مايک پمپئو در توئيتي ابراز علاقه مجدد خود براي سفر به تهران را مطرح کرد اما خواسته پمپئو مبني بر گفتوگو با رسانههاي ايران در قالب جنگ رواني تبليغاتي قابل تحليل است که هدف پيش بردن ديپلماسي عمومي آمريکاست. به هر حال هدف ديپلماسي عمومي، افکار عمومي است که دنبال اين هستند به نوعي اقدامات خودشان را از اين طريق توجيه کنند و حالت مردم پسندي به آن دهند. اما تناقض هم در همين صحبتها کاملا وجود دارد و هيچ آدم عاقلي چنين درخواستي را مطرح نميکنند که بخواهد از يک طرف ملت و مردمي را تحريم کند و از طرف ديگر صحبت از گفتوگوي با آن مردم به ميان بياورد! ملت ايراني که مدنظر آنهاست و از آن صحبت ميکنند همان ملتياندکه تحت تحريمهاي آنها هستند. دارو به بيمارانشان نميرسد و تحت شديدترين تحريمهاي به قول خودشان تاريخ آمريکا قرار گرفتهاند و آن هم واقعا مشخص نيست به چه جرمي يک ملتي بايد اينچنين تحت شديدترين تحريمها قرار بگيرند! در حالي که اين ملت با مظلوميتش در نظام بينالمللي به زندگي خودش ادامه ميدهد. نمايندگان همين ملت در جهت رفع اختلاف که مطرح شد، اقدام به مذاکره نموده و نتيجهاي تحت عنوان برجام بهوجود آمد که توسط پمپئو و همفکرانش به چالش کشيده شد. اکنون شديدترين فشارها بر اين کشور از طرف همين افراد وارد ميشود. صحبت گفتوگو از طرف اين افراد با ملت ايران و در رسانهها صرفا توجيهي براي فشارها و اقدامات غيرقانوني است که وارد ميکنند. اين اقدامات به قدري غيرقانوني و خلاف عرف بوده که حتي براي همفکرانشان هم چنين اتفاقاتي که رقم خورده قابل پذيرش نيست و شايد يکي از نادرترين اتفاقات در تاريخ آمريکا باشد که رخ داده است. با توجه به مطالعاتي که در سياست خارجي آمريکا داشتهام، هيچگاه نديدهام در تاريخ سياست خارجي آمريکا دولتي به خاطر اختلافات حزبي اقدامات دولت ديگر در عرصه سياست خارجي را عقيم کند، منافع ملي کشور را کاملا ناديده بگيرد و منافع حزبي خودش را ترجيح دهد. آنچه در آمريکا اتفاق افتاده، يک تسويه حساب حزبي است و اين را سفير انگلستان در آمريکا هم با صراحت عنوان کرد که ترامپ به خاطر تسويه حساب با اوباما برجام را کنار گذاشت و مسائل و رقابتهاي حزبي را به رغم اينکه به قدرت رسيده، همچنان ادامه ميدهد. اصلي که در نظام بينالملل پذيرفته شده که کشورها داراي مسئوليت بينالمللياند و با تغيير دولت، مکلف به انجام تعهداتشان هستند. شبيه به اين که بعد از پايان دوره رياست جمهوري دکتر روحاني، رئيسجمهور بعدي از پذيرش برجام سر باز ميزد. آيا واقعا نظام بينالملل و افکار عمومي اين را قبول ميکرد؟ به نظر ميرسد درخواست گفتوگو از کسي پذيرفتني است که منطق و نتايج گفتوگو را بپذيرد. آنچه ما در مقام عمل تا الان از طرف زمامداران کاخ سفيد ديدهايم، برخلاف اين موضوع بوده و درخواستشان هم در جهت جنگهاي تبليغاتي و پيشبرد ديپلماسي آمريکا قابل گنجايش است. چون به رغم اينکه تحريمهاي بيسابقهاي عليه ايران وضع کردند، نتوانستند افکار عمومي جهان را چه در داخل آمريکا و چه بين متحدينشان با خودشان داشته باشند. بحثهايي که پمپئو مطرح ميکند هم مصرف داخلي براي آمريکا دارد و هم ميخواهد فشارهايي که بر ملت ايران اعمال ميکند را به نوعي توجيه کند. اما قطعا ملتي که با گوشت و پوست و استخوان خود فشارهاي آمريکاييها را تحمل ميکنند، آنقدر فهم و درک دارند که ميدانند و مانند پمپئو دچار فراموشي نشدهاند که چه اتفاقاتي افتاده است و صحبتهاي پمپئو خريداري ندارد. در اين ميان با به ميان کشيدن بحث مرضيه هاشمي به عنوان شخصي که با برخورد در کشور آمريکا مواجه شده و پمپئو ميتواند با او مصاحبه کند، ابتکار عمل و پاسخ هوشمندانهاي بود که از سوي جمهوري اسلامي ايران به درخواست وزير خارجه آمريکا داده شد.