واقعیت این است که ریشه تمام این بهمریختگی را باید در نوع نگاه محافظهکارانه ترامپ و تیم سیاسی- امنیتی او به ایران و وضعیت خاورمیانه دانست که در امتداد آن نیز، تحریک کاخ سفید از سوی اسرائیل به جایی رسید که در نهایت موجب شد آمریکا در هماهنگی کامل با تلآویو به ایران حمله کند و حالا پیامدهای اقتصادی و امنیتی این سناریو که پایان آن از سوی آمریکا مبهم قلمداد میشود، دامن بسیاری از کشورهای منطقه و جهان از جمله دولتهای عربی همسو با آمریکا را گرفته است. به عنوان مثال بلومبرگ در جدیدترین گزارش خود با محوریت اقتصاد جنگ نوشت که عربستان سعودی در حالی که تلاشهای خود را برای تنوع بخشیدن به منابع مالی در بحبوحه پیامدهای اقتصادی جنگ علیه ایران افزایش میدهد، در حال مذاکرات اولیه برای جمعآوری دست کم ۸ میلیارد دلار از یک وام جدید است و در این مسیر مرکز مدیریت بدهی ملی عربستان که بخشی از وزارت دارایی این کشور به حساب میآید، شروع به مشورت با بانکها در مورد یک توافق بالقوه کرده است. همین موضوع به خوبی گویای آن است که طراحی ترامپ برای شروع یک جنگ ضربتی و بیرون آمدن از آن در یک زمان مشخص، نه تنها محقق نشده بلکه در وهله اول پایان آن نامشخص است و در وهله دوم، ضربه اساسی به تجارت بینالملل وارد کرده که خروجی آن نه تنها چرخه جهانی بلکه اقتصاد آمریکا را دگرگون کرده و همین مساله موجب شده تا جمهوریخواهان (بالاخص ترامپ) در اثنای انتخابات میان دورهای کنگره با مشکلات جدی و حتی سقوط سیاسی در نهاد قانونگذاری کشورشان مواجه شوند.
راهبرد کوتاهمدت ترامپ
حملات اخیر به لارک با یک ادعای رسانهای- نظامی کلید خورد. سنتکام و مقامات آمریکا صراحتاً اعلام کردهاند که به دلیل تحرکات نیروای ایران برای مینگذاری در تنکه هرمز دست به این حملات زدهاند و این در حالی است که چند روز پیش از این حمله ترامپ به صراحت اعلام کرده بود که پاکسازی تنگه هرمز از هرگونه مین، به مراحل پایانی نزدیک شده و همین موضوع نوعی تناقض را همانند گذشته به تصویر میکشد. از سوی دیگر ترامپ عصر دوشنبه در گفتوگو با فاکس نیوز مدعی شد که آمریکا در پاسخ به حمله ایران به نیروهای آمریکایی در اردن، واکنش نشان خواهد داد. طی روزهای گذشته آمریکاییها اساساً به دلیل چرخش از رویارویی نظامی به سمت تحریم اقتصادی ایران، این سناریو مطرح بود که ترامپ سعی میکند در فضا کنونی که به سمت انتخابات میاندورهای پیش میرود، اوضاع را از تنش دور کند و تا حدودی حتی به این سمت برود که بتواند بخشی از نفت را برای آرام شدن بازارهای جهانی و اقتصادی واشنگتن وارد چرخه کند، اما حملات یکشنبه شب تئوری دیگری را به میان آورد. به نظر میرسد که ترامپ سعی دارد در این مسیر نوعی از «حملات منقطع» و «سینوسی» را علیه ایران در دستور کار قرار دهد تا اولاً بتواند طیف و طرفداران محافظهکار خود به خصوص جریان ماگا را برای انتخابات آتی با خود همراه کند و ثانیاً به اسرائیل و حامیان خود در لابی ایپک بفهماند که او همچنان در حال اعمال فشار بر تهران است. ترامپ سعی میکند تا اهرم فشار دیگری یعنی، تحریمهای اقتصادی جدید علیه تهران را با بزرگنمایی رسانهای به دنیا و پایگاه اجتماعی خود در داخل آمریکا بفروشد تا به آنها بگوید که در مقابله با ایران از هر اهرمی استفاده خواهد کرد. به نظر میرسد که ترامپ این روند سینوسی را تا انتخابات میاندورهای ادامه خواهد داد.
نگاه منطقه چیست؟
اینکه در این وضعیت کشورهای منطقه چه نگاهی به ترامپ و اقدامات وی خواهند داشت، موضوعی است که نشانههای آن به صورت کاملاً مشخص در حال نمایان شدن است. بسیاری از کشورهای منطقه همچنان نیروهای آمریکا را در خاک خود دارند و به نوعی خود را زمین این منازعه میبینند، اما از سوی دیگر به دنبال آن هستند تا بتوانند تنش را خاموش کنند و دو طرف را به سمت میز مذاکره هدایت کنند، اما در این راستا اقدامات یکباره ترامپ برای آنها (به خصوص در شرایط اقتصادی فعلی منطقه) قابل درک نیست. ممکن است که آنها علناً و به صورت مستقیم این موضوع را مطرح نکنند، اما واقعیت این است که آنها از روند مذکور متضرر شدهاند. تا جایی که انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک رئیس امارات در پیامی در ایکس با اشاره به تحولات و تنشهای جاری در منطقه تأکید کرد که وضعیت «نه جنگ و نه صلح» نمیتواند راهکاری پایدار برای حل بحرانها باشد و شرایط کنونی نیازمند رویکردی متفاوت و مبتنی بر راهحلهای سیاسی است. بر این اساس باید دید که این سناریوی ترامپ صرفاً تا زمان انتخابات میاندورهای کنگره (۱۲ آبان) پیش خواهد رفت یا اینکه ممکن است عمق و گستره آن تغییر کند.