این موضوع به این جهت اهمیت دارد که اصولاً در نظام بینالملل و حتی سیاست خارجی تمامی کشورها، یک سه ضلعی متشکل از امنیت، سیاست و اقتصاد وجود دارد که توأمان با یکدیگر در ارتباط مستقیم قرار دارند و ایجاد خلل در یکی از این اضلاع بدون شک بر دیگری تاثیر مستقیم میگذارد. همین تئوری حالا در مورد وضعیت تنگه هرمز و پرونده مذاکرات ایران و آمریکا به صورت واضح دیده میشود؛ چراکه آمریکاییها پس از جنگ و خروجی منفی نظامی اقتصادی برای آنها، تنها به این فکر افتادهاند که باید وضعیت تنگه هرمز را در صدر فهرست خود قرار دهند تا بتوانند خود و متحدان منطقهای و اروپاییشان را از این وضعیت مبهم در عرصه انرژی و تجارت خلاص کنند. مساله اینجاست که حتی با امضای تفاهمنامه اسلامآباد که با واسطهگری پاکستان شکل گرفت، واشنگتن و تیم ترامپ ترامپ مجدداً سناریوی دیگری را اجرایی کرد که وضعیت امروز منطقه، بازارهای مالی، شوکهای ممتد به حوزه انرژی و... نشأت گرفته از همین رفتار است.
تحرک میانجیها
تحرک میانجیها در این چارچوب معنا پیدا میکند که البته مسبوق به سابقه است، اما با این وجود فیلد مارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان به همراه سیدمحسن نقوی وزیر کشور پاکستان به منظور دیدار با مقامات عالی رتبه جمهوری اسلامی ایران پیرامون توسعه همکاریهای دوجانبه، تقویت امنیت مرزی و بررسی آخرین تحولات منطقهای وارد کشور شدند. ارتش پاکستان نیز در بیانیهای اعلام کرد که عاصم منیر بر تقویت تلاشها برای دستیابی به حلوفصل مسالمتآمیز، پایدار و جامع درگیریها در غرب آسیا متمرکز خواهد بود. او در سفر به تهران با اسکندر مومنی، وزیر کشور و سیدعباس عراقچی، وزیر خارجه کشورمان دیدار کرد. سفر فرمانده ارتش و وزیر کشور پاکستان به ایران در شرایطی انجام شده که پس از نقض تعهدات تفاهمنامه پایان جنگ میان ایران و آمریکا از سوی واشنگتن، از جمله با کارشکنی در تردد ایمن از تنگه هرمز طبق ترتیبات ایران، مذاکرات میان دو طرف متوقف شد و تهران تاکید کرد تا زمان بازگشت به پایبندی به این تعهدات، مذاکراتی انجام نخواهد شد. اگرچه در این مدت، طبق تایید دو طرف تبادل پیام با میانجیها ادامه داشته است. این در حالی است که رویترز به نقل از یک منبع آگاه اعلام کرده که واشنگتن از عاصم منیر خواسته از نفوذ پاکستان برای بازگرداندن ایران به میز مذاکرات استفاده کند. به موازات این سفر، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه کشورمان اعلام کرد که بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه سلطنت عمان وارد تهران میشود و با سیدعباس عراقچی دیدار و درباره موضوعات دوجانبه و منطقهای رایزنی میکند. سخنگوی وزارت امور خارجه همچنین اعلام کرد که این سفر در راستای تقویت همکاریهای دوجانبه ایران- عمان و نیز ادامه مشورتهای مستمر سیاسی بین دو طرف، به عنوان دو کشور ساحلی تنگه هرمز، برای کمک به تقویت صلح و امنیت در منطقه صورت میگیرد؛ اما بقایی به این نکته اشاره کرد که سفر فرمانده ارتش پاکستان هیچ ارتباطی با سفر وزیر خارجه عمان به ایران ندارد و این دو مقولههای جدا از یکریگر هستند.
واشنگتن و تروریسم اقتصادی
آنچه در خلال این رفت و آمدها باید مدنظر قرار بگیرد، اقدامات آمریکا با درونمایه اقتصادی است. در این مورد، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا در مقاله خود در روزنامه فایننشال تایمز نوشت: «با طلوع آفتاب، روز تسویه حساب اقتصادی آغاز میشود. این بزرگترین تهاجم اقتصادی است که تاکنون علیه یک دشمن انجام شده است». بسنت همچنین اعلام کرد که «ترامپ به هرگونه اقدام نظامی علیه نیروهای ما یا کشورهای حوزه خلیج فارس با سرعت و قاطعیت پاسخ خواهد داد». در مقابل این اظهارات، سخنگوی وزارت خارجه کشورمان نیز در نشست خبری هفتگی خود این اقدام را نوعی تروریسم اقتصادی قلمداد کرد. بقایی در این خصوص تصریح کرد «در رابطه با آن چیزی که آمریکا تحت عنوان جنگ اقتصادی از آن نام میبرد، قبلاً میگفتند تحریم اقتصادی و ما بارها میگفتیم که تروریسم اقتصادی و جنگ اقتصادی است ولی آنها با تعابیری سعی میکردند، توجیه کنند، اما دیگر فکر میکنم هیچ تردیدی در این نیست که آمریکا، آمریکایی که قرار بود به کمک ایرانیان بیاید، از هر ابزاری استفاده میکند برای مجازات ایرانیان؛ صرفاً به یک دلیل، به دلیل پافشاریشان بر حاکمیت و استقلال ملی و سیادت و کرامت خودشان». بقایی در مورد همکاری کشورها با آمریکاییها گفت «هرگونه همدستی با آمریکا در پیشبرد اقدامات تجاوزکارانهاش علیه ایران، حتماً تبعات خود را خواهد داشت. ما دستبسته نیستیم در مواجهه با چنین اقدامات تجاوزکارانهای و طبق حقوق بینالملل هم کشورهای دیگر مجاز نیستند به همراهی و همکاری با آمریکا، به خاطر اینکه همه میدانند این اقدامات خلاف همه مقررات و قواعد بینالملل و حقوق بشر است». به نظر میرسد که ترامپ و تیم وی تلاش میکنند به هر نحو که شده بتوانند از یک سو به این سمت بروند تا ایران را در فشار و محاصره اقتصادی قرار دهند و همزمان مذاکره را از حاشیه این روند پیگیری کنند؛ رفتاری که جز سفت شدن گره میان دو کشور نتیجهای ندارد.