بستن

جامعه ما درد تأخر فرهنگی دارد

جامعه ما درد   تأخر فرهنگی دارد

مشکل اساسي جامعه در مورد بسياري از مشکلات موجود از مصرف بي‌رويه برق و انرژي(دومين کشور جهان)، گاز، مصرف بي‌رويه آب، انداختن آشغال از درون ماشين به کنار خيابان و پياده‌رو، تخلفات رانندگي گوناگون و کشته‌شدن بيش از 27هزار نفر و مجروح‌شدن بيش از 700هزارنفر در تصادفات رانندگي، مشکلات آپارتمان‌نشيني و گذاشتن کفش و آشغال جلوي در آپارتمان و ايجاد سروصداهاي نابهنجار به‌بهانه چهارديواري اختياري، نحوه غذاخوردن با وجود داشتن ميز و صندلي و مبل استيل و قاشق و چنگال نقره و طلا و صدا درآوردن هنگام غذاخوردن، تجمع هنگام بروز حادثه، اتلاف وقت و نيروي انساني و کاهش ميزان کار مفيد در سازمان‌هاي مختلف، رفتار و کردار نظام بوروکراسي، دريافت حقوق‌هاي نجومي و غارت بيت‌المال و دزدي و رشوه‌گيري، عدم رعايت قوانين و مقررات و عدم تخصص‌گرايي و پارتي‌بازي و ژن برتر و خانواده‌سالاري، عدم توجه به وقت‌شناسي و تمارض و کار امروز به فردا انداختن، جواب سربالا دادن به مردم و عدم رعايت قوانين و مقررات در جامعه و رفتار و کردار نهاد‌هاي مختلف و... در يک کلام درد جامعه، درد تأخر فرهنگي است.

افکار را نمي‌توان به‌سرعت تغيير داد

اصطلاح تأخر فرهنگي يا پس‌افتادگي فرهنگي به‌معني تاخر يا پس‌افتادگي فرهنگ معنوي از فرهنگ مادي است، زيرا فرهنگ معنوي ريشه‌دار‌تر، عميق‌تر و گسترده‌تر از آن ست که بتواند به‌سرعت فرهنگ مادي تغيير کند. ما مي‌توانيم لباس و پوشاک، اتومبيل، لوازم خانگي، محل سکونت و ساختمان خود را به‌سرعت عوض کنيم، آخرين تکنولوژي را به‌دست آوريم و بخريم اما به هيچ‌وجه نمي‌توانيم با اين سرعت افکار، عقايد، ارزش‌ها، هنجارهاي فرهنگي، سنت‌ها و آداب و رسوم خود را تغيير دهيم و شيوه و رفتار درست استفاده‌کردن از اين امکانات را تغيير دهيم، بلکه سال‌ها طول مي‌کشد و با کندي بسيار همراه است. در فرهنگ مادي زودتر و در فرهنگ معنوي دير‌تر صورت مي‌گيرد. در نتيجه در همه جوامع ناهماهنگي ميان اجزاي تشکيل‌دهنده فرهنگ مادي و معنوي وجود دارد که اصطلاحا به آن تأخر فرهنگي مي‌گويند.

تأخرفرهنگي همه‌جا هست

اصطلاح تأخر فرهنگي يا پس‌افتادگي فرهنگي نخستين‌بار به‌وسيله جامعه‌شناس بزرگ آمريکايي به‌نام ويليام اف‌اگ‌برن مطرح گرديد که به معني فاصله‌گرفتن فرهنگ مادي از فرهنگ معنوي يا ذهنيت فرهنگ معنوي است که در نتيجه تغييرات و تحولات سريع فرهنگ مادي يا تکنولوژي است. به عبارت ديگر ذهنيت فرهنگي معنوي به همان سرعتي که فرهنگ مادي و تکنولوژيکي تغيير مي‌کند، نمي‌تواند خود را منطبق و سازگار و هماهنگ کند. در نتيجه همواره بين فرهنگ مادي و حسي و فرهنگ معنوي فاصله وجود دارد و هيچ‌گاه و در هيچ جامعه‌اي هماهنگ نمي‌شوند، از پيشرفته‌ترين تا عقب‌مانده‌ترين کشورها و جوامع. به عبارتي مي‌توان زود لباس را عوض کرد يا ماشين يا يخچال و فريزر خريد يا مدل آرايش را عوض کرد يا آب لوکه‌کشي و يا آپارتماني خريد، مبل خريد و... قاشق و چنگال نقره يا طلا موجود است اما هنگامي که طرف غذا مي‌خورد صداي نابهنجاري درمي‌آورد، ماشين بنز دارد ولي روي خط عابر پياده مي‌ايستد و چراغ قرمز را رد مي‌کند، آب لوله‌کشي را هدر مي‌دهد، با تلفن بلندبلند صحبت مي‌کند و... اينها همه حاکي از آن است که درست است که وسيله را در اختيار دارد ولي فرهنگ درست استفاده‌کردن از آن را نمي‌داند، زيرا سال‌ها طول مي‌کشدد تا يک فرد طرز استفاده درست از آنها را بياموزد و درست به‌کار ببرد که امکان‌پذير نيست، چون همواره سرعت تغييرات تکنولژيکي به مراتب زيادتر از تغييرات ذهني و فکري است و هيچ‌گاه ذهن و فکر نمي‌تواند خود را با اين تغييرات سريع هماهنگ کند. در نتيجه در تمام فرهنگ‌ها همواره تأخر فرهنگي يا پس‌افتادگي فرهنگي بين فرهنگ مادي و حسي و فرهنگ معنوي يعني شيوه درست استفاده‌کردن از آنها وجود دارد و خواهد داشت. از اين‌رو اين پديده خاص کشورهاي جهان سوم و از جمله کشور ما نيست، بلکه همه کشور‌ها با اين پديده فرهنگي روبه‌رو هستند، منتها اين فاصله يا تأخر فرهنگي در همه کشور‌ها و افراد يکسان نيست؛ برخي بيشتر و برخي کمتر است. بر اساس اين تئوري هر مردمي که زود‌تر با تکنولوژي و صنعت آشنا شده و به‌کار برده‌اند کمتر و مردمي که ديرتر با تکنولوژي و ابزار صنعتي آشنا شده‌اند بيشتر تأخر فرهنگي دارند.بايد دانست که اساس تئوري تأخر فرهنگي بر پايه تئوري تکنوکراسي يا حاکميت تکنيک و ابزارآلات يا فناوري قرار دارد، يعني فناوري و تکنولوژي است که سبک و شيوه زندگي و درست استفاده‌کردن از آنها را تعيين مي‌کند. دقيقا همان سخني است که رهبر معظم انقلاب در اول فروردين 97 در مشهد فرمودند که فناوري فرهنگ مي‌آورد، سبک زندگي مي‌آورد. تجمل‌گرايي و اشرافي‌گري مي‌آورد و شئ سروري حاکم مي‌شود. يعني افراد شخصيت خودشان را از اشياء‌شان مي‌گيرند و با ماشين، النگو و انگشتر برليان و... وجهه‌خواهي مي‌کنند و به ديگران فخر مي‌فروشند و به اصطلاح با ظاهرشان خود را تعريف مي‌کنند. در چنين جامعه‌اي مادي‌گرايي و شئ سروري حاکم مي‌شود و خودخواهي، خودمحوري و خودمداري فزوني مي‌گيرد و معيار شخصيت افراد مال و منال آنها مي‌شود. در چنين جامعه‌اي، فروريختگي فرهنگي و تجمل‌گرايي و اشرافي‌گري حاکم شده و انسان از معنويات و فرهنگ معنوي دور مي‌شود و به صورت آدمک‌هاي بي‌جان درمي‌آيد که شاهد هستيم. در ميدان پانزده خرداد بازار دوهزارنفر از مترو پياده مي‌شوند بدون آنکه از حال و روز هم بپرسند يا بخواهند بپرسند. در ميدان کاج دوهزار نفر شاهد کشتن جواني با چاقو به‌دست يک نفر بودند بدون آنکه يک نفر جلو برود و مانع شود. دختري به‌دست همکلاسي‌اش کشته شد، مقابل پل مديريت و يک نفرجلو نرفت و مانع نشد. همه تماشاگر صحنه نمايش و تئاتر بودند. اين يعني ازخودبيگانگي و فروريختگي فرهنگي.

تاثير ابزار‌هاي تکنولوژيک

از اين رو بر اساس تئوري تکنوکراسي و نظريه لوئيس هنري مورگان ـ مردم‌شناس بزرگ فرهنگي ـ که بيست‌سال در ميان اقوام ايرو کويز زندگي کرد و کتاب گران‌بهاي «جامعه کهن» را به رشته تحرير درآورد، اين فناوري و تکنيک است که سبک زندگي انسان را در طول تاريخ تعيين مي‌کند و موجب تغيير ذهنيت فرهنگي يا فرهنگ معنوي مي‌شود و انسان را به اين مرحله از پيشرفت و ترقي رسانده که هنوز در ابتداي اين تغييرات و تحولات هستيم. به عبارت ديگر بر اساس اين تئوري، ابزار يا انسان ابزارساز موجب تغيير ذهن و فکر انسان انديشه‌ورز گرديد و اين آسياب هي گشت و گشت تا به امروز رسيد و تا ابد ادامه خواهد داشت، زيرا با هر نوآوري تکنولوژيکي ذهن و سبک زندگي و خواست و آمال و رفتار و کردار تغيير مي‌کند، چون هر وسيله تکنولوژيک، خود يک معلم و تعليم‌دهنده است. بر اساس اين تئوري دوچرخه، ماشين دودي، يخچال نفتي، گرامافون و صدها نوآوري تکنيکي که به کشور ما وارد شد، ذهن و فکر مردم را تغيير داد، راديو و تلويزيون که جاي خود را دارد. بنابراين تأخر فرهنگي يک جبر تاريخي است که هيچ‌گاه از بين نمي‌رود منتها همان‌طور که به نظر رسيد هر جامعه و مردمي که زودتر با تکنولوژي جديد آشنا شدند و به‌کار بردند تأخر فرهنگي کمتر دارند. بر همين اساس مردم شهر بزرگ ايران يعني تهران تأخر فرهنگي کمتري نسبت به شهرهاي ديگر دارند، چون زودتر وارد تکنولوژي جديد شده و با آن آشنا شدند. تأخر فرهنگي پديده تازه‌اي نيست بلکه همواره کم‌وبيش وجودداشته و تا ابد وجود خواهد داشت و از دست کسي کاري ساخته نيست و همه جوامع و از جمله جامعه ما را در برگرفته و تغيير داده است.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی