بستن

کارگردانی برایم در اولویت است

کارگردانی برایم در اولویت است

بهزاد خداويسي گفت: سريال «سرنخ» از محبوب‌ترين کارهاي کارنامه بازيگري من از نگاه مردم است. يعني بعد از مدتي غيبت و کم‌کاري در عرصه بازيگري، مردم همچنان مرا به‌نام مصطفاي «سرنخ» و مجيد قصه‌هاي «روزگارجواني» مي‌شناسند.«بهزاد خداويسي» که اين شب‌ها بازپخش سريال «سرنخ» را در آي‌فيلم2 و مختص بينندگان فارسي زبان تاجيکستاني و افغانستاني دارد، در گفت‌وگو با فارس گفت: بازيگري هنر است، آن هم هنري جوششي متکي بر توان، شور و انگيزه و استعداد بازيگر، دغدغه‌هاي او و درگيري و ارتباطش با نقش. اگر بازيگري همه اينها را داشته باشد، فرقي نمي‌کند در چه دوره‌اي و با چه امکاناتي ايفاي نقش کند.وي افزود: البته برخي امکانات به ياري بازيگر خواهند آمد اما کار اصلي آن نقش همچنان بر دوش بازيگر است. شايد در گذشته اين بار بر شانه‌هاي بازيگر بيشتر سنگيني مي‌کرد و امروز کمتر. فضاي مجازي و ارتباط با مخاطب را در اين ميان اتفاق خوبي مي‌دانم که اگر آلوده به حواشي نشود راه ارتباطي خيلي خوبي ميان بازيگر، هنرش و مخاطبان است. از سوي ديگر، فضاي مجازي به بازيگر کمک مي‌کند تا ظرفيت‌هاي خود را بهتر بشناسد و براي تغيير و ‌پيشرفت بر اساس ذائقه مخاطب تلاش کند.وي درباره حضورش در مجموعه «سرنخ» نيز توضيح داد: سرنخ، سريال موفقي به‌ويژه در ژانر خودش بود. اين مجموعه قصه‌هايي داشت که نه مطلقا پليسي و خشک بودند و نه دور از شم و شگردهاي کارآگاهي. يعني در حالي که شما سريالي پليسي را دنبال مي‌کرديد، قصه‌هاي مصوري از چگونگي ارتباط عاطفي آدم‌ها را در آن مي‌ديديد. ارتباط ميان خانواده، مادر، پيچيدگي‌هاي روحي انسان‌ها و مواردي از اين قبيل نيز در اين سريال پررنگ بود و همين لطافت‌ها زمختي قصه‌هاي پليسي را نرم مي‌کرد. به اين ترتيب، قصه‌ها نه فقط براي مخاطب علاقه‌مند به ژانر پليسي بلکه براي مخاطب به‌طور عام جذاب بود. اين موضوع، راز محبوبيت سرنخ و سازندگانش است که از شخصيت‌هاي قصه‌هاي خود خاطرات بصري پررنگي براي نسل علاقه‌مند به تلويزيون ساختند. همانطور که مي‌دانيد اين سريال هنوز هم يکي از بهترين مجموعه‌هاي ايراني است.خداويسي درباره مجموعه «سرنخ» گفت: اين سريال از محبوب‌ترين کارهاي کارنامه بازيگري من از نگاه مردم است. يعني بعد از مدتي غيبت و کم‌کاري در عرصه بازيگري، مردم همچنان مرا به نام مصطفاي سرنخ و مجيد قصه‌هاي روزگار جواني مي‌شناسند. حتي برخي مرا با اسم مصطفي خطاب مي‌کنند و هنوز هم گاهي برايشان همکار جوان اميرحسين اوصيايي هستم که ارتباط طنازانه‌شان با هم حلقه‌هاي معمايي قصه‌ها را پيش مي‌برد. شايد باورش برايتان سخت باشد اما گاهي اگر جايي تصادف يا دزدي بشود، برخي به من که هنوز مصطفاي قصه‌هاي سرنخ را به يادشان مي‌آورم، مراجعه مي‌کنند.اين بازيگر درباره انتخاب نقش‌هايش نيز توضيح داد: هميشه دوست داشته‌ام نقش‌هاي متفاوتي را تجربه کنم. حتي اگر نقش کوتاه، کمرنگ، منفي يا نقشي باشد که ديده نمي‌شود، باز هم اگر متفاوت باشد، آن را انتخاب مي‌کنم. حتي پيش آمده است که نقش اصلي به من پيشنهاد شده و با خواندن فيلمنامه تصميم گرفته‌ام نقش کوچک اما جذابي را به‌جاي نقش اصلي بازي کنم. در اين نقش کوچک لازم بوده است گريمي متفاوت داشته باشم و چندان هم ديده نشده‌ام اما براي درآوردن آن نقش زحمت زيادي کشيده‌ام. بنابراين، در کارنامه هنري من از نقش سراسر مثبت تا نقش‌هاي منفي حتي نقش مامور ساواک هم ديده مي‌شود. البته در سال‌هاي اخير که اولويتم کارگرداني است کمي روي انتخاب نقش‌ها حساس‌تر بوده‌ام. تلاش کرده‌ام نقش‌هايي را بازي کنم که متفاوت‌تر از قبل است. اما شايد حالا آمادگي اين را داشته باشم آن نقش‌هاي مثبت سال‌هاي پيش را در جايگاه مردي جاافتاده با گذر تجربه‌هاي پدرانه ايفا کنم. به عبارت ديگر، آماده هستم که نقش خودم را در زندگي بازي کنم. کاري که تلاش دارم در عرصه نويسندگي تجربه‌اش کنم.وي همچنين در پاسخ به اين سوال که کداميک از نقش‌هايي که تا به حال ايفا کرده‌ايد، بيشتر دوست داريد نيز عنوان داشت: همه نقش‌هايم را دوست داشته‌ام و براي ايفاي‌شان از تمام توانم کمک گرفته‌ام، اما شايد به‌لحاظ عاطفي نقش معلم قصه «خمره» را در فيلم موفق و درخشان ابراهيم فروزش که در سال 70 کار شد، طور خاصي دوست داشته باشم. نقشي که تکرار نشد و سادگي و کششي که در کاراکتر ساده معلم بود، براي بسياري از مخاطباني که سريال‌ها و فيلم‌هاي مرا دنبال کرده‌اند، جذاب و دلنشين بوده است.وي با بيان اينکه بازي در بيشتر ژانرها را تجربه کرده‌ام، اظهارداشت: در فيلم «من زمين را دوست دارم»، نقشم طنز بود و در کنار عليرضا خمسه کار کردم. در سريال سرنخ نقش پليس را داشتم و در روزگار جواني، دانشجو و نقاش بودم. نقش پرويز ثابتي يکي از مهره‌هاي ساواک را نيز بازي کرده‌ام. در نتيجه فکر مي‌کنم هر بازيگري لازم است ژانرهاي مختلف را تجربه و‌ در کارنامه کاري خود ثبت کند. همين طور من در مديوم سينما با فيلم ضيافت استاد مسعود کيميايي، ايران‌سراي من است از استاد پرويز کيميايي، خمره از ابراهيم فروزش و فيلم‌هاي ديگري همچون باني چاو، قاصدک، عصيان و... فعاليت پررنگي داشته‌ام. آغاز فعاليت هنري‌ام نيز با تئاتر بوده است و تا سال‌هاي اخير همچنان تجربه بازي در صحنه تئاتر را دوست داشته‌ام و هر چند سال يک بار روي صحنه خود را محک مي‌زنم. از سوي ديگر، همه تجربه‌هاي اين سال‌ها را در عرصه کارگرداني به کار مي‌برم.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی