اما آنچه تقریباً در بستر تحلیلی عقیم ماند، موضع و نوع نگاه کشورهای عربی و دولتهای منطقهای به خروجی این انتخابات است. واقعیت این است که لابی کشورهایی مانند سعودی، امارات، قطر و... در آمریکا به صورت مشخص میدانند که باخت جمهوریخواهان، ترامپ و تیم او را در وضعیت بینابینی قرار میدهد؛ چراکه کنگره جدید قرار است از ۳ ژانویه ۲۰۲۷ تا ۳ ژانویه ۲۰۲۹ با ترکیبی که عموماً در دست دموکراتها است کار خود را ادامه دهد و در این میان انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۸ هم در میانه این تاریخ برگزار خواهد شد. باید توجه داشت که منطق سیاسی و ساختار آمریکا همچنان ترامپ را صاحب قدرت در کاخسفید به عنوان رئیسجمهور و فرمانده کل قوای مسلح میداند و بر همین اساس نمیتوان گفت که او به صورت کامل نمیتواند اعمال قدرت کند، اما به هر ترتیب دموکراتها با او وارد چالش خواهد شد و موانعی را برای وی از حیث حیثیت سیاسی و شخصی ایجاد خواهند کرد و این موضوع را کشورهای عربی و حتی اسرائیل به انضمام کشورهایی مانند پاکستان، ترکیه، مصر و ... نیز میدانند.
*تماسهای فشرده
با این مقدمه اگر به اقدامات و تحرکات دیپلماتیک کشورهای منطقه و به خصوص دولتهای عربی نگاه کنیم میفهمیم که آنها منتظر آخرین نتیجه و چینش آرای انتخابات نوامبر بودند تا بتوانند تشخیص دهند که باید چگونه میانجیگری خود را در قبال پرونده ایران و آمریکا ادامه دهند. در این مسیر سیدعباس عراقچی و شیخ عبدا... بنزاید آل نهیان وزرای امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و امارات متحده عربی تلفنی با یکدیگر گفتوگو کردهاند و سپس رئیس دستگاه دیپلماسی کشورمان گفتوگوهای مجزایی با همتایان خود در قبرس، ترکیه، کویت، پاکستان، قطر، مصر، اردن و حتی عربستان سعودی داشت که دقیقاً نشان میدهد این تماسها به دلیل خروجی انتخابات نوامبر بوده است. این تحرکات از دید رسانههای نزدیک به ترامپ و کاخسفید نیز پنهان نمانده است. به عنوان مثال آکسیوس در این خصوص با اشاره به این حجم از تحرکات دیپلماتیک مدعی شده که میانجیگران قطری گفتوگوهای خود را با ایران و کاخ سفید درباره پیشنویس پیشنهادی ادامه دادند. این پیشنهاد از دو طرف میخواهد طی دو روز مجموعهای از اقدامات را برای ایجاد اعتماد متقابل و حرکت به سمت توافقی گستردهتر انجام دهند. بر اساس این پیشنهاد و به گفته منابع منطقهای که اکسیوس بدان اتکا کرده، در روز نخست، آمریکا محاصره دریایی ایران را لغو کرده و بخشی از داراییهای مسدودشده ایران را آزاد خواهد کرد. در مقابل، ایران دعوتنامه رسمی برای آژانس بینالمللی انرژی اتمی صادر میکند تا بازرسان این نهاد بر اساس توافقی که یک سال پیش در قاهره حاصل شده بود، از تأسیسات هستهای بمبارانشده بازدید کنند. همچنین در روز دوم تنگه هرمز بازگشایی خواهد شد و پس از آن مذاکرات هستهای از سر گرفته میشود و این مذاکرات بر ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران متمرکز خواهد بود. این در حالیست که همزمان با انتشار این خبر، دفتر امیر قطر (جمعه) اعلام کرد که شیخ تمیم بنحمد آل ثانی امیر قطر تماسی تلفنی از سوی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا دریافت کرده و درباره تلاشهای دیپلماتیک برای کاهش تنش در منطقه گفتوگو کردند و امیر قطر نیز بر اهمیت گفتوگو و دیپلماسی برای حل اختلافات و پرهیز از درگیری تاکید کرده است.
*تصمیم نهایی، اما سخت!
اینکه آیا پیشنویس ادعایی از سوی اکسیوس وجود خارجی دارد یا اینکه قرار است بندهای مورد اشاره اجرایی شوند یا خیر، موضوعی است که باید منتظر واکنش رسمی به آن باشیم، اما مساله مهم این است که چنین خبری در زمانی منتشر میشود که اولاً ترامپ ادعا کرده که به زودی در مورد جنگ با ایران تصمیم خواهد گرفته که البته در گذشته هم چندین بار آنرا تکرار کرده و دوماً وضعیت سیاسی در اسرائیل حداقل از حیث شکلی به نفع نتانیاهو نیست. موضوع مهم دیگر این است که اگر ماموریت تشکیل دولت در اسرائیل از سوی اسحاق هرتزوگ به بنیامین نتانیاهو اعطا نشود و به جای آن گادی آیزنکوت مسئول تشکیل کابینه شود، احتمالاً نتانیاهو به صورت چرخشی نخستوزیر خواهد شد، اما دو سال اول، آیزنکوت به عنوان نخستوزیر ایفای نقش خواهد کرد و این موضوع برای نتانیاهو خوشایند نیست. همین موضوع ممکن است کار را به جایی برساند که او بخواهد دست به یک اقدام انتحاری در ساحت سیاسی نظامی منطقه بزند و فشار برای شروع جنگ علیه ایران را بر ترامپ افزایش دهد.