بستن
کد خبر: ۱۵۲۴۷۳۹
«آرمان ملی» وضعیت افراد بی‌سرپناه را در شب‌های سرد سال بررسی می‌کند

کابوس زمستانه کارتن‌خواب‌ها 

کابوس زمستانه کارتن‌خواب‌ها 
آرمان ملی- مرتضی خبازیان: هوا رو به سردی می‌رود و کم‌کم شب‌های بسیار سرد از راه خواهد رسید. از سال‌ها پیش که شاهد مرگ دردناک پیرمرد مهربانی به نام آقای فرهمند در میدان فردوسی مشهد بودم که بخاطر مشکلات خانوادگی کارتن‌خواب شده بود، هر ساله ناخودآگاه نگرانی از وضعیت کارتن‌خواب‌ها سراغم می‌آید.

البته روشن است که با نزدیک شدن روز‌ها و شب‌های سرد سال، در ذهن برخی از شهروندان نگرانی از این بابت شکل می‌گیرد. برخی برای کاهش این نگرانی دست به‌کار می‌شوند تا بلکه بتوانند اندکی از درد کارتن‌خواب‌ها را کم کنند. کارتن‌خواب‌ها معمولا می‌توانند روز‌های بهار و تابستان را بدون دغدغه سر کنند، اما از میانه پاییز که هوا سرد می‌شود، پیدا کردن گوشه‌ای که بتوان در آن از گزند سرما در امان ماند، کار ساده‌ای نیست. آنچه که این معضل را پیچیده می‌کند این است که اغلب این افراد با اعتیاد درگیر هستند و همین موضوع باعث می‌شود که شهروندان برای کمک به آنها دچار تردید شوند، اما نباید کمک به کارتن‌خواب‌ها را صرفا در دادن پول خلاصه کرد. اگر اعتیاد به مانعی برای همدلی اجتماعی تبدیل شود، چگونه می‌توان در زمستان جان افراد بی‌خانمان را نجات داد؟

جان در سرما

با نزدیک شدن فصل سرد، خبر‌هایی از مرگ بی‌خانمان‌ها در گوشه‌وکنار شهر‌ها منتشر می‌شود؛ افرادی که گاهی زیر پل‌ها، در ساختمان‌های نیمه‌کاره، پارک‌ها یا حاشیه خیابان‌ها جان خود را از دست می‌دهند. سال گذشته، در اتفاقی تلخ و کم‌سابقه، جسد یک کارتن‌خواب نزدیک به یک ماه در محل باقی ماند و زمانی که ماموران مسئول برای پیگیری وضعیت رفتند، متوجه شدند که بخش‌هایی از سر و صورت او طعمه حیوانات شده است. روشن است که در چنین شرایطی نخستین مطالبه متوجه دولت و شهرداری‌ها می‌شود و البته نمی‌توان منکر شد که شهرداری‌ها توان خود را به کار بسته‌اند تا از گسترش مشکل جلوگیری کنند و در عین حال کمک کننده به افراد نیازمند باشند. با این همه سوال این است هک آیا ظرفیت گرمخانه‌ها کافی نیست؟ آیا امکان شناسایی افراد بی‌سرپناه وجود ندارد یا مشکل است و نهایت اینکه چرا امکانات لازم برای اسکان اضطراری آنها کافی به نظر نمی‌رسد؟ این سوال‌ها و مطالباتی از این دست کاملاً بجا و درست است، اما در کنار مسئولیت نهاد‌های عمومی این مهم نیز باید مورد توجه قرار گیرد که شهروندان هم می‌توانند در جلوگیری از مرگ کارتن‌خواب‌ها نقش مؤثری داشته باشند. البته یک مانع جدی وجود دارد که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. بخش قابل توجهی از افراد بی‌خانمان درگیر اعتیاد هستند و همین مسئله انگیزه کمک‌رسانی شهروندان را کاهش می‌دهد. برخی تصور می‌کنند پولی که در اختیار این افراد قرار می‌گیرد صرف خرید مواد مخدر خواهد شد؛ برخی دیگر نگران رفتار‌های غیرقابل پیش‌بینی آنها هستند و گروهی نیز اساساً معتقدند کسی که گرفتار اعتیاد است، تا زمانی که برای ترک مواد تصمیم نگیرد، نباید انتظار کمک داشته باشد. این نگاه اگرچه ممکن است از نگرانی‌های واقعی یا تجربه‌های ناخوشایند ناشی شده باشد، اما می‌تواند به محرومیت بیشتر افرادی منجر شود که اتفاقاً بیش از دیگران در معرض خطر قرار دارند.
کارتن‌خواب‌ها 
باید میان کمک به یک فرد معتاد و تأیید اعتیاد او تفاوت قائل شد. کسی که درگیر مصرف مواد مخدر است، حتی اگر در شرایط فعلی تمایلی به ترک نداشته باشد، همچنان به غذا، لباس گرم، سرپناه و خدمات درمانی نیاز دارد. محروم کردن او از این امکانات نه‌تنها کمکی به کاهش اعتیاد نمی‌کند، بلکه ممکن است شرایط جسمی و اجتماعی او را وخیم‌تر کند. به بیان دیگر، نمی‌توان نجات جان یک انسان را به تصمیم او برای ترک اعتیاد مشروط کرد. نخستین راهکار برای مشارکت مردم، تغییر شیوه کمک‌رسانی است. شهروندان برای حمایت از افراد بی‌خانمان الزاماً نباید پول نقد در اختیار آنها قرار دهند. تهیه غذای گرم، لباس مناسب، جوراب خشک، کفش، پتو و بسته‌های بهداشتی از جمله اقداماتی است که می‌تواند بدون نگرانی از مصرف پول برای خرید مواد مخدر انجام شود. البته کمک‌های پراکنده و مقطعی، هرچند ارزشمندند، برای مواجهه با مسئله‌ای به گستردگی اعتیاد و بی‌خانمانی کافی نیستند. در اینجا نقش گروه‌های داوطلب محلی و سازمان‌های مردم‌نهاد اهمیت پیدا می‌کند. ساکنان یک محله می‌توانند با تشکیل گروه‌های کوچک، افراد بی‌خانمان محدوده خود را شناسایی کنند و با هماهنگی مددکاران اجتماعی، نیاز‌های فوری آنها را برطرف سازند. مغازه‌داران، نگهبانان ساختمان‌ها، رانندگان تاکسی و افرادی که به‌طور روزانه در محله تردد می‌کنند، معمولاً از محل حضور این افراد اطلاع دارند. اگر چنین شناختی با یک شبکه ارتباطی میان شهروندان و مراکز خدمات اجتماعی همراه شود، امکان شناسایی افراد در معرض خطر و انتقال به‌موقع آنها به مراکز اسکان افزایش پیدا می‌کند.

گرمخانه‌ها 

یکی از مهم‌ترین وظایف مدیریت شهری برای کاهش آسیب‌های ناشی از کارتن‌خوابی و جلوگیری از مرگ این افراد در شب‌های سرد، در نظر گرفتن گرمخانه و نقاطی برای شب‌مانی این افراد است. یوسف مقدمی معاون خدمات اجتماعی سازمان رفاه، خدمات و مشارکت‌های اجتماعی شهرداری تهران اظهار کرده است: «با توجه به جمعیت و ابعاد گسترده پایتخت و همچنین تفاوت شرایط اقتصادی و وضعیت‌های روحی و اجتماعی شهروندان، همواره با پدیده افراد فاقد سرپناه مواجه هستیم. مدیریت شهری نیز سال‌هاست برای ساماندهی و حمایت از این افراد، مراکزی تحت عنوان مددسرا یا گرمخانه ایجاد کرده است». مساله‌ای که در این بین وجود دارد این است که برخی کارتن‌خواب‌ها درگیر بیماری‌های پوستی و عفونی هستند. این افراد اغلب خطری بالقوه محسوب می‌شوند که می‌توانند آلودگی و بیماری را به افراد دیگر منتقل کنند. از این رو مقدمی می‌گوید: «در این مراکز روان‌شناس و پزشک مستقر هستند و مددجویان بر اساس پروتکل‌های تعیین‌شده از حمایت‌های روان‌شناختی و خدمات پزشکی نیز بهره‌مند می‌شوند». معاون خدمات اجتماعی سازمان رفاه، خدمات و مشارکت‌های اجتماعی شهرداری تهران در عین حال تاکید کرد: «افراد دارای مشکلات جسمی و بیماری‌های عفونی خاص، از جمله مواردی هستند که برای پذیرش آنان محدودیت‌هایی وجود دارد». بیماری‌های عفونی و پوستی داستان را پیچیده می‌کند که باید راهکاری برای آن یافت. مورد اصلی، اما همچنان اعتیاد است که بیشتر کارتن‌خواب‌ها با آن درگیر هستند و نکته مهم آن است که پذیرش در گرمخانه‌ها نباید به ترک اعتیاد مشروط شود. فردی که در سرمای زمستان شب را در خیابان می‌گذراند، در وهله نخست به سرپناه نیاز دارد. درمان اعتیاد فرایندی زمان‌بر است و نمی‌توان انتظار داشت فردی که سال‌ها با وابستگی به مواد زندگی کرده، پیش از ورود به یک مرکز اسکان، این مشکل را برطرف کند. رویکرد کاهش آسیب بر همین اساس شکل گرفته است: ابتدا باید خطر‌های فوری مانند سرما، گرسنگی، بیماری و اوردوز را کاهش داد و سپس امکان دسترسی به درمان و بازتوانی را فراهم کرد. در چنین الگویی، دریافت سرپناه و خدمات اولیه به آمادگی فرد برای ترک مواد وابسته نیست، هرچند مددکاران می‌توانند به‌تدریج او را به پذیرش درمان تشویق کنند. با همه اینها یک گره مهم عدم استقبال کارتن‌خواب‌ها از گرمخانه است. چرا با وجود سردی هوا، کارتن‌خواب‌ها رغبتی نشان نمی‌دهند که با رفتن به این مراکز خود را از سرما حفظ کنند؟ برای پاسخ به این سوال باید به سخنان محمدحسین شیخ مددکار اجتماعی توجه کرد که در گفت‌و‌گو با خبرآنلاین می‌گوید: اتفاقی که در سال‌های قبل در برخی از مددسرا‌های شهرداری افتاده این است که بار‌ها از مددجویان شنیده‌ام که مددجو به مددسرا رفته که شب را آن‌جا بخوابد، اما ورود دستگاه‌های انتظامی به مددسرا‌ها و انتقال مددجویان به کمپ‌های اجباری ترک اعتیاد، باعث بی‌اعتمادی آنها شده و بسیاری از کارتن‌خواب‌ها و بی‌خانمان‌ها ترجیح می‌دهند شب را بیرون از مددسرا و در سرمای هوا بمانند. 

خطر بالقوه

موضوع دیگر این است که هر کارتن‌خوابی که درگیر اعتیاد سخت شده، در معرض خطر اوردوز قرار دارد. این موضوع نشان می‌دهد که کمک به افراد معتاد صرفاً به تهیه غذا و لباس محدود نمی‌شود و گاهی آگاهی عمومی می‌تواند به اندازه امکانات مادی اهمیت داشته باشد، اما تنها در صورتی که شهروندی با کمک‌های اولیه آشنایی داشته باشد، می‌تواند تا رسیدن نیرو‌های امدادی و با در نظر گرفتن ملاحظات ایمنی به فرد نزدیک شود. این اصل را باید جدی گرفت که شهروندان نباید به‌تنهایی و در شرایط نامطمئن وارد محل تجمع افراد بی‌خانمان شوند. حتی اگر موضوع کمک به این افراد باشد، باید جنبه‌های نزدیک شدن به این افراد را در نظر گرفت و از نیرو‌های امدادی یاری خواست. یعنی اگر قرار است مثلا غذا یا لباس بین آنها توزیع شود، بهتر است با همراهی گروه‌های داوطلب و مددکاران اجتماعی انجام شود و البته احترام به کرامت افراد، حفظ حریم خصوصی و پرهیز از تصویربرداری و انتشار تصاویر آنها بدون رضایت، باید از اصول اولیه این فعالیت‌ها باشد. اعتیاد نباید بهانه‌ای برای تحقیر یا سلب شأن انسانی افراد شود.

داستان دنباله‌دار

از اینها گذشته مسأله مهم‌تر این است که اگر فردی هر زمستان از سرما نجات پیدا می‌کند، اما پس از پایان فصل سرد دوباره به همان شرایط قبلی بازمی‌گردد، یعنی باید به فکر حل اساسی مساله بود. حمایت از درمان اعتیاد، مشاوره روان‌شناختی، تأمین مدارک هویتی، کمک به بازگشت به خانواده در صورت امکان و فراهم‌کردن فرصت اشتغال، اقداماتی هستند که می‌توانند مسیر خروج از بی‌خانمانی را هموار کنند. در این زمینه، مردم و سازمان‌های مردم‌نهاد می‌توانند در کنار نهاد‌های مسئول نقش مکمل داشته باشند. باید پذیرفت که اعتیاد و بی‌خانمانی دو مسئله درهم‌تنیده‌اند و نمی‌توان یکی را بهانه‌ای برای نادیده‌گرفتن دیگری قرار داد. کسی که به دلیل اعتیاد در خیابان زندگی می‌کند، ممکن است در شرایط فعلی آمادگی ترک مواد را نداشته باشد، اما این مسأله مسئولیت جامعه را در قبال جان او از بین نمی‌برد. کمک به چنین فردی به معنای پذیرفتن وضعیت موجود نیست؛ بلکه تلاشی برای جلوگیری از وخیم‌ترشدن شرایط و فراهم‌کردن فرصتی دوباره برای تغییر است.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار