بستن
کد خبر: ۱۵۱۷۹۲۷
«آرمان ملی» اظهارات برخی از مجریان رسانه ملی را بررسی می‌کند

حواشی بی پایان صداوسیما

حواشی بی پایان صداوسیما
آرمان ملی- حمید شجاعی: عملکرد صداوسیما طی چند ماه یا به عبارت بهتر چند سال گذشته کاملا انتقادآمیز و یکسویه بوده چنانکه بسیاری از کارشناسان، صاحب‌نظران و اهالی رسانه این رویکرد صداوسیما را نه حرکت در مسیر وحدت و انسجام که در مسیر ایجاد دو قطبی و تفرقه در جامعه خواندند.

 واقعیت این است که صداوسیما طی چند سال اخیر بیش از آنکه به دنبال بازیابی مخاطب از دست رفته خود باشد و در راستای سیاست‌های حاکمیت در جهت وحدت و انسجام ملی قدم بردارد در اختیار یک جریان خاص و اقلیت بوده است و تمام اهداف و برنامه‌های آنها را که می‌شده در رسانه مطرح کرد از قاب تلویزیون به نمایش در آورده است. حال اگر این برنامه‌ها در تضاد با منافع ملی، وحدت ملی و در راستای دامن زدن به اختلاف و دوقطبی در جامعه بوده باشد نیز برای آنها اهمیتی نداشته و ندارد. مهم این است که اهداف و منویات جریان خاص تامین شود. این در حالی است که در بیانیه‌های رهبر انقلاب و سخنان سران قوا و سایر مسئولان نیز بار‌ها بر حفظ وحدت و انسجام ملی و پرهیز اختلاف افکنی و ایجاد دوقطبی در جامعه تاکید شده است. با این حال شاهدیم که از سال گذشته تاکنون به طور منسجم و هدفمند در برنامه‌های صداوسیما مجریان و به ظاهر کارشناسان که دیگر به جهت تعدد حضور نمی‌توان لفظ میهمان را به آنها اطلاق کرد و باید آنها را میزبان خواند به مسئولان، برخی جریانات، چهره‌های سیاسی، اجتماعی و حتی ورزشی بخاطر مواضع‌شان در مسائل مختلف حمله می‌کنند که بیش از تخریب آن شخص خود را در منظر مردم کوچک می‌کنند. کافی است نگاهی به فضای مجازی بیندازیم که ببینیم همین مردم درباره صداوسیما و عملکردش در مسائل مختلف چه می‌گویند و می‌نویسند. آنچه مسلم است و بسیاری بر آن معترفند امروز صداوسیما بخش زیادی از جامعه را نمایندگی نمی‌کند و صرفا نماینده بخش کوچکی از جامعه است، آنها را مردم می‌داند و بر مبنای ذائقه آنها که از قضا با رویکرد صداوسیما همراه هستند برنامه‌سازی می‌کند. در حالی که قرار بود بزرگترین رسانه صوتی و تصویری کشور ملی باشد. 

* جنوب ایران فدای جنوب لبنان؟

ریحانه قاسمی‌زاده مجری برنامه بدرقه در تلویزیون اظهاراتی عجیب مطرح کرد که از فضای مجازی تا رسمی را در نوردید و با واکنش‌هایی مواجه شد. ماجرا از این قرار است که این مجری تلویزیون موضع مخالفان نظام را مورد انتقاد قرار داده و گفته است: «این‌ها از ترامپ نحس مطالبه کردند که کمک‌های خود را به ایران عزیز ما بیاور و حالا ادعای وطن دوستی و جنوب دوستی و هر چیزی شبیه به این را در صفحات مجازی خود انتشار می‌دهند که دل ما برای جنوب سوخت». اما نکته‌ای بسیاری آن را مدنظر قرار دادند این صحبت قاسمی‌زاده بود که گفت: «جنوب ایران فدای جنوب لبنان». وی در ادامه می‌گوید: «یادتان باشد و فراموش نکنید اینها همان‌هایی هستند که در نهم اسفندماه هلهله و شادی کردند و تصادیر خود را در رسانه‌ها منتشر کردند». باید اذعان داشت اصل موضوع مورد اشاره در خصوص آنهایی که خواهان حمله به ایران بودند و امروز نگران جنوب ایران شدند درست است و نمی‌توان از این بهره‌برداری چهره‌ها و رسانه‌های معاند بر علیه نظام چشم‌پوشی کرد. آنهایی که جنایت میناب را که جهان محکوم کرد را نادیده گرفتند حق اظهار نظر درباره جنوب ایران را ندارند. با این حال نکته اینجا است که چرا یک مجری به هر دلیلی بر قاب تلویزیون ظاهر شود و بگوید جنوب ایران فدای جنوب لبنان؟ چرا باید چنین اظهار نظری موجباتی برای خدشه‌دار شدن انسجام و وحدت ملی ایجاد کند؟ گرچه پس از انتقادات بسیاری که به این مجری صداوسیما صورت گرفت؛ ریحانه قاسمی‌زاده با انتشار فیلم کامل صحبت‌هایش در صفحه اینستاگرام خود به تقطیع شدن صحبت‌هایش اشاره کرد و در ادامه خود و خانواده‌اش را اهل جنوب و بزرگ شده این خطه خواند و از عشق به جنوب کشور گفت. همه این مسائل را نیز در نظر بگیریم باز هم پرسش اصلی برقرار است چرا جنوب ایران فدای جنوب لبنان؟ البته پیش از این نیز کم از این دست اظهارات در برنامه‌های مختلف صداوسیما به ویژه شبکه افق ندیده‌ایم. مثلا جایی که مجری یکی از برنامه‌ها وعده‌های دولت را زیر سوال برده و صراحتا وعده را باد هوا می‌خواند. یا در جریان اعتراضات دی ماه مجری یک برنامه اظهاراتی را در باب موضوع نگهداری اجساد جان‌باختگان حوادث دی‌ماه مطرح کرد که به سؤال طنز تبدیل شد و به قدری با اعتراضات گسترده مواجه شد که برنامه توقیف و مدیر شبکه نیز برکنار شد. این یعنی خود صداوسیما نیز به این روند و رویه معترض بوده است و از تحمل مدیران صداوسیما نیز عبور کرده‌اند. حال پرسش اینجا است که ملاک صداوسیما برای جذب افراد برای مجری‌گری چیست و در شرایطی که پیش از این در سال‌ها و دهه‌های گذشته مجریان معتبر، فرهیخته و بزرگ نامی در همین تلویزیون فعالیت می‌کردند اکنون با کدام مترو معیار مجریانی به کار گرفته می‌شوند که نه در ادبیاتشان فرهیختگی موج می‌زند و نه درکی از منافع ملی و عرق ملی دارند و همین است که تصور می‌کنند می‌توانند هر چه دوست دارند در آنتن تلویزیون بگویند و کسی نیز آنها را نسبت به گفتار و ادبیاتشان مواخذه یا باز خواست نمی‌کند. واقعیت این است که وقتی قد افراد کوچک می‌شود و مجریان فرهیخته، توانمند و باسواد کنار گذاشته می‌شوند و جوانانی تازه کار جای آنها را می‌گیرند که روی آنتن بخواهند تازه کار یاد بگیرند و خطا‌های فاحش انجام دهند همین می‌شود که از صداوسیما می‌بینیم. بهره محتوایی کم؛ مخاطب در اقلیت کامل و انتقادات بسیار. 

* جبلی و جذب حمایت سیاسی

در شرایطی که انتقادات به عملکرد صدا و سیما بالا گرفته چندی پیش برخی نمایندگان مجلس از تماس معاون پارلمانی این سازمان با نمایندگان برای حمایت سیاسی از جبلی رئیس فعلی صداوسیما خبر دادند تا در کمتر از ۴۱ روز مانده به انتخاب رئیس جدید سازمان تلاش‌ها بر ابقای جبلی بیشتر شود. این در حالی است که برخی نمایندگان این رفتار را زشت و ناپسند خواندند و عملکرد صداوسیما را بیش از تقویت انسجام ملی در مسیر وحدت شکنی قلمداد کردند. حال خبر می‌رسد طرح مورد اشاره در مجلس هم به فرجامی نرسیده و از ۲۸۵ نماینده فقط ۷۴ نفر، راضی به حمایت از جبلی و صداوسیما شدند و سایرین آن هم پس از ۳ هفته تماس و فشار، حاضر به امضای بیانیه به سود صداوسیما نشدند!

انتشار :
پربازدیدترین اخبار