کالدرون کار بسيار سختي در پرسپوليس دارد، چراکه تيم قهرمان را تحويل گرفته است. هواداران نيز تنها با قهرماني از عملکرد او رضايت پيدا ميکنند. تيم رئالمادريد سه قهرماني متوالي در ليگقهرمانان اروپا بهدست آورد؛ اما با جدايي کريستيانو رونالدو و زينالدين زيدان با قهرماني خداحافظي کرد. البته من قصد ندارم پرسپوليس را با رئالمادريد مقايسه کنم؛ اما بايد بدانيم موفقيت در پرسپوليس براي هواداران در اولويت است. برانکو ايوانکوويچ هم قبل از آنکه به پرسپوليس بيايد، موفقيتهاي چنداني بهدست نياورده بود؛ اما توانست در اين تيم سير صعودي را طي کند و هفت جام براي سرخپوشان کسب کند. کالدرون در ديدار با سايپا به بازيکنان جوان ميدان داد و شکست در اين مسابقه اصلا مهم نيست. ديديم که در ديدار با نيروي زميني با استفاده از 75 درصد ترکيب اصلي فصل گذشته، پرسپوليس به برتري پرگل چهار بر صفر رسيد. سرمربي آرژانتيني سرخپوشان هدفش سازندگي تيم است و اگر بتواند اين تيم را در آسيا قهرمان کند، ميتواند نشان دهد از برانکو مربي بهتري بوده است چراکه او سرخپوشان را نايبقهرمان آسيا کرد.بازيکنان بسياري خوب هستند که نميتوانند در باشگاههاي بزرگ بازي کنند چراکه فضا براي حضور آنها مهيا نيست. سروش رفيعي و شايان مصلح، بازيکنان توانمندي در پرسپوليس بودند و سابقه حضور در تيمملي را هم داشتند ولي در برنامه سرمربي تيم براي فصل آينده جايي نداشتند. براي همين کالدرون عذر آنها را خواست. مهدي شريفي نيز زماني در تيمملي حضور داشت ولي نتوانست نظر سرمربي تيم را جذب کند. من معتقدم اين بازيکنان ميتوانند در تيمهاي ديگر موفق باشند و اگر تمامي بازيکنان خوب فوتبال ايران بخواهند در پرسپوليس و استقلال بازي کنند، تيمهاي ديگر توان رقابت با اين دو تيم را پيدا نخواهند کرد. بعيد است کالدرون استقلال کارياش را از دست بدهد و اجازه دخالت مديران باشگاه را در مسائل فني تيم بدهد. ضمن اينکه مديران نيز هيچگاه در مسائل فني دخالت نخواهند کرد و اگر چنين اتفاقي رخ دهد بايد فاتحه پرسپوليس را خواند. معتقدم اگر حس دخالت باشگاه در کار سرمربي تيم به هواداران و بازيکنان منتقل شود، مطمئن باشيد پرسپوليس ديگر مدعي قهرماني نخواهد بود و موفقيتهاي سالهاي اخير از دست ميرود.