکشهاي جنگي مخربتر است. لطف کنيد ديگر به کودکان ما درس ندهيد. ما چهل سال است بخش اعظم جوانانمان را درس داديم و به دانشگاه فرستاديم، اما همه چيز بدتر شد. تصادفات رانندگيمان بيشتر شد، ضايعات نانمان بيشتر شد، آلودگي هوايمان بيشتر شد، شکاف طبقاتيمان بيشتر شد، پروندههاي دادگستريمان بيشتر شد، تعداد زندانيانمان بيشتر شد و مهاجرت نخبگانمان بيشتر شد. پس ديگر دست از درس دادن برداريد. آموزش کودکان ما ساده است ما ديگر به دانشمند نيازي نداريم ما اکنون دچار کمبود مفرط آدمهاي توانمند هستيم. پس لطفا به کودکان ما فقط زندگي کردن را ياد بدهيد. به آنها گفتوگو کردن را، تخيل را، خلاقيت را، مدارا را، صبر را، گذشت را، دوستي با طبيعت را، دوست داشتن حيوان را، لذت بردن از برگ درخت را، دويدن و بازي کردن را، شادبودن را، از موسيقي لذت بردن را، آواز خواندن را، بوييدن گل را، سکوت کردن را، شنيدن و گوش دادن را، اعتماد کردن را، دوست داشتن را، راست گفتن را و راستبودن را بياموزيد. باور کنيد اگر بچههاي ما ندانند که فلان سلسله پادشاهي کي آمد و کي رفت و ندانند که حاصل ضرب 114 در 114 چه ميشود و ندانند که چطور برخي کارهاي را انجام دهد، هيچچيزي از خلقت کم نميشود؛ اما اگر آنها زندگي کردن را و عشق ورزيدن را و عزت نفس را و تابآوري را تمرين نکنند، زندگيشان خاليِ خالي خواهد بود و بعد براي پر کردن جاي اين خاليها، خيلي به خودشان و ديگران و طبيعت خسارت خواهند زد. لطفا براي بچههاي ما شعر بخوانيد، به آنها موسيقي بياموزيد، بگذاريد با هم آواز بخوانند، اجازه بدهيد همه با هم فقط يک نقاشي بکشند تا همکاري را بياموزند، بگذاريد وقتي خوابشان ميآيد بخوابند و وقتي مغزشان نميکشد ياد نگيرند. لطفا بچگي را از کودکان ما نگيريد. اجازه بدهيد خودشان ايمان بياورند، هر موضوعي را در مغز آنان تزريق نکنيد، زبانشان را براي نقد آزاد بگذاريد، آنان را از وحشت آنچه شما مهم ميپنداريد به لکنت زبان نيندازيد. بگذاريد خودشان باشند و از اکنون نفاق را و ريا را در آنها نهادينه نکنيد. اکنون که شما و ما و فرزندان ما همگي اسير يک نظام آموزشي فرسوده هستيم، دست کم هواي هم را داشته باشيم، نداشتهها و تنگناها و غمها و عقدههاي خود را به کلاسها نبريد.. شايد خدا به شما و ما رحم کند.