چنانکه عراقچی وزیر امور خارجه نیز از پیشنهاد ۷ بندی ایران خبر داد و شرط بازگشایی تنگه هرمز را پذیرش این شروط دانست، اما ترامپ با نپذیرفتن این شروط شرایط را تا حدی پیچیده کرد تا هنوز مشخص نباشد طرفین به سمت مذاکره خواهند رفت یا تنش در منطقه بالا میرود. در همین راستا «آرمان ملی» با احمد بخشایش اردستانی کارشناس مسائل ببنالملل و عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
*شرایط فعلی میان ایران و آمریکا را چگونه ارزیابی میکنید؟
من معتقدم اصل میانجیها هستند و پیامهایی که رد و بدل میکنند. برخی از حرفها مثل حرفی که آقای ترامپ زده بود و پیشنهاد ایران را قبول نکرده بود مصرف داخلی دارد و میخواهد به نحوی خود را در دیپلماسی پیروز جلوه دهد. ولی من احتمال میدهم که ترامپ حس میکند محاصره دریایی روی ایران تاثیر منفی داشته است. از طرفی صحبت آقای پزشکیان در سازمان ملل خوب بود و برای انقلابیهای ایران خیلی دلگرم کننده و قشنگ بود، اما صحبتهایی که در مصاحبه با رسانهها داشتند و برخی آنها را حاکی از ضعف دانستند در واقع ضعف نبود و رئیسجمهور میخواست به نحوی کشور ایران را مظلوم، اما مقتدر جلوه دهد. ما که نمیتوانیم به خبرنگار آنها بگوییم همون طور که آمریکا میخواهد کشور ما را نابود کند ما شما را نابود میکنیم. باید یه مقداری با طمانینه و با استدلال پیش برویم و اینکه ما اهل جنگ نیستیم و کشور شما میخواهد جنگ را به ما تحمیل کند. شما هستید که جنگ طلب هستید بنابراین همه چیز به میانجیهایی که رد و بدل میکنند بستگی دارد. البته ترامپ میگوید تا انتخابات یعنی دوازده آبان اقدامی نمیکند. البته اقدام میکند یعنی به ایران فشار میآورد که مقداری جمعیت ایران و مردم ایران را ناراضی کند و دوقطبی درست کند. البته این اتفاق نخواهد افتاد به خاطر اینکه در طول تاریخ هر وقت بیگانهای به کشور حمله کرده یا سیل، زلزله و مشکلاتی به وجود آمده مردم ایران به واسطه هویت ایرانی و تاریخ ایران ایستادگی کردند. ایرانیها دوست ندارند کشور را تحویل بیگانه بدهند و ترامپ اشتباه میکند و اگر این پیشنهاد ایران را پذیرفته بود و در همانجا به تفاهم اسلامآباد باز میگشت خیلی به نفع هر دو طرف بود. ولی به هر صورت ترامپ این روش را اجرا کرده که بحرانی را ایجاد کند و بعد به سمت راه حل برود تا امتیاز بهتری بهدست بیاورد.
* انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا چه میزان بر مساله ایران و آمریکا و احتمال توافق یا تفاهم اثرگذار است که هر دو طرف این گزاره را مطرح میکنند؟
این مساله به سابقه تاریخی بین کارتر و ریگان باز میگردد. وقتی که کارتر به ایران حمله کرد و در طبس شکست خورد در خود آمریکا یک هیاهویی به وجود آمد و کارتر نتوانست ایران را شکست دهد و گروگانها را آزاد کند. خیلی بحث ایران داغ شد و در نتیجه ریگان برنده شد. الان هم من احساس میکنم که ترامپ به صورت پنهانی به ایران پیام داده که اگر منتظر انتخابات هستید خیلی برای من مهم نیست. این معنا را طوری بیان میکند که امتیازی که دست ایران است را بگیرد. امتیاز ایران این است که ما انقدر فشار میآوریم راه انرژی را میبندیم، کریدور جنوبی تنگه هرمز را مینریزی میکنیم با پهپاد و با موشک میزنیم که قیمت جهانی انرژی بالا برود و قیمت بنزین و گازوئیل زیادتر شود. در نتیجه مردم آمریکا به حزب رقیب ترامپ رای دهند. البته ایران گفته علاقهای به این کار ندارد و به دنبال مذاکره و توافق است. اما ترامپ این قضیه را قبول نکرد. هر چند در واقع میخواهد، اما میخواهد با کمترین هزینه این کار را انجام دهد و بیش از امتیاز دادن امتیاز بهدست بیاورد. ایران هم نشان داده ما اهل جنگ نیست و صلح طلب است و اگر قبل انتخابات نشد در بعد انتخابات توافق میکند. فقط باید محاصره و تحریمها برداشته شود تا ایران نفت خود را بفروشد و تنگه هرمز را نیز باز کند، اما ترامپ میخواهد تنگه هرمز را ثمن بخس آزاد کند.
* نقش چین را به عنوان کشور موثر در جهت میانجیگری میان تهران و واشنگتن چگونه میبینید؟
در مورد چین دو سناریو قابل تصور است. سناریوی نخست اصلا آقای شی. جین. پینگ به آمریکا نرفت که در سازمان ملل سخنرانی کند مثل خیلی وقتها که نمیآید. چنانکه پوتین هم نمیآید. ولی اینکه دعوت آقای ترامپ را پذیرفت احساس من این بود که چین برای نوعی واسطهگری بین ایران و آمریکا آمده تا هر دو طرف را به تفاهم اسلامآباد بازگرداند. سناریوی دوم این بود که از ترامپ کاملا پذیرایی شد ولی محتوا نداشت، چون بحث بمب اتمی چین در نزد آمریکا همان تایوان است و یعنی چین خیلی روی تایوان حساس است؛ بنابراین چینیها در عین اینکه که با آمریکا تجارت دارند و میخواهند سطح تجاری خود را ارتقا دهند دوست دارند تایوان را بگیرند و برای این امر مجبورند که از کارت ایران هم استفاده کنند و آمریکا را در منطقه تضعیف کنند.