واقعیت این است که بجز نتانیاهو و ترامپ کسی تمایل به جنگ ندارد و این مهم را میتوان در مواضع سران و مقامات کشورها دید. اخیرا سیگنالهایی از سوی آمریکاییها فرستاده شده است. «آرمان ملی» در همین ارتباط با مرتضی مکی تحلیلگر مسائل بینالملل گفتوگو کرده که میخوانید.
* تحولات اخیر منطقهای و رفت و آمدهای دیپلماتیک را چطور ارزیابی میکنید؟
در فضای نه جنگ و نه صلح که بر منطقه حاکم است یک زمان وزنه تهدیدات نظامی سنگینی میکند و شاهد حرکات نظامی هستیم و گاهی شاهد تحرکات سیاسی از سوی میانجیگران که باعث میشود سناریوی صلح و دیپلماسی از گردونه بحران در سطح منطقه حذف نشود. متغیر دیگری هم حاکم است که به انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا در سوم نوامبر بازمیگردد و تا حدودی میتواند چشمانداز را روشنتر کند. البته نه از این جهت که جنگ صورت میگیرد یا حتما توافقی حاصل میشود، چراکه هر دو امکان دارد ولی در این رقابتها و فضای ضد جنگی که بر جامعه آمریکا حاکم است و این موضوع نقش تاثیرگذاری در رقابتهای انتخاباتی دارد، جریان سیاسی که جی. دی ونس آن را نمایندگی میکند، در تلاش است با تحرکات سیاسی موضوع احتمال توافق با ایران را قوت ببخشد. گفته شد که جی. دی. ونس به آقای رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی نامهای فرستاده که محور بحثها و تحلیلهای زیادی در سطح محافل سیاسی و رسانهای بوده است. همزمان با این نامه شاهد حضور مقامات ارشد سه کشور عربستان ترکیه و پاکستان در تهران هم بودیم. پس از آن هم میانجیگران قطر در حال رفت و آمد بین دوحه و تهران بوده و هستند تا دیدگاههای طرفین را به هم نزدیک کنند. آخرین خبری که امیدواریها را افزایش داده، احتمال دیدار نمایندگان ایران و آمریکا در دوحه است؛ هرچند آقای عراقچی گفته که فعلا نیازی به این دیدار نمیبیند، اما طرح چنین موضوعاتی موجب امیدواری است و میتواند دلیل بر این باشد که طرفین مذاکرات فشردهای را با میانجیگران انجام میدهند.
* قدرتهایی، چون روسیه و چین را در قامت میانجیگران پشت پرده چگونه میبینید؟
در فضای رسانهای فعلی به نظر میرسد احتمالا چین و روسیه نقش تضمین کننده هرگونه توافقی بین ایران و آمریکا را ایفا کند. هر چند که تاکنون از سوی مقامات چینی و روسی موضع رسمی در این زمینه اعلام نشده که بخواهیم در مورد آن گمانهزنی کنیم، اما پیش از این چینیها و روسها به شکل آشکار و مستقیم آمادگی خود را برای هرگونه تحرکی برای نزدیک کردن دیدگاههای آمریکا و ایران اعلام کردند. مقامات چین بارها بر این نکته تاکید داشتند که طرفین باید به تفاهمنامه اسلامآباد بازگردند و این نشان میدهد که چینیها به خوبی از پیامدهای تشدید تنش باخبر هستند و به نوعی در جهت نزدیکی دیدگاههای دوطرف تلاش میکنند؛ هرچند پاکستان تا حدودی موضع چین را در میانجیگری میان ایران و آمریکا نمایندگی میکند. با توجه به این تحرکات سیاسی میدانی امیدواریها نسبت به گذشته در جهت رسیدن به یک توافق موقت بیشتر شده است. شاید نتوان امیدواری را با خوشبینی ترکیب کرد چرا که ایران دوبار در میانه مذاکرات مورد حمله آمریکاییها قرار گرفت و این تجربه نشان میدهد که شاید آمریکاییها بخواهند از این فضا برای حمله به ایران استفاده کنند.
* با وجود مواضع متناقض ترامپ در قبال جنگ و مذاکره آیا به نظر شما تلاشها به سمت توافق طرفینی در حرکت است؟ آیا نتیجه خواهد داد؟
شعارها، ادعاها و رفتارهای متناقضی که ترامپ در این خصوص مطرح میکند شاید باعث شود این امید کمرنگ شود ولی هم برای جمهوری اسلامی و هم برای کشورهای منطقه بسیار مهم است که منطقه از درگیری فاصله بگیرد. چرا که تبعات این درگیری محدود به ایران نخواهد بود و همانطور که رهبر انقلاب در دیدار با مقامات ارشد نظامی اعلام کردند، در صورت هرگونه تهدید و تجاوز به خاک ایران پاسخ به دشمن بدون محدودیت جغرافیایی خواهد بود و خط قرمزی برای ایران وجود نخواهد داشت که بخواهد در پی ملاحظه میزان آسیب پذیری داراییهای آمریکا باشد و اولویتبندی کند. همه داراییهای آمریکا در سطح منطقه میتواند هدف باشد و این فقط آمریکا نخواهد بود و کشورهای منطقه نیز از این حمله آسیب جدی خواهند دید. البته ایران هم قطعاً متوجه آسیبهایی خواهد شد و به همین دلیل شرایط به نحوی هست که همه طرفها به نوعی در خصوص بروز هرگونه تبعات نگران هستند. در این میان نباید از لابی صهیونیست در آمریکا و رژیم صهیونیستی غافل شد که گروه و جریانی تلاش میکنند فضای مصالحه و تسامح را در سطح منطقه از بین ببرند و همچنان دنبال فرصت برای حمله و جلوگیری از هرگونه توافق هستند. ولی فضای سیاسی ایران، منطقه و جهان نشان میدهد که تقریبا همه تمایل بیشتری به توافق دارند تا جنگ. اظهارات مقامات ارشد اروپایی این موضوع را تایید میکند و اظهارات مرتس و مکرون طی روزهای گذشته به خوبی نشان داده که تبعات جنگ آنها را با چه بحران عمیقی در سطح کشورهایشان مواجه کرده است. با وجود این مواضع و سیگنالها باید امیدوار بود تحرکات سیاسی که در سطح منطقه برای نزدیک کردن توافق ایران و آمریکا انجام میشود میتواند تفاوت داشته باشه که تا حدودی طرفین به خواستههای خود دست پیدا کردند که بتوانند بهواسطه آن چارچوب توافقی جامع میان ایران و آمریکا و کشورهای منطقه را شکل دهند.