سفرهایی که به نظر میرسد بیربط به موضوع ایران و آمریکا نباشد و انتظار میرود از کنار این سفرها شاهد از سرگیری مذاکرات میان تهران و واشنگتن باشیم. در همین راستا «آرمان ملی» با کوروش احمدی تحلیلگر مسائل بینالملل به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
* سفر فرمانده ارتش پاکستان و وزیر خارجه عمان به تهران را با توجه به شرایط پیش آمده میان تهران و واشنگتن چگونه ارزیابی میکنید؟
سفر فرمانده ارتش پاکستان به ایران در شرایطی که ظرف چند هفته گذشته شاهد نوعی رکود در مذاکرات بودیم تحول قابل توجهی است ولی باید دید که سفر عاصم منیر دارای چه محتوایی است. آیا حامل پیام ترامپ برای ایران است یا این سفر با ابتکار خودش انجام شده است یا به خواسته طرفین عازم تهران شده و یا بهواسطه تماس تلفنی که چهارشنبه و شنبه با آقای عراقچی داشته و بعد از این تماسها قرار شده به ایران بیاید؟ ضمن اینکه گفته شد شنبه یا یکشنبه نیز تماس تلفنی با ترامپ داشته است. ولی همچنان سوال این است که این ابتکار خودش بوده یا یکی از دو طرف از عاصم منیر خواسته که قدم جلو بگذارد. مسأله دیگر این است که اگر حامل پیامی از طرف ترامپ برای ایران است محتوای پیام چیست. اگر محتوای پیام به نحوی باشد که حاکی از نوعی انعطاف و تعدیل مواضع در مورد آمریکا باشد میتواند امیدوار کننده باشد. یا اینکه در جریان مذاکرات با مقامات ایرانی آیا از طرف ایرانی خواهد شنید که انعطافی در مواضع طرف ایرانی حاصل شده یا تعدیل مواضعی حاصل شده یا نه؟ ولی به هر حال لازم است که طرفین هر دو یک انعطافی نشان دهند، چون اختلاف در مورد ماده یک یادداشت تفاهم و ماده ۵ یادداشت تفاهم است و اختلاف به تفسیر حداکثری دو طرف از این دو ماده بر میگردد؛ لذا اگر هر دو طرف تفسیر حداکثری را تعدیل کنند و انعطاف نشان دهند در آن صورت امکان اینکه گشایشی شکل بگیرد وجود دارد. ضمن اینکه ظرف یکی دو هفته گذشته هم ترامپ سیاستهای جدیدی اعلام کرده به این معنی که قصد دارد فراتر از تحریم کارهایی انجام دهد و صحبت از جنگ اقتصادی و عملیات اقتصادی کرده که ظاهراً چیزی فراتر از تحریمها است. چون دیگر عملاً چیزی برای تحریم کردن وجود ندارند. از طرفی آمریکاییها مدعی هستند که در تنگه هرمز توانستند شرایطی فراهم کنند که بخشی از نفتی را که قبلا از تنگه هرمز عبور میکرد همچنان عبور کند و البته این ادعاست و ثابت نشده و سفر مقام پاکستانی در چنین شرایطی انجام شده است. در مورد سفر مقام عمانی هم یک ماه پیش آقای عراقچی گفت که ما به توافق با عمان در مورد مسیر تردد کشتیها در تنگه هرمز نزدیک شدیم و مقامات دیگر همین نکته را گفتند. ولی در این مورد هم میبینیم ظرف چند هفته گذشته نوعی رکود حاکم بوده و پیشرفتی از جهت اینکه توافقی رسمیت پیدا کند نبوده است. سوالی که میماند این است که آیا مذاکره این دو مقام در تهران محتوای جدیدی خواهد داشت یا خیر. صحبتهایی هم که اخیرا آقای قالیباف و آقای پزشکیان کردند مهم است و کاملا مشخص است جناحی در داخل کشور که طرفدار تفاهم است صدای خود را بیشتر به گوش میرساند و بیشتر صحبت میکند و البته جناحی هم که برخی از آن تحت عنوان جناح تقابل یعنی کسانی که به مذاکره اعتقادی ندارند یاد میکنند آنها هم کم و بیش مواضع قبلی خود را تکرار میکنند. بهخصوص در صداوسیما همان مواضع قبلی در حال تکرار شدن است. اگر قرار بود انعطافی نشان داده شود به هر حال مقدماتی لازم بود که مثلا ادبیات به شکلی تغییر کند.
*چه میزان معتقد هستید که آمریکاییها به جهت عدم توفیق در جنگ فشار اقتصادی علیه ایران را کلید زدهاند؟
آمریکا هدفی که از حمله نظامی داشت حاصل نشد و متوجه شدند که با حمله نظامی فروپاشی امکانپذیر نیست. چون ایران جغرافیای خاصی دارد و کشور بسیار وسیعی از نظر وسعت و جمعیت است. تجربه هم نشان داده که هیچ حکومتی با حمله هوایی سرنگون نمیشود. غزه کاملا ویران شده ولی حماس همچنان سر جای خود است. آمریکاییها انتظار داشتند با یک شوک اولیه و زدن رهبران فروپاشی داخلی شکل بگیرد که از ابتدا مشخص بود این اتفاق نخواهد افتاد؛ لذا به نظر میآید حداقل تا دو سه ماه آینده خیلی در فکر اقدام نظامی نیستند و تمرکز خود را روی عملیات اقتصادی و جنگ اقتصادی گذاشتهاند.
* نقش چینیها را به عنوان میانجی پشت پرده در تحولات میان ایران و آمریکا چگونه میبینید؟
موضعگیری چین در مورد تحریم جدید نیست. چینیها همیشه گفتهاند تحریم یک جانبه را قبول ندارند و این موضع همیشگی چین بوده و سالهاست در مورد تحریم این موضع را دارند. در مورد هماهنگی با پاکستان هم آنها همه کارهای اساسی در سیاست خارجی خود را با چینیها هماهنگ میکنند، چون چین حامی اصلی امینی و نظامی پاکستان است؛ لذا نظرات چین مدنظر مقامات پاکستانی هست ولی در یک چارچوب عامی که چینیها مورد نظرشان است پاکستانیها فعالیت خود را انجام میدهند و بعید است برای هر موردی منتظر چین باشند. البته چینیها هم موافق این هستند که جنگ تمام شود و تنگه هرمز باز شود. یکشنبه نیز در بیانیه مشترکی با اردن خواستار آن شدند که وضعیت تنگه هرمز به وضعیت عادی برگردد. پاکستانیها هم انگیزههای خاص خود را در میانجیگری داشته و دارند.