اگر این پرونده را به انضمام تنشهای سیاسی کره شمالی و جنوبی و همچنین تقابل نصفه و نیمه چین و آمریکا بر سر تایوان را در کنار وضعیت کنونی خارومیانه قرار دهیم، بدون شک خروجی آن چیزی نیست جز ترس و وحشت برای ساکنین کره خاکی. این ترس برای دولتهای مستقر در منطقه و همچنین دولتهای اروپایی بیش از شهروندانشان است؛ چراکه پاییز در حال رسیدن است و نه تنها این منازعات به سرانجام نقطه مشخص نرسیده، بلکه حالا مدار تولید و صادرات انرژی در تمام جهان به خصوص از مبدأ حاشیه خلیج فارس با مشکلاتی روبهرو شده که ریشه آن به حملات اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران بازمیگردد.
تئوری هرج و مرج
آنچه در این وضعیت قابل توجه است، رفتار ترامپ در قبال دنیا و منطقه است که حالا ابعاد گوناگون داخلی و خراجی به خود گرفته است؛ چراکه اقدامی که او با کمک تلآویو و نتانیاهو علیه خارومیانه انجام داد و حالا هم به دنبال ادامه همان سناریو است، اساساً دنیا را دگرگون و با ابهامات و علامت سوالیهای فراوان روبهرو کرده است. در این مسیر باید توجه داشت که هرج و مرج به وجود آمده از سوی ترامپ علیه نظام بینالملل و به خصوص خاورمیانه صرفاً کشورهای این منطقه یا اروپاییها و ساکنان نیم کره شرقی را آزار نمیدهد، بلکه شهروندان ایالات متحده، نزدیکان ترامپ در کاخسفید، حزب جمهوریخواه و حتی خود او هم در این فرآیند به شدت فرسوده شده و در متن انتقادات داخلی و خارجی قرار گرفتهاند. بخشی از این انتقادها به داخل ایالات متحده و رسانههای مطرح غربی مربوط میشود. به عنوان مثال عمده روزنامههای انگلیس و آمریکا صراحتاً اعلام کردهاند که ترامپ درگیر یک جنگ فرسایشی با ایران شده که انتهای آن مشخص نیست و نوعی از ابهام را نمایان میکند. از سوی دیگر نزدیکان او هم لب به انتقاد از وی گشودهاند. برای نمونه جان بولتون، مشاور سابق امنیت ملی آمریکا اخیراً در گفتوگو با برنامه «مصاحبه هفته» رادیو دویچلانتفونک اعلام کرده که ترامپ عملاً فهم درستی از تحولات و پیچیدگیهای موجود در نظام بینالملل ندارد و به هر ترتیبی به دنبال آن است تا از نگاه و روش خود مشکلت را حل و فصل کند و حتی در این میان دوستیهای سیاسی را بر سنتهای راهبردی ارجح میداند. بولتون در بخش دیگری از سخنانش صراحتاً میگوید که ترامپ روسایجمهور چین و روسیه را دوست خود میداند و بنابراین نمیخواهد آنها را تحت فشار قرار دهد، اما واقعیت این است که این یک درک کاملاً کودکانه از سیاست بینالملل و بسیار خطرناک است. این سخنان بولتون در حالی است که همین حالا در منطقه خاورمیانه، یمن مجدداً به یک جبهه درگیری جدید تبدیل شده که با وجود سخنان پیشین ترامپ درباره عدم ورود مستقیم به این جنگ، احتمال دارد که واشنگتن سناریوی جدیدی را در این کشور مطرح و اجرایی کند و حتی ممکن است که کشورهای اروپایی عضو ناتو را هم با خود به این پرونده وارد کند. این در حالی است که حتی بحث تحرکات مجدد ایالات متحده علیه ایران نیز مطرح شده است؛ به گونهای که قرارگاه خاتمالانبیا (یکشنبه) اعلام کرد که «براساس اطلاعات دریافتی، آمریکا در پی پوشش شکستها و دستیابی به دستاوردهای کاذب در جنگی که با اتکا به دروغ و صحنهسازی صهیونیستها آغاز و با فریب و حیله استمرار یافته است، بار دیگر تصمیم گرفته است با چراغ سبز برخی کشورهای منطقه، در نشست مشترکی در یکی از کشورهای اروپایی، اقداماتی علیه ایران اسلامی را از سر بگیرد و چنانچه آمریکا علیه ایران اسلامی خطایی مرتکب شود، تمامی مراکز استقراری و منافع آن کشور در منطقه، بدون هیچگونه محدودیت و ملاحظهای، هدف حملات مستمر، موثر و دردناک قرار خواهد گرفت».
ترامپ و انتخابات
اینکه آیا ترامپ مجدداً منطقه را وارد فاز تهاجمی و رویارویی نظامی خواهد کرد یا خیر، موضوعی است که لحظه به لحظه ممکن است نوع نگاه او درباره این مساله تغییر کند که البته در پشت صحنه باید دید اسرائیل و کشورهای عربی چگونه درباره این سناریوی او وارد عمل میشوند، اما آنچه در این میان ارزش سیاسی دارد و میتواند به این وضعیت مربوط شود، انتخابات میان دورهای کنگره ایالات متحده است. رئیسجمهور آمریکا، اگرچه در مصاحبهها و سخنرانیهای خود همچنان تأکید میکند که سیاستهای انتخاباتی میاندورهای بر تصمیمهای او درباره ایران تأثیری ندارد، اما واشنگتنپست در این خصوص نوشته است که ترامپ در محافل خصوصی از مشاورانش اخبار صریحی درباره شانس ضعیف جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای میشنود و پذیرفته است که بخشی از این وضعیت نتیجه تصمیمهای او در قبال ایران و منطقه است. بر همین اساس باید منتظر بود و دید که آیا او قمار بر جنگ را به قبل از انتخابات موکول میکند یا اینکه پس از دیدارش با رئیسجمهوری چین و پایان نشست سالانه مجمع عمومی سازمان ملل دست به اقدام مخرب دیگر خواهد زد.