مساله مهم برای ما این است که ترامپ با این وضعیت قرار است چه راهبردی در قبال ایران داشته باشد. «آرمان ملی» این موضوع را در گفتوگو با کوروش احمدی دیپلمات پیشین و تحلیلگر مسائل آمریکا بررسی کرده است.
*تاثیر خروجی انتخابات کنگره بر راهبرد ترامپ و جمهوریخواهان در قبال ایران چه خواهد بود؟
شکست فاحشی که ترامپ در انتخابات خورد تا حدود زیادی مشروعیت و حمایت مردمی را که او تصور میکرد، برای کشاندن آمریکا به جنگ علیه ایران دارد، زدوده است. آرای عمومی که در این انتخابات به سود دموکراتها به صندوق ریخته شد، حدود ۱۳ درصد بیشتر از آرا به سود جمهوریخواهان بود و این طی ۵۰ سال گذشته بیسابقه بوده است. از آنجا که ترامپ در دوره مبارزات انتخاباتی بیش از ۳۰ سخنرانی در سراسر آمریکا در حمایت از جمهوریخواهان انجام داد و همه جا گفت «تصور کنید که اسم من روی برگه رای هست»، آرا عمومی که به نفع دموکراتها داده شد و نیز شکست حزب او در کنگره، در واقع رأی عدم اعتماد به ترامپ بود. به این ترتیب ترامپ اکنون از مشروعیت کافی برای اینکه بتواند با دست باز دست به یک جنگ دیگر بزند، برخوردار نیست و با توجه به اینکه جنگ علیه ایران و تورم ناشی از این جنگ یکی از موضوعات مهم در دستور کار انتخابات بود، در واقع آرا عمومی و نیز برنده شدن دمکراتها در هر دو مجلس کنگره قاعدتاً و منطقاً باید دست ترامپ را تا حدودی برای یک جنگ دیگر علیه ایران بسته باشد. تاثیر دیگری که این تحول میتواند داشته باشد این است که طیفی را که فشار اقتصادی بر ایران را به جنگ ترجیح میدهد، قویتر کرده باشد. گفته میشود که اسکات بسنت، وزیر خزانهداری به ترامپ توصیه میکند که به جای جنگ به محاصره دریایی و فشار فزاینده اقتصادی فرصت دهد. میدانیم که جی. دی ونس نیز از ابتدا نسبت به جنگ اکراه داشت. بعلاوه، کسانی مانند راتکلیف رئیس سیا و ویتکاف و جرد کوشنر، مذاکرهکنندگان آمریکا در مورد ایران نیز راههای دیگر غیر از جنگ را توصیه میکنند. با این حال نباید فراموش کرد که ترامپ همچنان رئیسجمهور است و در دوسال باقی مانده قرار نیست در انتخاباتی شرکت کند و میتواند نگران تورم داخلی هم نباشد و تنها اوست که تصمیم میگیرد و ممکن است که دستخوش توهم دیگری مبنی بر کسب یک پیروزی در سیاست خارجی برای جبران شکست در سیاست داخلی شود؛ ضمن اینکه فشار نتانیاهو نیز همچنان وجود دارد. البته بعد از شروع به کار کنگره تا حدود زیادی دست ترامپ برای پیشبرد هر برنامهای در سیاست خارجی باز است و دمکراتها تنها میتوانند دردسر برای او ایجاد کنند و نمیتوانند مانع او شوند.
*اساساً چه سناریوهایی در قبال مواجهه آمریکا با ایران متصور است؟
دو سناریو مشخص اکنون وجود دارد؛ یکی اینکه ترامپ مسیر جنگ را انتخاب کند و وارد جنگ دیگری علیه ایران شود. در این صورت تصمیم با اوست و هر چند که به لحاظ مردمی مشروعیت شروع یک جنگ دیگر را ندارد، اما قانون اساسی آمریکا مسئولیت سیاست خارجی و فرماندهی کل قوا را به او داده است. سناریوی دوم، تمرکز بر اعمال فشار بر ایران از طریق محاصره دریایی و تحریم است. برخی در دولت او استدلال میکنند که با توجه به شرایط اقتصادی در ایران زمان به سود آمریکا است. در همین رابطه فشارهایی به برخی از کشورهای همسایه برای بستن مرزهایشان با ایران نیز در جریان است. چین نیز در این رابطه فاکتور مهمی است. در سناریوی دوم ممکن است آمریکا فشار بیشتری را به چین برای کاهش همکاری اقتصادی با ایران اعمال کند. در سناریوی دوم همچنین نظر بر این است که ضمن فشار اقتصادی به ایران، مذاکره با تهران نیز ادامه یابد. این سناریو ممکن است با تنش در سطح پائین همراه باشد. البته در این صورت، هدف این حملات محدود به اعمال محاصره دریایی و همزمان تلاش برای جلوگیری از بستن تنگه هرمز توسط ایران خواهد بود.
*تا زمان آغاز به کار کنگره جدید حدود ۶۰ روز زمان باقی است. در این مدت احتمال از سرگیری هرگونه جنگ با ایران وجود دارد؟
اگر ترامپ تصمیم به انجام یک اقدام تجاوزکارانه دیگر داشته باشد، مناسبترین فرصت برای او همین دوره دو ماهه است. البته همانطور که گفتم رئیسجمهور آمریکا در حوزه سیاست خارجی و جنگ و صلح اختیارات وسیعی دارد و همواره امکان انجام حقههای حقوقی و بیاعتنایی به نظر کنگره و افکار عمومی را دارد. بهویژه در دو سال باقی مانده میتواند تنها به میراث خود فکر کند و در این رابطه شاید تصور کند که برنده شدن در ارتباط با ایران میراث او را غنی میکند.
*بسیاری در ایران بر این عقیده هستند که دموکراتها مانع ادامه سناریوی نظامی ترامپ علیه ایران خواهند شد. به نظر شما تا چه حد این تحلیل به واقعیتهای سیاست خارجی در آمریکا نزدیک است؟
با شکست ترامپ کار او برای جنگ دیگر مشکلتر شده و احتمال از سرگیری جنگ توسط او تا حدودی کاهش یافته، اما اگر ترامپ مصمم به تجاوزی دیگر علیه ایران باشد، دموکراتها حتی بعد از به دست گرفتن کنگره امکان جلوگیری از جنگ را ندارند. البته بدون شک میتوانند هزینه جنگ را برای او بالا ببرند و از راههای مختلف مانند سوال، نظارت، برگزاری جلسات استماع، درخواست اسناد برای بررسی و نهایتا استیضاح دردسرهای زیادی برای دولت ترامپ ایجاد کنند، اما حتی مثلا در صورت تصویب طرح محدود کردن اختیارات جنگی رئیسجمهور، ترامپ میتواند مصوبه کنگره را وتو کند و دموکراتها برای خنثی کردن وتو به دو سوم آرا کنگره نیاز دارند که فاقد آن هستند. همچنین مثلا در صورت استیضاح وزیر جنگ او، برای برکناری او به دو سوم آراء در سنا نیاز دارند که فاقد آن هستند. نکته مهمتری که مقامات ما باید در نظر داشته باشند این است که دموکراتها با جنگ مخالفند، اما با اعمال انواع فشارهای اقتصادی بر علیه ایران مخالف نیستند. ۴ نفر از رهبران دموکراتها مانند چاک شومر و منندز و منشن و... در ۲۰۱۵ در دولت اوباما با برجام مخالف بودند. البته سوالی که وجود دارد این است که نظر آنها در مورد محاصره اقتصادی ایران که حکم اعلان جنگ است، چه خواهد بود؟ با این حال در این مورد نیز بعید است در شرایطی که تنگه هرمز توسط ایران بسته است، موافق برداشته شدن محاصره دریای باشند؛ لذا مقامات ما باید توجه داشته باشند که نباید امید زیادی به دموکراتها ببندند.
* نگاه اسرائیل و کشورهای عربی به نتایج انتخابات کنگره چیست؟
پیروزی دموکراتها قطعا شکستی برای دارودسته نتانیاهو و دیگر افراطیون اطراف او نیز بوده است. در نتیجه این انتخابات هم شماری از کاندیداهایی که علناً از اسرائیل انتقاد میکردند، رأی آوردند و وارد کنگره شدند و هم دست کسانی در تیم ترامپ و اطرافیان او که منتقد اسرائیل و سیاستهای ترامپ در حمایت از نتانیاهو هستند، بازتر شد. گفته جی. دی ونس مبنی بر اینکه روابط با اسرائیل باید تغییر کند، تحول مهم و شاید تاریخی بود. این انتخابات را به نوعی میتوان شروعِ پایان نفوذ انحصاری افراطیون اسرائیلی در دولت و کنگره آمریکا دانست. البته حرف در این مورد بسیار است. برخی عربهای خلیج فارس نیز احتمالاً از این تحول خشنود نیستند. رابطه کسانی مانند بنسلمان و بنزاید با جمهوریخواهانی مانند ترامپ همیشه بسیار بهتر بوده است.