بالاخره اجراي نمايش «جنايات و مکافات» که براساس شاهکاري از داستايوفسکي به روي صحنه رفته بود تمام شد؛ نمايشي که در تالار وحدت با هنرنمايي بابک حميديان، آتيلا پسياني، طناز طباطبايي، مهدي سلطاني، مينا ساداتي، پيام دهکردي، پانتهآ پناهيها، اصغر پيران و بهناز جعفري اجرا شد و توانست نظر مثبت منتقدان و علاقهمندان به هنر نمايش را به خود جلب کند. در اين مدت (از پيش از اجرا و تا روز پاياني) انتقادهاي فراواني در مورد دکور اين نمايش مطرح شده بود که در مورد آن سکوت کرده بودم. روز پاياني اجرا هم گذشت و بايد بگويم الان بهترين زمان براي پاسخ به اين حواشي است. وقتي که سهوجه از دکورم تا پايان دستنخورده ماند، وقتي که دَوَران دنياي راسکلنيکف با چرخش دکور سيالتر و زيياتر از هر ترفندي در اجرا ملانخولياي ذهن او را انتقال ميداد و لحظهاي درنگ در ريتم نمايش نبود و توأمان حرکت بود و دَوَران و بهخاطر فرسودگي يک چرخ شصتساله و دروغهايي که برخي از اهالي تئاتر رسانه به تالار بستند که سن وحدت آسيبي جدي ديده و شکسته است، حتي بعد از ساختن پنج چرخ ديگر بهجاي آن چرخ شکسته، بازهم بهخاطر هراسي که برخي از رسانههاي مکتوب و مجازي براي اهالي تالار به وجود آورده بودند، ايشان نيز ناخواسته با ملاحظهکاري خويش، نگذاشتند چرخها نصب گردد تا براي پروژه بعدي اين امر ميسر شود. همين شيطنتها بود که باعث شد ميزانسنها و طراحيهايم براي اين نمايش از دست بروند و مثل مادري که کودکش را هر شب با نقص عضو ميبيند، حرص خوردم و اشک ريختم و دهان باز نکردم تا اين کشتي به همراه شصتنفر مسافرش، که ميبايد به حقوقشان ميرسيدند، سالم به ساحل برسد و حقي از کسي زائل نگردد، اما بهراستي که اين مانعتراشيها و چوب لاي چرخ گذاشتنها به ما آسيب جدي رساند؛ آسيبي که خوشحالم به تالار وحدت وارد نشد اما به ما وارد شد. از حق خود گذشتم و شبانهروز تلاش کردم با ايدههاي جديد در محدوديتي که برايم ايجاد شده بود، جبران خسارت کنم و نگذارم کسي جاي خالي چيزي را حس کند. اما هيچکس نفهميد در طول اجراها چه چنگي ميکشيدند در تنم و چه سخت بود که هر شب حرکاتي را ببينم که دست و پاي فاعل آن را بستهاند. عذاب تماشاي اثري که ميتوانست بدون اين هياهوها اجرا شود و آب هم از آب تکان نخورد. اين خاطره هم تمام شد و حسرتش ماند براي من و همراهانم باشد که در نوبتي ديگر اين نمايش از ديد خودمان هم کامل و بينقص اجرا گردد و باشد که همگي ياد بگيريم، کمي زودتر از قضاوتکردن به حرف يکديگر گوش کنيم. هرچند متاسفانه عدهاي شايعه کردند که ما خسارتي جبرانناپذير به سن تالار وحدت وارد کرديم، در حاليکه جز آن يک چرخ فرسوده صفحهگردان که قدمتي شصتساله داشت، به هيچ بخش ديگري آسيب وارد نشد و حتي جايگزين همان چرخ نيز بههمراه چهار چرخ زاپاس ديگر تهيه شد و حالا نصب گرديده و با نمايشي که بهجاي ما از فردايش در تالار به صحنه رفت، راهاندازي شد.