در این راستا سیگنالهای رسانهای و اظهارنظرهای رسمی و نیمه رسمی، به انضمام گفتوگوهای جاری نشان از آن دارد که میانجیها در سطح منطقه دنبال آن هستند تا فضای نهجنگ نهصلح، به سمت آرام شدن فضا و کاهش تنش متمایل شود.
اهمیت سفر قطریها
در روزهای اخیر، تهران میزبان فرمانده ارتش و وزیر کشور پاکستان و پس از آن وزیر خارجه عمان بود و حالا بر اساس دادههای رسانهای مشخص شده که شیخ محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخستوزیر و وزیر امور خارجه قطر وارد تهران میشود. این سفر در چارچوب تلاشها برای کاهش تنش، تقویت امنیت و گفتوگو درباره روابط دوجانبه میان دو کشور انجام میشود. در این میان تحلیل سفر احتمالی مقامات قطر به تهران از دو جنبه حائز اهمیت است. نخست آنکه، قطر در کنار پاکستان، دو میانجی محوری برای تفاهمنامه ایران و آمریکا بودند که ۲۸ خرداد امضا و کوتاه زمانی بعد نقض و تنگه هرمز مجدداً مسدود شد. بر این اساس هرگاه قطریها تحرکاتی از خود نشان میدهند و در امتداد آن پاکستانیها نیز وارد میدان میشوند، احتمالا قرار است پیامهایی رد و بدل شود، اما موضوع دوم، همزمانی این سفر با وضع تحریمهای اقتصادی جدید آمریکا علیه ایران است. اگر به اظهارات مقامات آمریکا مانند دونالد ترامپ، اسکات بسنت یا چهرههایی مانند مارکو روبیو و حتی جی. دی ونس، توجه کنیم به وضوح میبینیم که آنها در حال استفاده از واژههایی مانند بزرگترین، وسیعترین، عمیقترین و... برای توصیف این تحریمها علیه ایران هستند تا به نوعی بتوانند افکار عمومی داخل و خارج از آمریکا را قانع کنند که اینبار راهبرد فشار حداکثری اقتصادی به تهران جوابگو خواهد بود. در این مسیر قطر یکی از کشورهایی است که در ابتدای امر با اعمال این تحریمها علیه ایران مخالفت کرد؛ چراکه به خوبی میداند که نه تنها تهران، بلکه دوحه و سایر دولتهای منطقه از جنگ جدید اقتصادی علیه کشورمان آسیب خواهند دید و این آسیبها صرفاً اقتصادی نیست، بلکه در چارچوب هشدارهایی که ایران در این روزها صادر کرده میتواند ماهیت نظامی و امنیتی به خود بگیرد. این در حالی است که قطر و چند کشور منطقه در حال میزبانی از نظامیان آمریکا هستند! رویترز در گزارش خود به این موضوع اشاره کرده که قطر به یکی از بزرگترین قربانیان اقتصادی جنگ آمریکا و ایران تبدیل شده و صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) این کشور، شش ماه پس از آغاز درگیری، ۹۶ درصد کاهش یافته است. برآورد رویترز نشان میدهد که قطر حدود ۲۴ میلیارد دلار از درآمدهای گازی خود را از دست داده که بر اساس آمار سال ۲۰۲۵، معادل تقریباً پنج ماه درآمد دولت قطر به حساب میآید! این در حالی است که قبل از اعلام خبر سفر احتمالی نخستوزیر و وزیر خارجه قطر به تهران، وزیر امور خارجه عربستان سعودی با همتایان قطری و ترکیهای خود تلفنی درباره کاهش تنشها در منطقه گفتوگو کرد و پیش از آن نیز، سیدعباس عراقچی و شیخ محمد بن عبدالرحمن آل ثانی نخستوزیر و وزیر امور خارجه دولت قطر تلفنی با یکدیگر رایزنی و گفتوگو کردند.
چرخش به سوی تفاهم؟
آنچه در این میان اهمیت پیدا میکند این است که برخی اخبار، تحلیلها و حتی اظهارنظرهای رسمی (ولو تکراری) در اتمسفر کنونی میتواند تکمیل کننده این سفرها باشد یا حداقل یک رونمای کلی از وضعیت در کوتاهمدت را به نمایش بگذارد؛ اما مساله اینجاست که اساساً رفتار ترامپ، سخنان او و حتی مواضع تیم سیاسی امنیتی وی با بسیاری از مولفههای موجود تطابق ندارد یا اینکه در ابهام قرار دارد. در این مسیر سردار حسین محبی، سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به وضعیت تنگه هرمز و توافقاتی که میان تهران و مسقط در این خصوص صورت گرفته اعلام کرد که «تنگه هرمز متعلق به ایران و کشور عمان است که مقابل ما قرار دارد. ما حدود یک ماه پیش با عمان وارد مذاکره شدهایم و به نتایجی رسیدهایم که مورد قبول دو طرف قرار گرفته است». وی تایید کرد که «در این مذاکرات درباره میزان سهم هر یک از دو کشور از آبهای تنگه و سهم ایران و عمان از درآمدهای آن توافقهایی صورت گرفته است، اما آمریکا در این مسیر کارشکنی میکند و همین مسأله موجب شده روند کار به تأخیر بیفتد». سردار محبی در بخشی از اظهارات خود به این موضوع اشاره کرد که «اگر آمریکا کارشکنی را کنار بگذارد و به تفاهمنامه بازگردد، میتوانیم در چارچوب تفاهم انجامشده، تنگه هرمز را باز کنیم، بنابراین شرایط ما باید از سوی آمریکا پذیرفته شود و اگر آمریکا شرایط ما را نپذیرد، تنگه هرمز بههیچ عنوان باز نخواهد شد». از سوی دیگر کاظم غریبآبادی، معاون وزیر خارجه کشورمان اعلام کرده که «اگر آمریکاییها علاقهمندند در تنگه هرمز اتفاقی رخ ندهد باید الزامات و شرایط ایران در تفاهمنامه را اجرا کنند». تمام این اظهارنظرها همانند گذشته بر این تاکید دارد که آمریکا باید سندی را که با میانجیگری پاکستان و تحت عنوان «تفاهمنامه اسلامآباد» به امضای روسای جمهور ایران و آمریکا رسید، اجرا کند. بر این اساس باید دید که آیا اخباری که از سوی برخی رسانههای عربی، آمریکایی و حتی روسی در خصوص احتمال اعلام آتشبس و بازگشت به تفاهمنامه اسلامآباد منتشر شده با اظهارات و رفت و آمدهای دیپلماتیک تطابق پیدا میکند یا خیر.