بستن
کد خبر: ۱۵۲۳۶۵۴

اشتباه بزرگ آمریکا و اسرائیل

در حال حاضر، یکی از معدود امید‌های باقی‌مانده، میانجیگری‌های دیپلماتیک است.

اشتباه بزرگ آمریکا و اسرائیلعلی بیگدلی، کارشناس مسائل بین‌الملل نوشت: مذاکرات ایران و آمریکا به بالاترین سطح ابهام رسیده و این وضعیت، روند حل‌وفصل اختلافات را بسیار دشوار کرده و دیوار بی‌اعتمادی‌ای که از گذشته‌های دور میان دو کشور شکل گرفته، همچنان پابرجاست. در چنین شرایطی، نزدیک کردن مواضع دو طرف که از یکدیگر فاصله زیادی دارند، کار آسانی نیست.

 سطح انتظارات نیز بالاست و همین مسئله، پیچیدگی مذاکرات را دوچندان می‌کند. در این میان، امید‌هایی به تحرکات دیپلماتیک و میانجیگری کشور‌های منطقه، به‌ویژه شیخ‌نشین‌های خلیج فارس، وجود داشت. از سوی دیگر، رویکرد ترامپ در قبال پوتین و تحولات مربوط به جنگ اوکراین نیز می‌تواند بر معادلات بین‌المللی تأثیر بگذارد. اگر ترامپ بتواند مسئله اوکراین را بدون مشکل حل کند، احتمال همکاری بیشتر پوتین نیز وجود خواهد داشت. هرچند کشور پیچیدگی‌های خاص خود را دارد و نمی‌توان چنین موضوع مهمی را ساده‌سازی کرد.

بر اساس قواعد علم سیاست، دیپلماسی و جنگ همواره در کنار یکدیگر حرکت می‌کنند. هنگامی که تنش‌ها به نقطه بحرانی می‌رسند، دیپلماسی باید برای میانجیگری، کاهش تنش و جلوگیری از درگیری وارد عمل شود. تجربه جنگ هشت‌ساله با عراق نیز نشان داد که طولانی شدن درگیری‌ها و ناکامی میانجیگری‌های متعدد تا چه اندازه می‌تواند هزینه‌ساز باشد.

در چنین شرایطی لازم است در هر تصمیمی وضعیت مردم و کشور را در نظر گرفت و اگر هدف، حفظ نظام سیاسی و تضمین بقای آن باشد باید همه جوانب را سنجید. سیاست بقا زمانی می‌تواند مؤثر واقع شود که تصمیم گیرندگان، هزینه‌های تصمیم خود را برای جامعه در نظر بگیرند و از تشدید بحرانی که مستقیماً بر زندگی مردم تأثیر می‌گذارند، جلوگیری کنند.

در حال حاضر، یکی از معدود امید‌های باقی‌مانده، میانجیگری‌های دیپلماتیک است. البته هنوز مشخص نیست که با توجه به مواضع روسیه در قبال ایران، تا چه اندازه می‌توان از ظرفیت‌های بین‌المللی و سازوکار‌های شورای امنیت بهره گرفت. در همین راستا نشست احتمالی سران آمریکا، روسیه و چین می‌تواند بر معادلات موجود تأثیر بگذارد؛ هرچند نمی‌توان این احتمال را نادیده گرفت که ممکن است فشار بر ایران بیشتر شود یا در عین حال، فضای تازه‌ای برای مذاکره ایجاد کند.

با وجود همه این دشواری‌ها، نمی‌توان گفت که تمام راه‌های مذاکره بسته شده‌اند و کشور به بن‌بست کامل رسیده است. شاید بتوان وضعیت کنونی را بیش از آنکه یک بن‌بست قطعی بدانیم، نوعی وقفه یا رکود دیپلماتیک تلقی کنیم؛ وضعیتی که همچنان امکان بازگشت به مسیر مذاکره در آن وجود دارد، اما خطر تشدید تنش‌ها نیز به قوت خود باقی است.

از سوی دیگر، احتمال وقوع جنگ همچنان وجود دارد. بااین‌حال، تجربه نشان داده است که جنگ نه آمریکا را به موفقیت قطعی می‌رساند و نه ایران را به نتیجه‌ای مطلوب هدایت می‌کند؛ لذا راهی جز مذاکره وجود ندارد، زیرا حمله نظامی لزوماً اهداف آمریکایی‌ها را محقق نخواهد کرد. ساختار جمهوری اسلامی، ساختاری شبکه‌ای است که در طول زمان شکل گرفته و از بین بردن آن از طریق حملات نظامی، به‌سادگی امکان‌پذیر نیست. تاکنون روشن شده که تصور اولیه آمریکا و اسرائیل که می‌توانند با ورود به جنگ، تغییرات عمده ایجاد کنند خطای بزرگی بوده و حمله نظامی فقط به افزایش تنش‌ها، گسترش بی‌ثباتی و تشدید پیامد‌های انسانی و اقتصادی منجر شد.

در عین حال، محاسبات سیاسی آمریکا نیز در تعیین احتمال وقوع جنگ مؤثر است. ممکن است ترامپ به دلیل ملاحظات انتخاباتی، در مقطع کنونی از ورود مستقیم به جنگ خودداری کند، اما پس از انتخابات و با توجه به نتایج آن، احتمال تغییر رویکرد منتفی نیست. نتانیاهو نیز ممکن است همچنان دنبال تشدید فشار بر ایران باشد، هرچند هرگونه اقدام نظامی گسترده به ملاحظات و حمایت آمریکا بستگی دارد. مسئله اصلی این است که افزایش فشار نظامی و سیاسی، بدون توجه به پیامد‌های آن، نمی‌تواند راه‌حل پایداری برای بحران موجود باشد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار