در عین حال چندباری تلاش کرده که به ریاست جمهوری برسد تا بتواند دست بازی در مدیریت اقتصادی کشور داشته باشد. او در این راه موفق نبود، اما تقریبا در تمام مراحل یکی از مشاوران اقتصادی در بین مسئولان عالی کشور بوده است. حالا و در اوج کشمکش نظامی و امنیتی بین ایران و آمریکا، محسن رضایی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی و نیز یکی از اعضای این شورا منصوب شده است. یک تفاوت جالب که در روش کار ذوالقدر و رضایی قابل تفکیک و تشخیص است این است که در مدتی که ذوالقدر دبیر شعام بود، تقریبا در هیچ مصاحبهای شرکت نکرد و کار خود را با چند توییت به پایان برد، اما محسن رضایی، چنان که انتظار میرفت حضور رسانهای شاخصی در همین مدت کوتاه داشته است که مهمترین آنها را میتوان گفتوگوی ویژه دانست. در عین حال وظایف دبیر شورای عالی امنیت ملی را باید از وظایف خودِ شورا تفکیک کرد. طبق اصل ۱۷۶ قانون اساسی، شورا مسئول تعیین سیاستهای دفاعی امنیتی، هماهنگ کردن فعالیتهای سیاسی، اطلاعاتی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مرتبط با امنیت و بسیج امکانات کشور برای مقابله با تهدیدهای داخلی و خارجی است. میزان درباره وظایف دبیر شعام نوشته است: مهمترین سمت ثابت شورای عالی امنیت ملی مسئولیت دبیرخانه آن است. دبیر شورای عالی امنیت ملی با انتخاب مستقیم رئیسجمهور تعیین میشود و مسئولیت اداره دبیرخانه و نظارت بر اجرای صحیح تصمیمات و مصوبات شورا و امور اداری و اجرایی شورا را بر عهده دارد. مطابق روال مرسوم در اغلب موارد دبیر شورای عالی امنیت ملی پس از انتخاب از سوی رئیسجمهور، به طور همزمان از سوی رهبر معظم انقلاب به عنوان نماینده رهبری در شورا نیز منصوب میشود. تفاوت روش دو دبیر فعلی و قبلی این نکته را برجسته میکند که اگر دبیر شعام بتواند بدون مصاحبههای متعدد وظیفه خود را انجام دهد، چنان که در مورد ذوالقدر چنین بود، پس حضور رسانهای گسترده را نمیتوان صرفاً اقتضای شغل دانست و از این زاویه، چنین حضوری را باید یک انتخاب ارتباطی و سیاسی در نظر گرفت. حضوری که تاکنون موجب حساسیت برخی چهرههای سیاسی شده است.
دبیری شعام
وظایف دبیر در واقع در مقررات و ساختار داخلی شورای عالی امنیت ملی و دبیرخانه آن تعریف شده است. در منابع حقوقی و توضیحاتی که درباره ساختار شورا منتشر شده، برای دبیرخانه و دبیر شورا مسئولیتهایی مانند اداره دبیرخانه، انجام امور اداری و اجرایی شورا و پیگیری و نظارت بر اجرای مصوبات ذکر شده است؛ بنابراین سلسلهمراتب را میتوان اینطور دید که از متن قانون اساسی، شورای عالی امنیت ملی وجاهت میگیرد و در این مجموعه، سازوکار دبیرخانه شورا تعریف میشود و دبیر شورای عالی امنیت ملی در راس دبیرخانه مینشیند. اصل ۱۷۶ به شورا اختیار سیاستگذاری و هماهنگی میدهد و دبیر، در رأس دبیرخانه شورا قرار دارد و وظیفه اصلی او فراهم کردن مقدمات تصمیمگیری شورا، هماهنگی دستگاههای مرتبط و پیگیری اجرای مصوبات آن است. این نکتهای بسیار مهم است که گاهی در گفتار برخی چهرههای سیاسی نشانههایی از برداشتهای متفاوت را میتوان دید. نکته این است که نمیتوان صرفاً با استناد به اصل ۱۷۶ گفت دبیر شعام اختیار سیاستگذاری دارد؛ اختیار سیاستگذاری به شورا تعلق دارد، نه شخص دبیر. زمانی که تندروها برخی مصوبات شورای عالی امنیت ملی را مقابل خود میدیدند، دبیر را به عنوان علت معرفی میکردند. حمید رسایی در موضوع تعطیلی مجلس با طرح این پرسش که مگر منصوب رئیسجمهور میتواند مجلس را تعطیل کند گفته بود: جایگاه حقوقی دبیر شورای عالی امنیت ملی در جایگاهی نیست که بتواند مجلس را تعطیل کند. به عبارت دیگر رسایی تعطیلی مجلس را تماما بر عهده محمدباقر ذوالقدر گذاشته بود و نمیپذیرفت که چنین تصمیمی در شورای عالی امنیت ملی گرفته شده است. البته در عمل، دبیران شعام گاهی نقش بسیار فراتر از یک مدیر اداری داشتهاند، بهخصوص در مذاکرات هستهای یا پروندههای حساس خارجی، اما این بیشتر ناشی از تفویض مأموریت از سوی شورا، رئیسجمهور، رهبری یا ساختار سیاسی کشور بوده، نه اینکه قانون اساسی چنین اختیاری را ذاتاً برای عنوان دبیر شعام مقرر کرده باشد.
سنت حسنه!
حضور رسانهای محسن رضایی در فضای رسانهای موجب طرح برخی انتقادها از او شده است. برخی چهرههای سیاسی به سخنان یا موضعگیری رضایی واکنش نشان دادهاند. نکته جالب این است که در دوره ذوالقدر، انتقادها اغلب از سوی جریان پایداری مطرح شده بود، اما در مواجهه با رضایی، چهرههایی لب به انتقاد گشودهاند که از نظر سیاسی کاملا در جبهه مقابل پایداری قرار میگیرند. حسامالدین آشنا به عنوان یکی از چهرههای شناخته شده دوره ریاست جمهوری روحانی در هشداری صریح نوشت: «چون اجازه یک خطای تحلیلی هم نداری؛ باید خیلی مراقب باشی. چون هزینه اشتباه تو را یک ملت میپردازد؛ باید خیلی مراقب باشی. چون هزینه بیتصمیمی تو را چند نسل میپردازد؛ باید خیلی مراقب باشی». با اینکه آشنا در این توییت اشارهای به اسم رضایی نکرده، اما چون این توییت بلافاصله بعد از انتصاب رضایی نوشته و منتشر شده، اغلب کاربران آن را هشداری به دبیر جدید شعام تعبیر کردند و با وجود اظهارنظرهای موافق و مخالف، خود آشنا هیچ توضیح دیگری درباره توییت خود نداد. ظاهرا این به سنتی حسنه تبدیل شده است که برخی فعالان سیاسی در فضای مجازی، نمیتوانند به تمامی مسئولیت سخن خود را بپذیرند و از این رو نامی از مخاطب مستقیم خود نمیبرند. یک احتمال دیگر هم وجود دارد که اگر اسمی از مخاطب نبرند، میتوانند صریحتر و گزندهتر حرفشان را مطرح کنند، اما زمانی ادگار آلنپو در پیشانی یکی از داستانهایش نوشته بود: اگر میخواهی گلایهای از کسی بکنی، هم باید گلایه کنی و هم باید به او بگویی که منظور از گلایه تو هستی وگرنه حرفت بیاثر خواهد ماند. محمود صادقی به عنوان یکی از چهرههای شناخته شده اصلاحطلبان در توییتی بدون اشاره به مخاطب مستقیم به کسی که معلوم نیست کیست، طعنه زد. معنای ضمنی سخن صادقی این بود که دبیر شورا نباید جایگاه خود را با مرکز اجرایی کشور اشتباه بگیرد و نباید از موقعیت جدیدش چنین برداشتی داشته باشد که میتواند به جای دولت درباره جهتگیریهای کلان سیاست خارجی یا اجرایی کشور تصمیم بگیرد. در حکم پزشکیان برای رضایی، وظایفی که برای او تصریح شده بسیار مهم است: «رصد و اولویتبندی مسائل و مخاطرات امنیت ملی، بازتعریف مفاهیم راهبردی، هماهنگسازی دستگاههای مرتبط و نظارت بر حسن اجرای امور دبیرخانه». درست است که در این حکم اشارهای به تصدی سیاست خارجی یا اداره اقتصاد کشور نشده، اما آیا محسن رضایی نمیتواند در این زمینهها در مقام دبیر شعام اظهار نظر کند؟ در اینجا بین دو نوع ورود به حوزه دولت باید تفاوت گذشت. نوع اول ورود از زاویه امنیت ملی است. مثلاً دبیر شعام بگوید: «تحریم نفتی آمریکا یک تهدید امنیت ملی است و باید برای مقابله با آن راهبردی تدوین شود». روشن است که این سخن کاملاً طبیعی و حتی از وظایف او محسوب میشود. اما اگر گفته شود: «باید چنین سیاست تجاریای اتخاذ کنیم، با فلان کشور چنین رابطهای داشته باشیم، صادرات فلان کالا را متوقف کنیم یا سیاست دیپلماتیک کشور باید به این شکل تغییر کند» ... اینجا موضوع متفاوت میشود. در اظهار نظرهایی که از محسن رضایی منتشر شده، از این نوع موضعگیریها دیده نمیشود؛ بنابراین میتوان گفت: رضایی حق دارد درباره دیپلماسی، اقتصاد، نفت و روابط منطقهای صحبت کند، مادامی که آنها را از منظر امنیت ملی مطرح میکند و هرچه از تحلیل و هماهنگی امنیتی به سمت تعیین سیاست اجرایی دولت حرکت کند، بیشتر از جایگاه خود فاصله میگیرد. از این زاویه است که سخنان محمد عطریانفر اهمیت خاصی مییابد. او گفته است: برخی عزیزان، از جمله آقای محسن رضایی اظهاراتی مطرح کردهاند که دلالت بر نوعی تعارض دارد. به نظر من این تذکرات و تحلیلها باید با دقت بیشتری مطرح شود، زیرا طبیعتاً هیچ اقدامی که از طرف شورای عالی امنیت ملی کشور به مرحله اجرا میرسد، نباید با اظهارات متفرقهای مواجه شود که نتیجه آن چیزی جز ایجاد ابهام نیست.
مرز باریک
شاید آنچه که در این میان نقش ایفا میکند، همان مرز باریکی است که بین علایق و دیدگاههای سیاسی و امنیتی فردی باسابقه مانند رضایی با دیدگاهها و مصوبههای شورای عالی امنیت ملی قرار دارد. شاید خود محسن رضایی است که باید این مرز را دقیقا روشن کند. کجا از زبان محسن رضایی به عنوان چهرهای باسابقه و با تجربه سخن میگوید و کجا دبیر شورای عالی امنیت ملی است. بخصوص زمانی که به موضوعات اقتصادی نزدیک میشود؛ یعنی همان که همیشه در مرکز توجهات رضایی قرار داشته است.