بستن

ارزيابي فضايي از مشارکت سياسي شهروندان

ارزيابي فضايي از مشارکت سياسي شهروندان
حمیدرضا جلایی‌پور استاد دانشگاه و فعال سیاسی

مهدي نوربخش، تحليلگر سياسي و استاد روابط خارجي انتخابات شوراياري‌هاي تهران را با واژه‌هاي مطلق ارزيابي کرده و شعار‌گونه زنگ خطر را به صدا درآورده است که در پنج فراز زير به نقد آن مي‌پردازم. 1-در نوشته خود آورده است: «انتخابات شوراياري‌هاي شهر تهران نمايش مشارکت حداقلي در انتخاباتي بود که هرگز سياسي نبود. منطقه19 تهران با بالاترين ميزان شرکت، فقط 14درصد مشارکت واجدين شرايط را نشان مي‌داد». نقد: الف: اينکه 500هزار نفر شهروندان محلات تهران براي انتخاب کانديداهاي بي‌نام و نشان شوراياري‌ها که يک امر عمومي است مشارکت کرده‌اند، اگر يک فعاليت شهروندي و سياسي نيست، پس ايشان بايد توضيح بدهند که اساسا فعاليت سياسي چيست؟ نکند جناب نوربخش فعاليت سياسي را فقط در محدوه چالش نخبگان حاکم در حفظ سمت‌هاي کليدي با مخالفين‌شان، فعاليت سياسي مي‌دانند! نيم‌‌قرن است که روشن شده فعاليت سياسي دموکراتيک يعني مشارکت سياسي برابر شهروندان، در امور عمومي. ازاين‌رو، اتفاقا عمل شهروندان تهران در انتخابات شوراياري‌ها هم سياسي و هم دموکراتيک بود. ب: براي‌اينکه ارزيابي منفي و مطلق خود را از مشارکت مردم تکميل کند، فرموده‌اند مشارکت مردم تهران با توجه به تعداد واجدين شرايط خيلي پايين و فقط 14درصد بوده است. ولي از سه چيز غفلت کرده. اولا، ميزان مشارکت شهروندان را حتي در انتخابات سطح ملي با ميزان مشارکت‌هاي انتخابات قبلي يا کشورهاي ديگر مي‌سنجند، نه به تعداد واجدين شرايط حق‌راي و اين خصيصه در انتخابات محلات جدي‌تر است. زيرا هر فرد معمولي و آشنا با سياست مي‌داند که انتخابات در محلات شهرهاي بزرگ معمولا با مشارکت کم صورت مي‌گيرد و اين چيز عجيبي نيست. لذا براي ارزيابي ميزان مشارکت مردم در انتخابات شوراياري‌ها بايد به ميزان مشارکت‌هاي انتخابات قبلي مراجعه کرد. اتفاقا با اينکه انتخابات شوراياري‌ها اولين انتخابات پس از اعتراضات دي‌ماه 1396 است، مشارکت مردم در انتخابات 4مرداد تفاوت آشکاري با دفعه قبل نداشته است. لذا معلوم نيست به چه دليلي زنگ خطر را به صدا در آورده است! مگر چه اتفاقي افتاده که هشدار مي‌دهد! 2- خطاي سوم در بررسي انتخابات شوراياري‌ها اين است که به شرايطي که اين انتخابات برگزار شد، اصلا اشاره نکرد‌ه و به همين دليل تلاش مردم محلات تهران به چشم ايشان نيامده‌ است. درحالي که شرايط برگزاري اين انتخابات از اين قرار بود: الف: هيچ‌‌يک از ارکان حاکميت از انتخابات شورا‌ياري‌ها دفاع نکردند و صداوسيما آن‌را بايکوت مطلق کرده بود. ب: دولت پنهان برخلاف ارزيابي برخي از قبل متوجه بود که شهروندان از روزنه‌هاي انتخاباتي حتما استفاده مي‌کنند. لذا دولت پنهان تمام سعي خود را بر تعليق اين انتخابات گذاشت و برخي به هر شيوه متوسل شدند تا بلکه جلوي انجام اين انتخابات گرفته شود. ج: ماهواره‌هاي سرنگوني‌طلب آشکارا از تحريم انتخابات شوراياري‌ها سخن گفتند و اين مشارکت مردم را به سخره گرفتند. د: حتي اصلاح‌طلبان راديکال در اين انتخابات نه خودشان فعال بودند و نه مردم را به انتخابات دعوت کردند. ه: در ضمن شهروندان محلات در شرايطي در انتخابات شرکت کردند که کشور در رکود-تورمي، در تحريم اقتصادي، در چالش با افزايش شديد اجاره خانه‌ها و تهديد گروه خطرناک B قرار داشتند. در چنين شرايطي؛ اولا، شهروندان محلات تهران رکورد مشارکت انتخابات شوراياري همچون سال94 را نگهداشتند و دوباره نشان دادند انتخابات براي آنها مهم است. ثانيا، برگزارکنندگان يک تجربه و رويه اساسي را که برگزاري انتخابات الکترونيک بود، به نمايش گذاشتند. بنابراين، برخلاف نظر برخي، انتخابات اخير شوراياري‌ها پيروزي شهروندان بي‌نام و نشان و اصلاح‌طلبان بي‌ادعا بود و گامي در جهت تقويت دموکراسي شد. اتفاقا اين انتخابات ضربه‌اي بود بر فضاي يأسي که در فضاي مجازي ساخته شده است و يک علامت اميد به جامعه داد. متاسفانه تحليلي که در ارزيابي مشارکت صدها‌هزار نفر از شهروندان تهران زمينه و زمانه را نسنجد، تحليل واقعي نيست و بيشتر گفتاري فضايي و معمولا آرزومندانه است. 3. خطاي ديگر اين است که فکر مي‌کند اصلاح‌طلبان به‌خاطر نتايج انتخابات شوراياري‌ها مي‌خواهند در انتخابات اسفند 1398 فعال باشند. درصورتي که فعال شدن در انتخابات 1398 بر اساس واقعيت ديگري يا رفتار انتخاباتي مردم ايران و مشارکت پنجاه‌درصدي آنها در انتخابات مجلس است. 9 دوره انتخابات مجلس در چهار دهه گذشته نشان داده کف مشارکت مردم در انتخابات در سطح ملي 50درصد است و اتفاقا انتخابات شورا‌ياري‌ها نشان داد که احتمال اينکه ميزان مشارکت مردم در انتخابات اسفند 98 از 50درصد هم افزايش پيدا کند، هست. 5. نقد من به ارزيابي فضايي و انتزاعي به معناي ناديده گرفتن معايب و يا بي‌توجهي به ضعف اعمال قدرت منتخبين مردم پس از انتخابات يا ضعف‌هاي جبهه اصلاح‌طلبان نيست. که در جاي خود بايد بحث کرد و بيست سال است که بحث مي‌شود و تا ورود ايران به مرحله تحکيم دموکراسي در ايران آسيب‌شناسي نظام انتخاباتي ادامه دارد. حرف من اين است که اتفاقا براي رفع معايب نظام انتخاباتي و به‌طور کلي‌تر براي پيشبرد قوي‌تر اصلاح‌جويي در ايران بايد فرآيندهاي انتخاباتي موجود و خصوصا مشارکت شهروندان را جدي گرفت و با ارزيابي‌هاي فضايي راه براي تسخير ارکان حکمراني از سوي حاملان انحصارطلب دولت موازي باز نکرد و نبايد به شهروندان بي‌پناه و بي‌نام نشان از موضع آوانگارد آدرس غلط داد. دموکراسي روزي بر ايران نازل نمي‌شود؛ بلکه فرآيندي است که با مشارکت همين شهروندان گمنام و بي‌پناه ساخته مي‌شود.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی