آرمان ملي- رها معيري: زندهگيري برهها و تولههاي حيوانات يا جوجههاي پرندگان پس از شکار مادر، هرچند داستاني غمانگيز است، اما اين روزها اخباري که از گوشه و کنار کشور در اين باره به گوش ميرسد به اين داستان، لباس واقعيت ميپوشاند. از آنجا که فصل بهار و اوايل تابستان، فصل تولد اين نوزادان است، شکارچيان، پس از آنکه تير خلاص را بر حيوان مادر شليک ميکنند، برهها يا جوجههاي بيدفاعي را براي فروش با خود ميبرند. اين اتفاق در شهرهاي شمالي به وضوح ديده ميشود و به اعتقاد کارشناسان فقر فرهنگي و احساس مسئوليت نکردن روستاييان به محيط زيستشان سبب شده تا نه تنها بسياري از روستاييان در راستاي مخالفت با شکار و زنده گيري نوزادان حيوانات عمل نکنند، بلکه خود راهنماي شکارچيان شوند.
خطر انقراض پرندگان
از سوي ديگر مسئولان محيط زيست بارها براي اين امر به مردم هشدار دادهاند. يک کارشناس محيط زيست در اين باره ميگويد: زندهگيري جوجه پرندگان نادر و کمياب در استانهايي همچون گلستان، مازندران، همدان و... نسل اين گونه از پرندگان در آستانه انقراض قرار داده است. با توجه به قرار گرفتن در فصل زاد و ولد، تلاش براي زنده گيري حيوانات به خصوص سرقت تخم پرندگان شکاري توسط سودجويان و متخلفان افزايش يافته است. وي اضافه کرد: افراد سودجو و متخلف در اين روزها بيشتر اقدام به زنده گيري جوجه پرندگان شکاري از جمله سه گونه کمياب نظير بحري، بالابان و عقاب طلايي ميکنند. اين گونه از پرندگان به علت اينکه در آستانه انقراض هستند در ليست پرندگان حمايت شده IUCN æ áíÓÊ ÞÑãÒÇÊÍÇÏíå ÍÝÇÙÊ ÇÒ ãÍíØ ÒíÓÊ ÏÑ ÌåÇä ÞÑÇÑ ÏÇÑäÏ.íک ÌÇäæÑÔäÇÓ äíÒ ÈÇ ÊÇکíÏ ÈÑ Çíäکå ÏÑ کト ãÇ ÒäÏåگíÑí Èå ÔکáåÇí ãÎÊáÝ ÇäÌÇã ãíÔæÏ، گÝÊ: äæÒÇÏÇä ÍíæÇäÇÊí ãÇääÏ Þæچ، ãíÔ، ÈÒکæåí æ Âåæ، کæÏکÇä ÎæÏ ÑÇ ÊÇ Ïæ ÑæÒ ÈÚÏ ÇÒ ÊæáÏ ãÎÝí ãíکääÏ. ÏÑ ãæÑÏ پÑäÏگÇä ÔکÇÑí æ ÌÛÏåÇ Çíäگæäå ÇÓÊ æ ÔکÇÑچíÇä æ ÇÝÑÇÏ Èæãí ãäØÞå Èå ÓÑÇÛ áÇäååÇí ÂäåÇ ÑÝÊå æ ÂäåÇ ÑÇ ÔکÇÑ ãí کääÏ. ãåÏí ÑÝíÚí ÎÇØÑäÔÇä کÑÏ: Çíä ÔکÇÑ ÏÑ ÍíæÇäÇÊ گæÔÊÎæÇÑ æ æÍÔí ãÇääÏ íæÒ پáäگ æ ÎÑÓ ãÊÝÇæÊÊÑ ÇÓÊ æ ÈچååÇ ÈÚÏ ÇÒ ãÑگ ãÇÏÑÇä ÔکÇÑ æ ÈÑÇí ÝÑæÔ Èå ÔåÑ ÈÑÏå ãíÔæäÏ æ ãÔÊÑí ÂäåÇ íÇ ÈÇÛ æÍÔ ÇÓÊ íÇ کÔæÑåÇí ÔíÎ äÔíä åãÓÇíå.
جوامع بومي حيوانات را متعلق به خود نميدانند
او در ادامه گفت: اما بچه حيواني که از طبيعت گرفته مي شود مخصوصا حيواناتي مانند خرس و پلنگ چون نوزاد آنها بسيار سرگرمکننده هستند و بعد از مدتي بزرگ شده و ديگر قابل نگهداري نيستند پس آنها را رهامي کنند .اما آن حيوانات به محيط انسان ها عادت کردهاند و بهدنبال خانه خود ميگردند و اين امر مي تواند براي انسان بسيار خطرناک باشد. از سوي ديگر 99درصد حيوانات چون آموزش هاي لازم را از مادر خود براي زندگي فرا ميگيرند پس از رها شدن در ادامه زندگي دچار مشکل خواهند شد.
اصلاح قانون شکار
مهندس رفيعي معتقد است که فرهنگ حيوان دوستي در ميان ما ايرانيان کم است و اين امر در ميان روستائيان بيشتر از شهر نشينان است. او ادامه داد: در روستاها افراد بومي چون آموزش کمتري ديدهاند و سياستهاي غلطي بر قوانين شکار ما حکمفرماست جوامع بومي حيوانات و محيط زيست منطقه را متعلق به خود نمي دانند. آنها مي گويند که هميشه يکسري شکارچي با پروانه شکار يا بدون پروانه جلوي منزل ما شکار مي کنند پس چرا خودمان اين کار را نکنيم. هنوز آنها احساس نکردهاند که محيط زيست پيرامون آنها متعلق به خودشان است و در قبال آن احساس مسئوليت کنند و همين امر باعث ميشود که شکارچيان براي شکار به مناطق روستايي مي آيند. افراد بومي شکارچيان را حتي راهنمايي نيز مي کنند تا در کنار شکار اصلي آنها بتوانند بچه حيوانات را شکار کنند. اما اگر قوانين شکار ما اصلاح شود و 7ميليون توماني که براي شکار يک قوچ به خزانه دولت ميرود، 2ميليون تومان آن را به روستاييان اختصاص دهند، مردم آنجا ديگر براي شکار غيرقانوني و بدون مجوز اقدام نميکنند و به شکارچيان اجازه شکار نمي دهند. چون زماني که سود از شکار به آنها تعلق ميگيرد آنها به شکار بچههاي حيوانات اقدام نميکنند چون مي دانند با شکار بچه ها و شکار غيرمجاز 2ميليون را از دست ميدهند. اما زماني که اين سازو کار تعريف نشده پس روستايي با خودش ميگويد غريبهها ميآيند شکار و سودش را مي برند پس چرا خودمان اين کار را انجام ندهيم.