مشاور رئيس بنياد ملي نخبگان در اين باره گفته است: بسياري از آمارهايي که در سالهاي اخير در خصوص فرارمغزها يا مهاجرت نخبگان دهن به دهن ميشوند معتبر نيستند. اما بالاخره براي تعدادي از نخبگان جذابههاي خاصي وجود دارد مدرک معتبر، گرنتهاي خوب، زندگي در دنياي جديد، تکنولوژيهاي نو و انگيزههاي متفاوتي هم براي ادامه تحصيل و حضور در دانشگاههاي دنيا به نخبگان پيشنهاد ميشود. از طرفي آمارهايي را موسسات بينالمللي درباره مهاجرت و جابهجايي افراد تحصيلکرده ارائه ميدهند؛ پرويز کرمي خاطرنشان کرد: کشورهاي اروپايي مطرح و آمريکايي طالب و جاذب دانشجويان خوش استعداد و خلاق ايراني هستند و نخبگان بيشتر به دانشگاهها و کشورهايي مهاجرت ميکنند که دوست دارند علم و مدرک دانشگاهي آنجا را داشته باشند. يعني گرنتها و نوع امتيازاتي که داده ميشود براي نخبگان بسيار حائز اهميت است.
مهاجرت 5/1 ميليوني به کانادا و استراليا
اما سال گذشته حسين عبده، اقتصاددان و مشاور وزير راه و شهرسازي از صف مهاجرت 5/1ميليون ايراني به کانادا و استراليا خبر داد. با توجه به آمار 5/1 ميليون نفري تقريبا معادل دو درصد جمعيت کل ايران و چهاردرصد جمعيت جوان زير 30 سال است. يعني از هر 100 جوان ايراني چهار نفر در صف مهاجرت به کانادا و استراليا ايستاده و پرونده باز مهاجرت به اين دو کشور دارد.
تبعات جبران ناپذير مهاجرت
در اين رابطه يک جامعه شناس درباره پديده مهاجرت و تبعات آن براي کشور به «آرمان ملي» ميگويد: مهاجرت از لحاظ جمعيت شناسي، اقتصادي، نيروي مولد کار و حتي روانشناسي اجتماعي براي جامعه تبعاتي بسيار جدي دارد. کشور فرانسه سالها قبل اين پديده را از لحاظ روانشناسي اجتماعي بررسي کرد و آنها ديدند افراد باهوشتر و موقعيت سنجتر به مهاجرت ميپردازند، کما اينکه در دين اسلام نيز پيامبر (ص) از مکه به مدينه و اميرالمومنين از مدينه به کوفه مهاجرت ميکند. امان الله قرايي مقدم با اشاره به اينکه مهاجرت نيروي انساني فعال و فرار مغزها در چند دهه گذشته هزينههاي زيادي را روي دست دولتها گذاشته است، خاطرنشان کرد: آلفرد سووي، جمعيت شناس فرانسوي در اين باره معتقد است که دولت و کشور براي هر فردي در جامعه يک هزينه مشخص صرف ميکند، يک شهروند از لحظه تشکيل نطفه تا زمان مرگ هزينه سرانهاي دارد که اجتماع آن را پرداخت ميکند و وقتي مهاجرت صورت ميگيرد، صرف نظر از اينکه کشور نيروي متخصص و ماهر که براي رشد و توسعه اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي بسيار موثر و کارساز است، از دست ميدهد، هزينههاي او نيز براي تربيت شهروند نابود ميشود. از سوي ديگر کشورهايي که اين افراد را جذب ميکنند صرف نظر از عدم پرداخت سرانه هزينههاي جامعه، يک مغز آماده و پرورش داده شده را در اختيار ميگيرد بدون اينکه پولي خرج کرده باشند. در کشور ما براي اينکه يک نفر ليسانس بگيرد 170ميليون تومان هزينه ميشود، افراد معمولي و کارگر نيز حدود 30ميليون تومان هزينه سرانه آنهاست، پس پرورش هر فرد براي کشور هزينه دارد. شايد يک نفر بگويد پدر يا مادرم هزينههاي بزرگ شدن مرا پرداخت کردهاند، اما پدر و مادر او اين پولها را از کجا آورده و از سرمايههاي ملي خرج نکردهاند. قرايي مقدم همچنين افزود: فرار مغزها بعد از قرن 18 در دنيا آغاز شد و کشورهاي در حال توسعه با نشان دادن در سبز، به جذب افراد نخبه کشورهاي جهان سوم پرداختند. آنها افراد فرهنگي و سينمايي، علمي، سياسي، نخبه را جذب کردند و جوامعي که اين افراد نخبه را از دست ميداد، از نظر نيروي انساني و رشد و توسعه ضعيفتر از گذشته ميشد. بنيامين هيگينز، استاد جامعه شناسي دانشگاه هاروارد در اين باره ميگويد: کشورهايي مانند عربستان، کويت، امارات و ... که درآمد ارزي فراواني دارند، اگر بتوانند پيشرفتهترين تکنولوژي دنيا را وارد کنند، بدون داشتن نيروي انساني متخصص و ماهر، به رشد و توسعه اقتصادي نميرسند. پس يکي از سرمايههاي مهم جامعه، سرمايه نيروي انساني است. وقتي موج مهاجرت صورت ميگيرد اين نيروي متخصص و ماهر بدون هيچگونه هزينهاي در اختيار کشورهاي ديگر قرار ميگيرند و جامعه از اين لحاظ فقير خواهد شد و پيشرفت نخواهد کرد. حتي اگر افراد کارگر نيز مهاجرت کنند، کشور از لحاظ نيروي انساني با مشکل روبهرو خواهد شد و فقط يکسري سالمند و افراد معمولي باقي ميماند.
هيچوقت مريم ميرزاخاني نخواهيم داشت
اين جامعه شناس در پايان صحبتهايش اظهار مي کند: شما ببينيد در کشور ما بايد چندميليارد تومان هزينه شود که بتوانيم يک مغز مانند مريم ميرزاخاني براي تربيت پيدا کنيم. پس پديده مهاجرت بر غناي فرهنگي، سياسي، اقتصادي تاثير منفي ميگذارد و نشانگر آن است که فضاي سياسي جامعه مناسب نيست. وقتي فضاي اجتماعي مشکل داشته باشد و بيکاري و فقر در جامعه بيداد کند و اختلاف طبقاتي و دهها پديده ديگر وجود داشته باشد پديده مهاجرت به حد خود ميرسد و کشورهاي پيشرفته روز به روز غنيتر و کشورهاي کمتر توسعه يافته ضعيفتر ميشود. متاسفانه در سالهاي گذشته پديده مهاجرت از کشورهاي کانادا، آمريکا و آلمان به کشورهاي همسايه مثل ترکيه، ارمنستان، امارات و قبرس که وضعيت بدتري نسبت به کشور ما دارند، کشيده شده و بايد پرسيد که چه کسي هزينه فرار نخبگان را از کشور پرداخت خواهد کرد، در حالي که رفتن هر نخبه مانند خاموش شدن يک چاه نفت براي کشور هزينه در بر خواهد داشت.