همه قيل و قالهاي انتخابات يکطرف، موضوع هزينههاي انتخابات هم يکطرف؛ هزينههايي که گاهي گفته ميشود ميلياردي است و گاهي هم نه. وقتي بحث اصلاح قانون انتخابات در مجلس مطرح شد يکي از انگيزههاي اين اصلاح بحث شفافشدن هزينههاي انتخابات بود که تلاش شد اين موضوع در قانون پيشبيني شود، هرچند اين مصوبه مجلس در شوراي نگهبان رد شد، اما همچنان تلاشها براي قاعدهمندکردن هزينههاي انتخاباتي ادامه دارد. هرچند بعيد است اين تلاشها به انتخابات مجلس يازدهم برسد اما در آن قانون نحوه نظارت بر هزينههاي انتخابات، تبليغات و هزينهکردها پيشبيني شده است که در اين صورت ميتواند نظارت بر انتخابات افزايش پيدا کند. از آنجا که بعيد است اين قانون بتواند انتخابات مجلس يازدهم را پوشش دهد براي همين تدبيري انديشيده شده تا طرح پيشنهادي را به وزارت کشور بدهيم و از آنها بخواهيم که اين موارد را رعايت کنند. نکته ديگري که نبايد از نظر دور داشت حرف و حديثهايي است که در هر انتخاباتي و اتفاقا درباره هزينهها مطرح ميشود شايد اين صحبت را که ميگويند نمايندگان با پول وارد مجلس ميشوند صد درصد قابل قبول ندانيم اما اين هم دور از واقعيت است که انکار کنيم هزينه زيادي در اين راه مصرف نميشود. بنابراين بايد گفت حتما با پول نيست، اما به هر حال هزينههايي در اين راه صورت ميگيرد. شايد توجه به اين نکته هم بد نباشد که در هر موضوعي سود و زيان حرف اول را ميزند. در جريان انتخابات هم بهويژه انتخابات رياستجمهوري اين نکته جاي سوال است که اگر هزينههاي دفاتر نمايندگان را کنار بگذاريم با حقوق ماهيانه 10ميليون در پايان 4سال ميشود 480 ميليون تومان. در اين شرايط مشخص نيست وقتي برخي افراد بيش از يکميليارد هزينه انتخابات ميکنند بر چه اساسي سود و فايده اين کار را ميسنجند؟