این باغ، گنجینهای از ذخایر ژنتیکی، گونههای گیاهی بومی، نادر و در معرض خطر انقراض است که در کنار کارکردهای پژوهشی و آموزشی، بخشی از سرمایه طبیعی نه فقط پایتخت که کل کشور به شمار میرود. با این حال، آنچه امروز درباره وضعیت این مجموعه مطرح میشود، نشان میدهد که بقای چنین سرمایهای را نمیتوان صرفاً به مراقبت روزمره از گیاهان و تأمین آب مورد نیاز آنها محدود کرد. باغ گیاهشناسی با مجموعهای از مخاطرات بهمپیوسته مواجه است که کمآبی، فشار ساختوساز و تغییر شرایط محیطی از مهمترین آنها هستند. در بازدیدی که از این باغ بزرگ صورت گرفت، اولین چیزی که به چشم میآید، خشکی دریاچه بزرگ و کمآبی مفرط دریاچه کوچک است. البته آب با دبی بسیار پایین در حال وارد شدن به دریاچه کوچک بود و تصور میرود برای پر شدن دریاچه، روزها و هفتهها باید آب وارد دریاچه شود. در عین حال پرکردن دو دریاچه کوچ و بزرگ نزدیک به هم نقش مهمی در طراوت این باغ خواهد داشت. بر اساس گزارشهای منتشرشده، حدود ۴۳۰۰ گونه گیاهی در این مجموعه نگهداری میشود و مسئولان شهری نیز در بازدیدهای اخیر، آسیبهای ناشی از کمآبی را از مشکلات باغ دانستهاند. پیشنهاد ایجاد تصفیهخانه و استفاده از پساب برای تأمین آب مورد نیاز این مجموعه نیز در همین چارچوب مطرح شده است. چندی پیش مدیرعامل شرکت آب منطقهای تهران بر استفاده از پساب تصفیهشده با رعایت استانداردهای زیستمحیطی برای تأمین آب باغ تأکید کرد. با این حال، تأکید بر یک راهکار و اعلام آمادگی برای اجرای آن، هنوز به معنای حل بحران نیست. آنچه اهمیت دارد، تبدیل این پیشنهادها به برنامهای دارای اعتبار، زمانبندی، مسئول مشخص و سازوکار نظارت است.
چیتگر؛ هشداری برای باغ
وضعیت پارک جنگلی چیتگر میتواند تصویری هشداردهنده از پیامدهای استمرار تنش آبی در فضاهای طبیعی غرب تهران به دست دهد. شهردار منطقه ۲۲ اعلام کرد سرسبزی و طراوتی که از چیتگر در ذهن ما وجود دارد برای زمانی است که حداقل حقابه این پارک ۵۰۰ لیتر بر ثانیه بود. یعنی جدای از ظرفیتهایی که خود چیتگر برای آبیاری داشت، ۵۰۰ لیتر بر ثانیه حقابهای بوده که در واقع شرکت تامین تصفیه به پارک جنگلی چیتگر میداد، اما این حقابه به صفر رسید و این مساله باعث شد که در اواخر دهه ۹۰ بخشی از پارسلهای پارک جنگلی چیتگر دچار تنش و بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ اصله درخت هم دچار آفت شود. محمدجواد خسروی با بیان اینکه حداقل نیاز آبی پارک جنگلی چیتگر در فاز شرقی و غربی ۲۵۰ لیتر بر ثانیه است، تصریح کرد: واقعیت این است که این میزان در سنوات قبل به ۲۰ تا ۳۰ لیتر بر ثانیه رسیده بود و الان بخش اعظم کسری بین ۱۷۰ تا ۱۸۰ لیتر بر ثانیه موجود تا ۲۵۰ لیتر بر ثانیه نیاز پارک را با تانکر جبران میکنیم. علاوه بر این در تلاش هستیم که پساب تصفیه شده برخی از شهرکهای دیگر منطقه را نیز پارک جنگلی چیتگر منتقل کنیم. البته چیتگر و باغ گیاهشناسی از نظر پوشش گیاهی، شیوه نگهداری و منابع آب یکسان نیستند و نمیتوان وضعیت یکی را مستقیما به دیگری تعمیم داد. با این حال، تجربه چیتگر یک هشدار روشن دارد: وقتی تأمین آب پایدار به مسئلهای مزمن تبدیل شود، ممکن است آسیبها بهتدریج انباشته شوند و زمانی آشکار شوند که احیای پوشش گیاهی دشوارتر و پرهزینهتر شده باشد. در باغ گیاهشناسی باید پیش از آنکه نشانههای احتمالی ضعف گیاهان به خشکیدگی گسترده تبدیل شوند، وضعیت سلامت گونهها، منابع آب و میزان نیاز آبی هر بخش بهطور مستمر بررسی شود. در چنین مجموعهای، از دست رفتن یک گونه حساس یا بخشی از ذخایر ژنتیکی، لزوما با کاشت یک نهال جایگزین جبران نمیشود. مجموعه باغ گیاهشناسی، گنجینهای غنی از گیاهان مختلف کشور، منطقه و قارههای دیگر به شمار میآید. روشن است که از دست رفتن یک گیاه به معنای جایگزینی سریع آن نیست. چه بسا جای خالی برخی گیاهان قابل پر کردن نباشد.
تهدیدی فراتر از منظر باغ
در کنار بحران آب، مناقشه ساختوساز در مجاورت باغ گیاهشناسی یکی از جدیترین مسائل حفاظتی این مجموعه است. توسعه مسکونی در اراضی شمال باغ و مناقشات حقوقی پیرامون مجوزها، طی سالهای گذشته نگرانیهای فراوانی ایجاد کرده است. هرچند در بهمن ۱۴۰۳ از توقف عملیات ساختمانی با دستور قضایی خبر داده شد، گزارشهای بعدی درباره وضعیت پروژه و ادامه برخی عملیات، ضرورت روشن شدن آخرین وضعیت حقوقی و اجرایی را برجسته کردهاند. اهمیت این مسئله صرفا به بلندمرتبهسازی و مخدوش شدن چشمانداز باغ مربوط نیست. پژوهشی که درباره نقش حریم در پایداری اکوسیستم باغ گیاهشناسی منتشر شده، به پیامدهای احتمالی توسعه پیرامونی بر منابع آب زیرزمینی، جریان باد، تهویه، دمای محیط، نفوذپذیری خاک و سلامت پوشش گیاهی اشاره میکند. این پژوهش درباره خطرهای بلندمدت توسعه نامتوازن هشدار میدهد؛ خطرهایی که برای اثبات میزان اثرگذاری آنها در وضعیت کنونی باغ، به پایش و اندازهگیری مستقل نیاز است. به همین دلیل، حریم باغ را نباید صرفا یک محدوده اداری یا موضوعی در اختلاف میان مالکان و دستگاههای دولتی دانست. حریم، بخشی از زیرساخت بقای باغ است. هرگونه تصمیم درباره ساختوساز در این محدوده باید با ارزیابی اثرات محیطزیستی و توجه به حقوق عمومی همراه باشد. در عین حال، تعیین تکلیف حقوقی پروژهها باید با رعایت قانون و حقوق اشخاص صورت گیرد تا حفاظت از طبیعت بهانهای برای نادیده گرفتن مسئولیتهای حقوقی دستگاهها نشود.
نجات باغ با انتقال آب؟
استفاده از پساب تصفیهشده میتواند بخشی از راهحل باشد، اما کیفیت آب برای باغی با این تنوع گیاهی اهمیتی تعیینکننده دارد. شوری، سدیم و دیگر شاخصهای شیمیایی آب باید متناسب با حساسیت گونههای مختلف ارزیابی شوند. همچنین، نحوه توزیع آب، نیاز آبی بخشهای گوناگون و وضعیت خاک باید در طراحی شبکه آبیاری مورد توجه قرار گیرد. تأمین آب بیشتر، اگر بدون شناخت نیازهای زیستی مجموعه صورت گیرد، لزوما به معنای حفاظت بهتر نیست. راهکار دیگر، تدوین برنامه مدیریت مصرف آب بر اساس نیاز واقعی گونههاست. پایش رطوبت خاک، اصلاح شبکههای فرسوده، کاهش تلفات انتقال، آبیاری متناسب با شرایط اقلیمی و اولویت دادن به گونههای حساس، میتواند به استفاده مؤثرتر از منابع محدود کمک کند. این اقدامات البته جایگزین تأمین آب پایدار نیستند، بلکه باید مکمل آن باشند. در کنار این موارد، تشکیل یک سازوکار مشترک میان مدیریت باغ، وزارت جهاد کشاورزی، شرکت آب منطقهای، شهرداری، سازمان حفاظت محیطزیست و وزارت میراث فرهنگی ضروری است؛ سازوکاری که وظایف هر دستگاه را مشخص کند و گزارش عملکرد آن در دسترس افکار عمومی قرار گیرد.
پیشگیری ارزانتر است
باغ گیاهشناسی ملی ایران را نمیتوان در فهرست هزینههای معمول نگهداری فضای سبز شهری قرار داد. ارزش این مجموعه در طول دههها شکل گرفته و از دست رفتن بخشی از ظرفیت زیستی و پژوهشی آن، ممکن است در زمانی بسیار کوتاهتر از زمان شکلگیریاش اتفاق بیفتد. اکنون مهمترین اقدام، انتشار یک گزارش جامع از وضعیت باغ است؛ گزارشی شامل تراز آب، سلامت گونهها، میزان خشکیدگی، وضعیت منابع زیرزمینی، نیاز مالی حفاظت و آخرین وضعیت حقوقی حریم. بدون چنین اطلاعاتی، نه میتوان میزان پیشرفت بحران را سنجید و نه درباره موفقیت راهکارهای پیشنهادی قضاوت کرد. تجربه چیتگر نشان میدهد که نباید برای دیدن نتیجه سالها فشار بر طبیعت منتظر ماند. باغ گیاهشناسی هنوز فرصتی برای پیشگیری دارد، اما این فرصت با وعدههای مقطعی حفظ نمیشود. اگر حفاظت از این گنجینه ملی جدی است، باید آب پایدار، حریم امن و مدیریت پاسخگو، همزمان در دستور کار قرار گیرند؛ وگرنه ممکن است روزی درباره مجموعهای سخن بگوییم که نام و وسعتش باقی مانده، اما بخشی از ارزشهای بیجایگزین آن از دست رفته است.