بستن

اصلاح‌طلبی موجود دیگر جواب نمی‌دهد

اصلاح‌طلبی موجود 
دیگر جواب نمی‌دهد

آرمان ملي: توليد فکر و انديشه روزآمد در کنار استفاده از جوانان براي پيشبرد اين افکار و انديشه‌ها سبب اثرگذاري در جامعه و به ثمر رساندن برخي اهداف اصلاح‌طلبان در برهه‌هايي از زمان شد. با اين وجود از ميانه‌هاي دهه 80 شمسي به اين سو، اين زايايي فکر و انديشه عملا ديگر جايگاهي در ميان اصلاح‌طلبان نداشته و ندارد و مسائلي ديگر در جريان اصلاح‌طلبي پررنگ شده که عملا به ضعيف شدن اين جريان انجاميده است. محمدرضا تاجيک، فعال سياسي اصلاح‌طلب در گفت‌وگوي خود با انصاف‌نيوز مي‌گويد که 95 درصد از اصلاح‌طلب‌ها را نمي‌شناسد؛ زيرا نه در يک جلسه حضور داشته‌اند و نه يک مفهوم و نه يک کلمه به گفتمان اصلاح‌طلبي افزوده‌اند و نه آنجايي که هزينه بوده، هزينه‌اي پرداخت کرده‌اند و نه آنجايي که حصر و زندان بوده، سر و کله‌شان پيدا شده. او تأکيد دارد «اصلاح‌طلبي موجود ديگر جواب نمي‌دهد»؛ چرا که نمي‎تواند در جامعه نقش‌آفريني داشته باشد.

مصائب کنوني جريان اصلاحات

تاجيک معتقد است عدم توانايي اصلاح‌طلبان در جامعه به تعريف اصلاح‌طلبي در چارچوب قدرت برمي‌گردد و همين امر توان گفتمان‌سازي را از اصلاح‌طلبان گرفته. او مي‌گويد: «ديربازي است که در جامعه اين جريان هستي خود را در فضاي قدرت تعريف کرده. بيرون از فضاي قدرت نمودي ندارد و ديگر گفتمان‌ساز نيست. اصلا نمي‎تواند با توجه به شرايط تاريخي، ذائقه جامعه و نيازهاي نسل جديدش توليد و بازتوليد گفتمان کند. ديربازي است که اين اصلاح‌طلبي موجود نمي‌تواند براي خودش توليد و بازتوليد مشروعيت و مقبوليت کند؛ بنابراين به طور فزاينده‌اي به حاشيه رانده و از بطن جامعه خارج مي‌شود». يکي ديگر از مسائلي که پيش از اين نيز بارها به آن اشاره شده و در نگاه تاجيک نيز نمود ويژه‌اي دارد، بحث عدم استفاده از جوانان در جريان اصلاحات است؛ اتفاقي که مي‌تواند جان تازه‌اي به پيکر کم‌رمق جريان اصلاح‌طلبي در کشور تزريق کند، اما با تنگ نظري برخي قدما مانع از اين امر شده است. تاجيک تأکيد دارد: «همواره يک عده مشخص در همه‌جا حضور دارند و به نام اصلاح‌طلبي سخن مي‌گويند و از جريان اصلاح‌طلبي ابزاري ساخته‌اند براي رسيدن به قدرت و تقسيم قدرت. جريان اصلاح‌طلبي جامعه مدني و اصلاحي و روشنفکري خود را از خود دور کرده است و به يک کنشگر مرسوم در يک بازي بزرگ قدرت تبديل شده». او مي‌گويد که عده‌اي بايد در جريان اصلاح‌طلبي دامن خود را جمع کنند و کنار بکشند تا باد بيايد و بعد مشخص مي‌شود چه نسيمي اين پشت نهفته است.

راهبرد خروج از رکود

اغلب متفکران و فعالان سياسي صرفا به بيان مشکلات موجود و انتقاد از وضعيت کنوني بسنده مي‌کنند اما تاجيک چنين نکرده و راه‌حلي براي عبور اصلاح‌طلبي از رکود فعلي ارائه مي‌کند. اين فعال سياسي مي‌گويد که اگر مي‌خواهيم اصلاح‌طلبي در دهه پنجم خود حضور شکوفا و بالنده‌اي داشته باشد نخست بايد اصلاح‌طلبي را از چنبره و چنگ برخي از اصلاح‌طلبان و شبه اصلاح‌طلبان که هدف آنها جز کسب قدرت و منفعت نيست؛ برهانيم. به گفته تاجيک قرار بود جريان اصلاح‌طلبي نقش نخ تسبيح را اجرا کند و نه نقش دانه تسبيح را، اما امروز عملا به دانه‌اي از تسبيح قدرت بدل شده. او با بيان اين که اصلاح‌طلبي بايد «قاعده‌مندي در کثرت» ايجاد کند، تأکيد دارد: «بدون اينکه ناقض و نافي هويت‌هاي متکثر شويم و بدون اينکه بخواهيم تفرد را ازبين ببريم؛ بدون اينکه بخواهيم خرده فرهنگ‌ها را در هم مستحيل کنيم بايد بتوانيم آنها را در يک همزيستي مسالمت‌آميز در کنار هم قرار بدهيم؛ جامعه همين است و از آغاز تاکنون از هويت‌هاي متکثر تشکيل شده و جامعه‌اي وجود نداشته که در آن همه مثل هم باشند؛ اگر کسي استعداد و ايده‌اي دارد همه پژواکش باشند. در زمان معصومين هم چنين جامعه‌اي شکل نگرفته؛ به قول بديو در امر کثير امر واحد را بايد ايجاد کنيم، يعني اين کثرت‌ها مي‌توانند کنار هم باشند بدون اينکه ناقض هم باشند؛ مي‌توانند کنشگري جمعي داشته باشند بدون اينکه يکسان باشند. بنابراين جامعه‌اي داريم که در اوجش مثل ظرف سالاد است و قرار نيست گوجه در کاهو يا زيتون در قارچ مستحيل شود و همه هويت خود را دارند، قرار نيست جامعه به آش شله قلمکاري تبديل شود که همه هويت‌ها در هم مستحيل شوند و دست در دست هم بدهند. جامعه مثل ظرف سالاد است و جريان اصلاح‌طلبي با فهم اين طبيعت جامعه بايد تلاش کند، نقش آن ظرف را بازي کند بدون اينکه هويت خود را از دست بدهد».

اراده‌اي براي خروج از بحران نيست

خمودگي فکري شايع در اصلاح‌طلبان و مزه کردن قدرت در دهان بسياري از شاخصان اين جريان سياسي سبب شده، عملا ميلي به ايجاد تغييرات بزرگ در اصلاح‌طلبان ديده نشود. تاجيک مي‌گويد که عده‌اي روي فضا چنبره زده‌اند و منافع و قدرت خود را در اين فضا جست‌وجو مي‌کنند و نمي‌خواهند روزنه‌اي براي حضور ديگري ايجاد شود. او توصيه مي‌کند: «بايد اراده‎ جمعي باشد که هل بدهد و جا را خالي کند وگرنه به ‌صرف اينکه بگوييم لطف کن جا را خالي کن نبايد انتظار داشته باشيم که کساني لبيک بگويند. آنهم کساني که قدرت و ثروت و منفعت را زير دندان خود مزه کرده‌اند». او همچنين نياز امروز اصلاح‌طلبي را به وجود آمدن عزم جمعي در يک لحظه تاريخي براي تصفيه اين جريان از افرادي که صرفا براي به دست آوردن منافع مالي و سياسي خود را اصلاح‌طلب مي‌کنند، دانست.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی