بسيار مطرح ميشود که اگر اصلاحطلبان با مردم صحبت کنند و آنها را براي حضور در انتخابات اقناع کنند شاهد حضور گسترده مردم خواهيم بود، اما اينکه صرفا به مردم گفته شود که در انتخابات شرکت کنند و هيچ گام عملي در راستاي رفع مطالبات آنها برداشته نشود نميتوان اميدوار بود که مردم به آساني قانع شوند. مگر اينکه اول دلايلي بياوريم تا آنها قانع شوند. مهمترين دليل نيز اين است که به مردم گفته شود بهترين راه رسيدن به دموکراسي، پيشرفت کشور و حفظ استقلال کشور حضور پر شور و گسترده در انتخابات است که ضامن بقاي حکومت است. هر زمان حضور مردم قوي باشد مسلما حکومت قدرتمند خواهد شد و با حضور مردم ميتوان به پيشرفت و قدرت رسيد، در مقابل دشمن ايستاد و مشکلات داخلي را حل کرد. البته بايد اذعان داشت که اين حضور قوي در انتخابات منوط به اقناع مردم توسط جريانات سياسي است، اما مباحثي که اخيرا در مجلس مطرح شده و يا سخناني که بعضا در دولت مطرح ميشود موجب ميگردد که مردم روزبهروز فاصله بگيرند؛ يعني مردم نسبت به مسئولان، احزاب و حتي روحانيت دچار ترديد ميشوند. لذا همانطور که رئيس دولت اصلاحات نيز گفته ابتدا بايد با خودمان صحبت کنيم و پس از آن به صحبت با جامعه بپردازيم. وقتي مردم ميبينند که اصلاحطلبان ميگويند در انتخابات شرکت کنيد ولي در موقع انتخابات عدهاي تاييد صلاحيت نميشوند يا عملکرد آنهايي که تاييد شدهاند چنگي به دل نميزند، مردم نااميد ميشوند. اين مساله است که مثل موريانه از داخل ضربه ميزند. لذا اصولگرايان و اصلاحطلباني که دل در گرو نظام و انقلاب دارند و آنهايي که در مسئوليتهاي بالا هستند و با کنايه عليه يکديگر حرف ميزنند و مردم را نسبت به مسئولان بدبين ميکنند، نميتوانند با اين حرفها جامعه را اصلاح کنند و منتظر حضور حداکثري مردم باشند. البته براي مشارکت حداکثري مردم بايد هر چه در توان داريم بهکار گيريم، اما اين مساله بدون مقدمه نميشود. مقدمهاش نيز اين است که اصلاحطلبان و اصولگرايان در درون خود اصلاحاتي انجام دهند و بر اساس منطق صحيح اسلامي و ملي حرکت کنند. از طرف ديگر نيز قوانين بايد اصلاح شود؛ چرا که اگر تن به اصلاح قوانين ندهيم مردم کنار ميروند و نسبت به ساختارها بدبين ميشوند. لذا همانطور که بارها گفته شده بايد بر اساس قانون اساسي رفتار شود. نظارت بر انتخابات بر عهده شوراي نگهبان است و چنان که در قانون اساسي تصريح شده بررسيها بايد مبتني بر قانون باشد. نبايد دليل و منطق در بررسي صلاحيتها تضعيف شود. اينکه نامزدي به خاطر مشکل کيفري، مالي، اخلاقي و... رد صلاحيت شده باشد، قابل درک است اما اگر بدون دليل قانع کننده موضوع مطرح شود، پذيرفتني نيست. اگر همه بر طبق قانون اساسي رفتار و عمل کنند، مردم نيز آزادانه در انتخابات مشارکت ميکنند و اگر مشکلي نيز پيش آمد مجلس در درون خود ميتواند آنها را کنار بزند يا اينکه اگر صلاحيت فردي از بين رفت شوراي نگهبان ميتواند وي را رد صلاحيت کرده و کس ديگري را به جاي وي قرار دهد. در همه انتخاباتها اگر اجازه داده شود افرادي که صلاحيت دارند با همه توان در انتخابات شرکت کنند، شاهد حضور گسترده مردم و انتخابهاي حداکثري هستيم، اما اگر از تجارب گذشته استفاده نشود و سختگيريها از منطق برخوردار نباشد اعتماد جامعه به انتخابات و فرايندهاي اين چنيني روزبهروز کمتر خواهد شد.