سومين جلسه دادگاه رسيدگي به پرونده قتل «ميترا استاد» در شعبه نهم دادگاه کيفرييک استان تهران به رياست قاضي محمدرضا محمديکشکولي برگزار شد. گودرزي يکي از وکلاي محمدعلي نجفي گفت: موکلم اقرار به قتل شبه عمدي دارد در حالي که نماينده دادستان براساس ماده 164 قانون آيين دادرسي کيفري معتقد به قتل عمد از سوي موکلم است، اين در حالي است که شاهدي وجود ندارد و حرفهاي آقاي آقازاده به عنوان راننده نيز نميتواند دليلي بر اثبات نظريه دادستان باشد. وي تصريح کرد: دادسرا در تحليل واقعه رخ داده حتما مستحضر بوده که موضوع شليک به ميترا استاد از سه جنبه ميتوانسته انجام شود يکي اصابت گلوله به قفسه سينه ديگري اصابت گلوله به دست و ديگري هم اصابت گلوله به جسم سخت و کمانه کردن. دادسرا اينها را لحاظ نکرده است. لازم بود دادسرا اينها را تحليل و سپس کيفرخواست صادر ميکرد. وي ادامه داد: در کيفرخواست به فيلمهاي موجود استناد شده است ولي موکل من آن زمان در شرايط بحراني روحي بسر ميبرده و هدف فشارهاي رسانهاي قرار داشته است و دهها خبرنگار دور او را گرفته بودند. گودرزي گفت: نجفي هيچگاه در اعترافات خود نگفته است که اسلحه را گرفتم و مستقيم به سمت ميترا شليک کردم، نجفي انگيزه خود را اختلاف خانوادگي مطرح کرده است و بايد بگويم که موکلم هيچگاه به قتل غير عمد اعتراف نکرده است. گودرزي بيان کرد: گفته دادستاني که اعلام شده نجفي به قتل عمد اعتراف کرده با مندرجات پرونده مطابقت ندارد و از ايرادات پرونده است. صرفا قتل شبه عمد بوده و براي آن سه دليل داريم که يکي اعترافات نجفي است. گودرزي گفت: علاوه بر اينکه متهم به دفعات اقرار به قتل شبه عمدي دارد بلکه از نظر علمي هم ثابت ميشود که اين قتل غيرعمدي است.
من شوکه شده بودم
در ادامه محمدعلي نجفي اظهارکرد: همچنان که قبلا گفتهام ابتدا من شوکه شده بودم و نميدانستم چه اتفاقي افتاده است اما بعد که خودم را پيدا کردم به ياد آوردم که اين اسلحه قبلا مسلح بوده است البته بنا داشتم که بعدا خشاب را از اسلحه جدا کنم که اين اتفاق افتاد. قاضي با اشاره به اظهارات وکيل نجفي مبني بر اينکه در کف حمام دکمههايي پيدا شده است از نجفي پرسيد آيا مشاجره داشتيد؟ اين دکمهها متعلق به شماست؟ نجفي گفت: ما از زماني که به خانه جديد رفتيم مشاجره فيزيکي نداشتيم و يک دکمه را ميدانم که دکمه آستين پيراهني است که با آن به قم رفتم. در ادامه دادگاه قاضي از مهيار صفري پسر ميترا استاد خواست در جايگاه قرار گيرد و قبل از آن به عکاسها هشدار داد که لطفا عکس نگيريد. رئيس دادگاه از مهيار صفري پرسيد تعدادي دکمه داخل سالن کشف شده اين دکمهها ناشي از چه بوده است؟ مهيار صفري گفت: من در ساعت 12 و10دقيقه به خانه آمدم و با جسد مادرم روبهرو شدم و پيراهنم را پاره کردم زيرا دچار شوک عصبي شده بودم. قاضي پرسيد در روز حادثه شما عصبي بوديد و چاقو برداشتيد که به کسي حمله کنيد که کنترل شديد. آن را قبول داريد؟ مهيار صفري پاسخ داد: بله، صحت دارد چون عصبي بودم و نميتوانستم خودم را کنترل کنم. آقاي آقازاده مرا گرفت اما چاقو را خودم به او دادم. فقط گفتم بگذاريد به داييام خبر دهم که گفت خودم به او ميگويم اما او شماره داييام را نداشت. قاضي خطاب به نجفي پرسيد: وقتي مرحومه اسلحه را ديد ترسيد، وقتي دست شما را گرفته بود، حالت تدافعي داشت يا تهاجمي؟ نجفي گفت: نميدانم چرا ترسيد، دو شب قبل آن را ديده بود. شايد عکسالعمل غير ارادي داشت. چند بار به او گفتم ولکن، منظورم اين بود که انگشتم را از روي ماشه بردارم وحشت صداي گلولهها طوري شد که دستم را رها نميکرد. تمام ماجرا شايد 5 ثانيه نشد و خيلي سريع رخ داد. در اين هنگام قاضي خطاب به وکيل دوم متهم لاله عقبايي خواست که اگر مطلبي دارد در مقام دفاع حاضر شود. در اين هنگام قاضي کشکولي از مسعود استاد، برادر مقتوله خواست که در جايگاه قرار بگيرد. قاضي از مسعود استاد پرسيد شما آيا شب قبل از حادثه در خانه آقاي نجفي و ميترا استاد بوديد؟ مسعود استاد گفت: آقاي نجفي درست گفتند و من براي شام دعوت شدم و متوجه مشاجرهاي نشدم و ساعت 11 و 20 دقيقه به منزل برگشتم. وي در پاسخ به اين سوال قاضي که آيا از اختلاف خواهرتان با آقاي نجفي اطلاع داشتيد، گفت: بله اطلاع داشتم و گاهي براي حل آن نزدشان ميرفتم. در پايان قاضي کشکولي ختم رسيدگي به اين پرونده را اعلام کرد و گفت: دادگاه در مهلت قانوني اخذ تصميم خواهد کرد. يکي از وکلاي مدافع محمدعلي نجفي پس از پايان دادگاه گفت: براي گرفتن رضايت تلاش کرديم اما هنوز به نتيجهاي نرسيدهايم. در پايان جلسه دادگاه قاضي ختم رسيدگي را اعلام کرد و گفت: در مهلت قانوني حکم صادر ميشود.