زندگی شهری بهویژه در کلانشهرها علاوه بر پیامدهای مثبتی همانند تغییر الگوی مصرف، بهبود سطح زندگی و توسعه ارتباطات، نیازمند افزایش مشارکت مدنی بر اساس اصول شهروندی، اعتماد اجتماعی، پاسخگویی و نظارت و حقوق و تکالیف است. بر این اساس، ضرورت بهرهگیری از ساختارهای مردمی و داوطلبانه برای توسعه شهرها به یك عنصر حائز اهمیت تبدیل میشود كه در این خصوص شورایاریها بهعنوان نهادهای غیردولتی و غیرسیاسی، داوطلبانه مردمی و محلهای این نقش كلیدی را در توسعه شهرها ایفا میكنند، چراكه لازمه توسعه شهری كه رفاه و پیامدهای مثبت آن متوجه زندگی و زیست شهروندان میشود به تحولات ساختاری و مدیریتی در نظام مدیریت شهری نیاز دارد كه با رویكرد تقویت محور نقش و جایگاه شورایاری میتوان انتظار داشت این رسالت و هدف محقق گردد. باید در نظر داشت كه تحقق اهداف توسعه شهری، تدوینشده در برنامهریزیها بدون مشاركت مردم محقق نمیشود و لازم است با انجام اقداماتی، حس تعلق شهروندان به محلات بهعنوان پیشنیاز سرمایه اجتماعی و مشاركت اجتماعی افزایش پیدا كند تا به این وسیله كارآمدی برنامهریزی و سیاستگذاریها نیز حاصل آید. عدم همراهی برنامهها با انتظارات و مطالبات مردم موضوعی است كه در شهری همانند تهران آنگونه كه انتظار میرود، وجود نداشته و در بعضی از محلات بهدلیل نبود یا كمبود تعلق خاطر شهروندان به محلهای که در آن زندگی میکنند، مشكلات و آسیبهای اجتماعی و فرهنگی بسیاری پدید آمده است. از اینرو نهاد شورایاریها، تلاشی شایسته تحسین و راهگشا برای پرورش شهروندان مسئول است، چراکه شهروندان مسئول، مطالبهگری دارند و خواهان زندگی بهتری هستند، لذا در امور محله خود را دخیل دانسته و رای و نظرشان را همواره مطرح میکنند و این مطالبهگری و شكلگیری فرهنگ مشارکت اجتماعی در ذیل شورایاریها جلوه بیشتر و موثرتری پیدا میکند. بر این مبنا یکی از راههای افزایش تعلق شهروندان به فضاهای شهری و بهویژه هویت محلی، درگیرکردن و مشارکت دادن آنها در امور شهری و محلهای است كه حس تعلق محلهای میتواند این عامل را تقویت كند؛ حسی که در سالهای اخیر بهدلیل افزایش مهاجرتهای درونشهری كمرنگ شده و بهواسطه آن سرمایه اجتماعی كه بر پایه آن میتواند شكل بگیرد، نیز كاسته و با از بین رفتن احساس تعلق مکانی، افراد از انگیزه و احساس مسئولیتپذیری کمتری در قبال بهبود محیط سکونت خود دارند و بالتبع سرمایه اجتماعی محلی یعنی تعامل متقابل بین ساکنان و همچنین بین شهروندان و مدیریت شهری کاهش پیدا میکند. بنابراین، دو دارایی مهم اجتماعات محلی یعنی تعلق مکانی و سرمایه اجتماعی که بر تمایل به مشارکت ساکنان در بهسازی محله موثرند، از این محلات سلب شده و پروژههای مشارکتی كه بهعنوان یك ضرورت بهخصوص در بافت فرسوده و تاریخی شهر تهران است، به پیش نرفته یا به كندی اجرایی میگردد. انتخابات شورایاری فرصتی برای ارتقای سطح مشاركت اجتماعی و بهدنبال آن افزایش سرمایه اجتماعی بهعنوان یك شاخصه توسعه پایدار است كه با مشاركت مردم در انتخابات شورایاریها این مهم به نحو احسن اجرایی خواهد شد و امیدواریم زنان بهعنوان نیمی از جمعیت شهری نیز سهم قابل توجهی را در اعضای شورایاری به خود تخصیص دهند، چراكه مدیریت شهری نیاز به بهرهگیری از ایدهها و دانش تخصصی و تجربه زیسته همه شهروندان دارد. البته باید در نظر داشت كه شورایاری و سازمانهای مردمنهاد محلی باید در زمینه مشارکتهای اجتماعی در سطح محله با یکدیگر تعامل و همکاری مستمر و در راستای رفع مشکلات محله تعاملات سازنده و راهگشا داشته باشند تا آنچه كه از یك شهر توسعهیافته انتظار میرود در سایه این مشاركتها و تعاملات بهدست آید و رفاه و آسایش آن متوجه همه شهروندان گردد.