در این راستا دو طرف در حال ارزیابی و بررسی پیشنهادات یکدیگر هستند که همین موضوع جاری بودن چارچوب کلی دیپلماسی را حکایت میکند.
بررسی پاسخ آمریکا
در این راستا اظهارات اخیر اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه کشورمان نیز موید همین موضوع است و به نوعی بر آن مُهر تایید میزند. او در نشست خبری هفتگی خود درباره بررسی دیدگاه آمریکا درباره طرح هفتبندی ایران اعلام کرد «تبادل پیام میان ایران و آمریکا از طریق میانجیها همچنان ادامه دارد و آنچه در حاشیه اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد مطرح شد و از آن با عنوان طرح هفتروزه ایران یاد شد، در واقع ناظر بر مطالبه حقوق مشروع ایران بود که درباره این موضوع نیز بهتفصیل صحبت شده است». او همچنین تاکید کرد که «رفع محاصره دریایی، توقف جنگ در همه جبههها و آزادسازی داراییهای ایران، از جمله مواردی هستند که در این چارچوب مطرح شدهاند و بهطور خلاصه، این موارد همان موضوعاتی هستند که در قالب یادداشت تفاهم درباره آنها به تفاهم رسیده بودیم». بقایی تصریح کرد که «این موارد، حقوق ایران هستند که در هر مذاکرهای مطرح خواهند شد. شرایط تغییر نکرده است که بخواهیم درباره حقوق خود انعطاف نشان دهیم و علاوه بر این، آمریکا در این مدت تحریمهای جدیدی وضع کرده که قاعدتاً همه آنها نیز باید رفع شوند». بقائی خاطر نشان کرد که «طرف آمریکایی همانند قبل ادعا کرده که نگرانی اصلی آنها همچنان موضوع هستهای ایران است. فارغ از تناقض بزرگی که در این موضع وجود دارد، زیرا آمریکاییها چندین بار اعلام کردهاند که کل برنامه هستهای ایران را از بین بردهاند، همچنان موضوع ادعایی خطر موهوم سلاح هستهای ایران را مطرح میکنند و ملاحظات خود را در این زمینه بیان کردهاند». او همچنین با اشاره به اظهارات محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی درباره ناکافی بودن پاسخ آمریکا گفت که «درباره این موضوع که پاسخ آمریکا ناکافی بوده و ایران نیز مواضع خود را اعلام کرده، نکته مطرحشده درست است. موضع ما درباره ضرورت اولویت دادن به مسائل اصلی در شرایط کنونی و پایان دادن به اقدامات مداخلهجویانه و تجاوزکارانه آمریکا، موضع جدیدی نیست. ما پیشتر نیز این موضوع را اعلام کردهایم و طرف آمریکایی هم از طریق میانجیها در جریان مواضع ما قرار گرفته است. با این حال، درباره نکاتی که طرف آمریکایی مطرح کرده است، در حال بررسی هستیم و بهمحض پایان این بررسیها، دیدگاه خود را به میانجیها منعکس خواهیم کرد». این مواضع سخنگوی دستگاه دیپلماسی کشورمان به خوبی نشان میدهد که بخشی از طرح و پاسخ دو طرف به یکدیگر مورد پذیرش آنها قرار داشته، اما در این میان تهران معتقد بر تکمیل شدن پاسخهای واشنگتن به طرح مذکور است، اما باز هم مشخص نشده که کدام بندهای مطروحه از سوی ایران از سوی ایالات متحده به پاسخ شفاف نرسیده است.
میانجیها مشغول کارند
اینکه در این راستا قرار است میانجیها چه نقشی را ایفا کنند، موضوعی است که به نظر میرسد همچنان همان روند گذشته با محوریت پاکستان و قطر ادامه دارد و حالا روسیه هم وارد مدار میانجیگری شده است. بقایی در این خصوص اعلام کرده که «رایزنیهای ما با روسیه در موضوعات مختلف، از جمله موضوع هستهای، امر جدیدی نیست. روسیه در جریان تفاهم هستهای سال ۲۰۱۵ نقش بسیار مثبت و مؤثری ایفا کرد و همچنان علاقهمندی خود را به حلوفصل این موضوع حفظ کرده است. رئیسجمهور کشورمان نیز در دیدار با همتای روسی خود در ترکمنستان مواضع ما را بیان کردند و بار دیگر هم طرح هفتروزه ایران را تشریح کردند و هم ملاحظات و نکاتی را که درباره کلیت موضوع وجود دارد، توضیح دادند. با توجه به اینکه ظاهراً رئیسجمهور روسیه قرار بود با همتای آمریکایی خود مکالمه تلفنی داشته باشد، این گفتوگو پیش از آن انجام شد؛ اما در واقع، بیان مواضع بود». او همچنین تاکید کرد که «ما همواره از مساعی جمیله کشورهای دوست استقبال کردهایم، اما همانطور که میدانید، از لحاظ فنی و به معنای دقیق کلمه، همچنان پاکستان و قطر نقش میانجی را میان ایران و آمریکا ایفا میکنند».
آمریکا و هرمز
نکتهای که در این بین به نظر مهم قلمداد میشود این است که همزمان با رد و بدل شدن پاسخها و همچنین تماسهای دولتهای منطقهای و فرامنطقهای با یکدیگر در خصوص اوضاع و احوال خاورمیانه، ایالات متحده و شخص ترامپ دنبال آن است تا در این راستا بتواند به هر نحوی که شده این موضوع را القاء کند که مدیریت تنگه هرمز از دست تهران خارج شده و در دست واشنگتن است. این موضوع از این جهت اهمیت دارد که او از یک سو نیاز دارد تا یک دستاورد سیاسی و اقتصادی با محوریت انرژی و مسائل حول آن به افکار عمومی ایالات متحده بفروشد و از سوی دیگر باید بتواند مدیرت جنگ از منظر امنیتی و نظامی را نیز با یک شیب معقول از نظر خود، به سرانجام برساند. اینکه او از یک سو یکباره اوکراین را رها میکند و به سوی مسکو میدود و از سوی دیگر دنبال تاکید بر مدیریت تنگه هرمز توسط واشنگتن است، نشان میدهد که ترامپ و تیمش باید به موازات هرگونه توافق احتمالی با ایران، وضعیت نظامی را به نفع خود نشان دهد.