محمد انیسی طهرانی،کارشناس روابط بینالملل نوشت: دونالد ترامپ در مصاحبه با رسانه واشنگتن اگزمینر در پاسخ به پرسشی که فقط ۳۸.۸ درصد از آمریکاییها عملکرد اقتصادی او را تایید میکنند، در حالی که ۶۰.۴ درصد او را تایید نمیکنند، ارقام نظرسنجیها را جعلی خواند.
وقتی مجری با اصرار از او پرسید که به نظر خودش میزان واقعی محبوبیتاش چقدر است، پاسخ داد: فکر نمیکنم کسی بتواند مرا شکست دهد. به نظرم اگر لازم میشد، میتوانستم به رقم ۶۰ درصد برسم. با اعلام نتایج انتخابات کنگره (مجلس نمایندگان و سنا) آن افکارسنجیهای پی درپی که میزان محبوبیت رئیسجمهور را در پایینترین سطح خود نشان میدادند و ترامپ آنها را جعلی میخواند به واقعیت تبدیل شد. در حقیقت، انتخابات ۳ نوامبر (۱۲ آبان)، نوعی همهپرسی برای اعلام نظر در رابطه با عملکرد حدود دو سال ریاست جمهوری دونالد ترامپ است.
شاید آنچه ترامپ را فریب داد و فکر کرد همچنان محبوب است استناد او به ارزیابی هری انتن، تحلیگر ارشد دادههای شبکه خبری CNN است که نشان میدهد میزان حمایت از رئیسجمهور در میان جمهوریخواهان هوادار جنبش ماگا همچنان نزدیک به ۱۰۰ درصد است. باید توجه داشت که همه رای دهندگان آمریکایی، جمهوریخواه نیستند و همه جمهوریخواهان هم هوادار جنبش ماگا نمیباشند.
آنچه که نظرسنجیهای پیش از انتخابات آن را بازتاب دادند، نارضایتیهای بسیار از وضعیت اقتصادی آمریکا بود. موضوع اقتصاد شامل قیمت بنزین، تورم و نرخ بیکاری همیشه مهمترین متغیرها در انتخابات بوده است. در واقع پاشنه آشیل دولتها موارد اقتصادی است و سایر موضوعات از جمله جنگ و مداخلات فرامرزی ایالات متحده در سایر نقاط جهان، اهمیت فرعی دارد.
ترامپ با کسب رای در انتخابات ۲۰۲۴ تاکنون فقط برای آمریکا کارهای نمایشی انجام داده، آغاز جنگ تعرفهها و دستکاری مداوم نرخها با مکزیک و کانادا، چین، تایوان، حتی با متحدان نزدیک و سنتی مانند ژاپن، کره جنوبی و آلمان، آشفتگی عجیبی در روابط تجاری ایجاد کرد. علاوه بر آن ترامپ بعد از سفر به سه کشور عربی ثروتمند حاشیه خلیج فارس ادعا کرد در این سفر به طور بالقوه بیش از ۴ هزار میلیارد دلار سرمایهگذاری جذب اقتصاد ایالات متحده خواهد کرد.
چه میزان از ۴ هزار میلیارد جذب شد؟ تقریبا هیچ. آیا غیر از شروع یک جنگ در منطقه که بهای نفت خام برنت را از ۹۷ به ۱۲۷ دلار و سطح عمومی قیمتها را در سراسر جهان و بویژه آمریکا و ایران به رکورد بیسابقهای رساند، نتیجه دیگری به همراه داشت؟ بسیاری از جمهوریخواهان هشدار میدادند که وقوع یک موج آبی (پیروزی گسترده دموکراتها) میتواند به دو سال پایانی دولت ترامپ و به دنبال آن به میراث سیاسی او و از آن مهمتر به جمهوریخواهان لطمه بزند و آن اتفاق، افتاد.
بهطوریکه یکی از استراتژیستهای حزب جمهوریخواه در گفتوگو با یک رسانه، گفت: این موضوع (شکست در انتخابات کنگره) بر توانایی ترامپ برای پیشبرد سیاستها در دو سال آینده تأثیر میگذارد؛ چه در زمینه معرفی نامزد برای دیوان عالی کشور باشد و چه در مواردی نظیر تغییر و تحولات در کابینه و در نهایت، همین تصویری که از فرد در اذهان باقی میماند، تعیینکننده جایگاه او در کتابهای تاریخ است.
خود ترامپ هم با انتشار پیامی در تروث سوشال، نقش مسئله ایران در شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای را تأیید کرد. انتخاباتی که در آن دموکراتها در آستانه به دست گرفتن کنترل مجلس نمایندگان و سنا قرار دارند و میتوانند برنامههای قانونگذاری او را به چالش بکشند. اما مهمتر آنکه در تاریخ ۳ نوامبر، همزمان با انتخابات میاندورهای آمریکا، ایالات متحده با آزمون تعیینکنندهای از قدرت ریاست جمهوری، پاسخگویی قانون اساسی و تابآوری دموکراتیک روبهرو است.
موضوع این است که آیا کنترلها و توازنهای قانون اساسی میتوانند رئیسجمهور دونالد ترامپ را محدود کنند، آیا مقامات انتخاباتی میتوانند در برابر فشار سیاسی مقاومت کنند و آیا دولت وقتی نتیجه انتخابات منافعاش را تهدید میکند، به رأی رأیدهندگان احترام خواهد گذاشت یا خیر.