بستن
کد خبر: ۱۵۱۹۱۷۳
«آرمان ملی» همزمان با طرح افزایش قیمت انرژی بررسی می‌کند

کمتر بنزین مصرف کنیم؛ اما چگونه؟

کمتر بنزین مصرف کنیم؛ اما چگونه؟
آرمان ملی- مرتضی خبازیان: این روزها که بحث درباره اصلاح قیمت بنزین دامنه وسیعی یافته و درباره جوانب مساله اظهار نظر می‌شود، لازم است موضوع از یک زاویه مهم دیگر هم بررسی شود.

وظیفه خانواده در این بین چیست و خانواده‌ها چگونه می‌توانند خود را با تحولات اقتصادی دولت هماهنگ کنند؟ مشخص است که منظور خانواده‌هایی است که از یک ماشین بهره می‌برند وگرنه درباره خانواده‌هایی که ماشین‌های متعددی دارند سازوکار بسیار بسیار متفاوت است و در جای خود بررسی خواهد شد. به موازات بحث اصلاح قیمت بنزین، ‌دولت از ناترازی می‌گوید و از ضرورت تغییر در شیوه مصرف و تخصیص یارانه سوخت. طبیعی است که در چنین شرایطی از مردم نیز انتظار داشته باشیم مصرف خود را مدیریت کنند، اما یک سؤال اساسی وجود دارد که کمتر به آن توجه می‌شود: آیا مردم واقعاً امکان کاهش مصرف بنزین را دارند؟ اگر پاسخ مثبت است، باید پرسید چرا بسیاری از شهرهای ما، به‌ویژه تهران، طی سال‌ها به شکلی توسعه یافته‌اند که استفاده از خودرو را به بخش جدایی‌ناپذیر زندگی روزمره تبدیل کرده‌اند؟ و حالا که خانواده‌ها با زحمت و مرارت بسیار توانسته‌اند خودرویی دست و پا کنند تا از دشواری رفت و آمد بکاهند، چطور باید به این انتظار پاسخ دهند که در استفاده از خودرو ملاحظه کنند؟

ساختار شهری 

سال‌ها پیش، منتقدان مدیریت شهری، از تبدیل شهروند‌محوری به خودرو‌محوری انتقاد می‌کردند. منظورشان این بود که در سیاست توسعه شهری، به جای آنکه پرسش اصلی این باشد که چگونه شهروند بتواند با کمترین وابستگی به خودرو زندگی کند، مسأله اصلی به چگونگی عبور سریع‌تر خودروها از شهر تبدیل شده است. ساخت بزرگراه، پل، تونل و تقاطع غیرهمسطح، در این نگاه، راه‌حل ترافیک بود. مدیران شهری آن دوره همزمان توسعه مترو و حمل‌ونقل عمومی را دنبال کردند و نمی‌توان کارنامه آن دوره را صرفاً به پروژه‌های خودرو‌محور تقلیل داد. اما انتقاد اساسی همچنان قابل تأمل است: آیا شهر باید خود را با خودرو تطبیق دهد یا خودرو با نیازهای شهروند؟ قطع ناگهانی برق پمپ‌های بنزین را موقتا از کار انداخته است. برخی از صف بیرون می‌روند و برخی دیگر با صبر و حوصله منتظر بازگشت برق می‌مانند. سر صحبت با راننده دیگر باز می‌شود که در انتظار ایستاده است. او می‌گوید: فرض کنیم دولت قیمت بنزین را افزایش داد و از خانواده‌ها خواست مصرف رو کاهش بدهند. کسی به من جواب بدهد پدر یا مادر خانواده‌ای که صبح باید فرزند را به مدرسه برساند، بعد با عجله خود را به محل کار برساند، در عین حال گاهی برای خرید و انجام امور روزمره چند کیلومتر در شهر جابه‌جا می‌شود و عصر دوباره به خانه برمی‌گردد، دقیقاً چطور باید مصرفش را کاهش دهد؟

نقش خانواده 

اگر حمل‌ونقل عمومی سریع، ارزان، در دسترس و قابل اعتماد باشد، پاسخ روشن است که بخشی از سفرها می‌تواند از خودرو به مترو و اتوبوس منتقل شود، اما اگر چنین امکانی وجود نداشته باشد، یا اگر شهروندی برای استفاده از اتوبوس در مسیرهایی که هنوز در مسیر مترو نیست، لازم باشد زحمت بیش از حدی متقبل شود، احتمالا افزایش قیمت بنزین به کاهش سفر او یا تغییر در روش سفر او منجر نمی‌شود و ممکن است فقط هزینه زندگی را افزایش دهد. این همان نقطه‌ای است که اصلاح قیمت بنزین می‌تواند با یک تناقض بزرگ روبه‌رو شود. دولت از یکسو می‌گوید خودرو کمتر و مصرف بنزین کمتر اما ساختار شهری از سوی دیگر شهروند را به استفاده بیشتر از خودرو وادار می‌کند. نمی‌توان شهری پراکنده و خودرو‌محور ساخت، فاصله میان محل سکونت و کار و مدرسه و خدمات را افزایش داد، حمل‌ونقل عمومی را تقویت نکرد و بعد از شهروند خواست برای حل ناترازی انرژی، کمتر خودرو سوار شود. در عین حال تردید نیست که خانواده باید در اصلاح مصرف انرژی نقش داشته باشد. باید بتواند سفرهای غیر ضروری را کاهش دهد، در صورت امکان چند کار را در یک سفر انجام دهد، تا جایی که امکان دارد از حمل‌ونقل عمومی استفاده کند و به طور کلی لازم است درباره میزان استفاده از خودرو تصمیم اقتصادی بگیرد.

خانواده و زنجیره اصلاحات

اگر دولت انتظار دارد خانواده رفتار خود را تغییر دهد، خودش نیز باید بتواند در مواقع لازم در برخی رفتارها و سیاست‌ها تغییر ایجاد کند. نمی‌توان اصلاح بنزین را از پمپ‌ بنزین آغاز و همان‌جا تمام کرد. هیچ تردید نیست که در اصلاح بنزین باید شهر هم نقش خود را ایفا کند. خانواده‌ای که قرار است بنزین بیشتری بابت رفت‌وآمد خود بپردازد، باید در مقابل گزینه‌های دیگری داشته باشد. مترو، اتوبوس، تاکسی، مسیرهای امن پیاده‌روی و حتی امکان استفاده از دوچرخه باید آنقدر در دسترس باشند که انتخاب نکردن خودرو واقعاً امکان‌پذیر باشد. این همان زاویه‌ای است که در آن خانواده در اصلاح قیمت بنزین شراکت کرده و نقش خود را ایفا می‌کند. حتی می‌توان یک رابطه روشن میان دولت و خانواده تعریف کرد که دولت از خانواده بخواهد مصرف انرژی را کاهش دهد و خانواده نیز از دولت بخواهد زیرساخت لازم برای این کاهش مصرف را فراهم کند. یکی از مهم‌ترین استدلال‌ها برای افزایش قیمت حامل‌های سوخت این است که گفته می‌شود قیمت ارزان بنزین موجب مصرف بی‌رویه و بیش‌از حد شده است. اگر این موضوع با زبانی روشن و شفاف با خانواده درمیان گذاشته شود، احتمال زیادی وجود دارد که خانواده بپذیرد بخشی از رفتار خود را اصلاح کند، اما دولت نیز باید توضیح دهد که با درآمد حاصل از اصلاح قیمت چه خواهد کرد. آیا حمل‌ونقل عمومی توسعه پیدا می‌کند؟ آیا اگر شهروندی از رفت و آمد با ماشین شخصی صرف نظر کرد، بدون درد سر زیاد می‌تواند به موقع به محل کارش برسد؟ آیا خودروهای کم‌مصرف و برقی در دسترس مردم قرار خواهند گرفت؟ آیا شهرها از خودرو‌محوری فاصله خواهند گرفت؟ این پرسش‌ها مهم‌اند، زیرا بنزین فقط یک کالای مصرفی نیست، حالا دیگر بخشی از سبک زندگی شهری است و بدون بنزین نمی‌توان در شهرهای بزرگ زندگی کرد. روشن است که وقتی شهروند برای رسیدن به محل کار، مدرسه، دانشگاه، درمانگاه یا مرکز خرید ناچار به استفاده از خودرو است، نمی‌توان تمام مسئولیت مصرف سوخت را متوجه او کرد. شاید به همین دلیل، اصلاح قیمت بنزین باید فرصتی برای بازنگری در مدل توسعه شهری نیز باشد. اگر قرار است انرژی گران‌تر شود، باید همزمان کاری کنیم که شهروند بتواند با انرژی کمتر زندگی کند و این یعنی حرکت از شهر خودرو‌محور به شهر شهروند‌محور. در شهر شهروند‌محور، هدف اصلی این نیست که خودروها سریع‌تر حرکت کنند، هدف این است که شهروند برای انجام امور زندگی، کمتر مجبور به حرکت با خودرو باشد. این تفاوت پیامد اقتصادی بزرگی به همراه دارد. اگر امروز از خانواده ایرانی می‌خواهیم مصرف بنزین خود را کاهش دهد، باید ابتدا این سؤال را از خودمان بپرسیم که آیا شهر را به گونه‌ای ساخته‌ایم که چنین انتخابی برای او ممکن باشد؟ نمی‌توان همزمان دو پیام متناقض به مردم داد که کمتر خودرو سوار شوید و برای زندگی روزمره‌تان به خودرو نیاز دارید. اگر دولت قصد دارد ناترازی بنزین را اصلاح کند، شاید فرصت خوبی است که بتوان بخشی از اصلاح را از خیابان، محله، حمل‌ونقل عمومی و الگوی توسعه شهری آغاز کرد. آن وقت خانواده نیز می‌تواند سهم خود را بپردازد. در غیر این صورت، افزایش قیمت بنزین ممکن است فقط یک اتفاق ساده باشد که دولت قیمت را بالا می‌برد، خانواده هزینه بیشتری می‌پردازد و شهر همچنان همان شهری باقی می‌ماند که برای زندگی در آن، خودرو لازم است و باید یادآوری کرد که نمی‌شود از مردم خواست کمتر بنزین مصرف کنند، اما شهری ساخت که برای زندگی در آن، بیشتر به خودرو نیاز داشته باشند. 

انتشار :
پربازدیدترین اخبار