بستن
کد خبر: ۱۵۱۷۲۷۶
«آرمان ملی» سخنان اکرم الکعبی را رمزگشایی می‌کند

مذاکره با آمریکا و قدرت هوشمند ایران

مذاکره با آمریکا و قدرت هوشمند ایران
آرمان ملی- مرتضی خبازیان: اتفاقی که در ماه می‌سال ۲۰۰۳ اتفاق افتاد، تاثیر مخربی بر ذهن و روان فعالان سیاسی عراق گذاشته و هنوز التیام نیافته است.

 در آن زمان شورای امنیت سازمان ملل قطعنامه ۱۴۸۳ را تصویب کرد که ضمن به رسمیت شناختن نقش قدرت‌های اشغالگر در اداره موقت عراق، ایجاد صندوق توسعه عراق را مقرر و درآمد حاصل از صادرات نفت عراق را به این سازوکار مرتبط کرد و علاوه بر آن قرار شد ۵ درصد درآمد‌های نفتی عراق به صندوق غرامت جنگ کویت اختصاص یابد. تحمیل چنین سازوکاری به کشور عراق بسیار فراتر از هر خباثتی است که صدام حسین در دوره قدرت خود مرتکب شده بود. مخالفت با چنین سازوکاری در سال‌های اخیر شدت گرفته است. در روز‌های اخیر یکی از روشن‌ترین این مخالفت‌ها توسط دبیرکل جنبش نجباء عراق صورت گرفت. اکرم الکعبی محور اصلی «پروژه خبیثانه آمریکا» در عراق را سرقت و غارت ثروت این کشور دانست و تاکید کرد مقاومت عراق در برابر سرقت و غارت منابع و معیشت مردم این کشور، تحت هر شکل و با هر عنوانی سکوت نخواهد کرد. اظهارات روشن الکعبی زمانی اهمیت مضاعف می‌یابد که بدانیم دولت آمریکا از سال‌ها پیش الکعبی و نجباء را بخشی از شبکه ایران می‌داند. وزارت خارجه آمریکا در سال ۲۰۱۹ نجباء و الکعبی را تحریم و نجباء را گروه «تحت حمایت ایران» معرفی کرد. آیا به راستی چنین است؟ آیا اظهارات الکعبی را باید به ایران نسبت داد؟ ماجرا بسیار پیچیده‌تر از این است. 

پیوند عمیق

نفوذ ایران در عراق را نمی‌توان صرفاً با تعداد نیرو‌های مسلح نزدیک به تهران یا میزان ارتباط برخی احزاب عراقی با جمهوری اسلامی توضیح داد. آنچه امروز ایران را به یکی از مهم‌ترین بازیگران عراق تبدیل کرده، حاصل وضعیتی است که از دهه‌ها قبل آغاز شد و پس از سقوط صدام، امکان گسترش یافت. با درک دقیق این روند تاریخی می‌توان نگاه دقیق‌تری به صحنه عراق داشت و در عین حال می‌توان به پاسخ این سوال رسید که چرا سخنان فرماندهانی مانند اکرم الکعبی می‌تواند فراتر از یک موضع‌گیری داخلی عراق معنا داشته باشد. در جریان جنگ ایران و عراق و سپس در دهه ۱۹۹۰، تهران با گروه‌هایی از مخالفان صدام، از جمله سازمان بدر، روابط نزدیک برقرار کرد. هنگامی که ارتش آمریکا در سال ۲۰۰۳ رژیم صدام را سرنگون کرد، ایران برخلاف بسیاری از بازیگران خارجی، با جامعه سیاسی جدید عراق بیگانه نبود. شبکه‌ای از احزاب، روحانیون، نیرو‌های نظامی و شخصیت‌های سیاسی که ارتباط خود را در طول سال‌های سخت با ایران حفظ کرده بودند، قدم به ساختار جدید عراق گذاشتند. در مقابل، آمریکا با انحلال ارتش عراق و حذف ساختار بعث، خلأ بزرگی در ساختار امنیتی و سیاسی کشور ایجاد کرد. واشنگتن قدرت نظامی داشت، اما شبکه اجتماعی و سیاسی گسترده‌ای در عراق نداشت. ایران چنین شبکه‌ای داشت. در نتیجه، خلأ قدرت پس از سقوط صدام به فرصتی برای نظم‌دهی به فضای سیاسی و امنیتی عراق در اختیار ایران گذاشت و ایران به دلیل پیوند‌های عمیق دینی و فرهنگی با مردم عراق، بر این فرصت چشم نبست.

اهمیت اربعین

این اشتباه است که عملکرد ایران در عراق را در حد تقویت نیرو‌های رزمنده تقلیل دهیم. نگاه ایران به عراق بسیار همدلانه بوده است و ایران در بخش‌هایی به کمک حاکمیت عراق آمد. این کمک‌ها را می‌توان در شبکه بهداشت مشاهده کرد. در ادامه همین روند بود که برخی گروه‌های مسلح، زمانی که دست و پایی در سیاست پیدا کردند، نمی‌توانستند سابقه مثبت ایران در عراق را انکار کنند. از این نظر برخی نزدیکی‌ها را باید فراتر از همسویی سیاسی و امنیتی در نظر گرفت و این مهم در مراسمی مانند اربعین و شهادت حضرت علی با استقبال چشمگیر مردم عراق از زائران ایرانی نمود روشنی دارد و در مجموع مرز میان بازیگر سیاسی، نیروی مسلح و متحد ایران به تدریج کمرنگ شد. ظهور داعش در سال ۲۰۱۴ مرحله مهم دیگری بود. هنگامی که داعش موصل را تصرف کرد و بخش‌هایی از ارتش عراق فروپاشید، بار دیگر خلأ امنیتی بزرگی شکل گرفت. تشکیل حشدالشعبی با حمایت ایران در چنین شرایطی، به گروه‌های مسلح شیعه امکان داد از یک نیروی شبه‌نظامی به چنان نیرویی تبدیل شود که مشروعیت خود را از مبارزه با داعش به دست آورد. دستاورد‌های حشدالشعبی در مبارزه با افراطی‌های تکفیری و داعش چنان درخشان بود که از سال ۲۰۱۶ رسماً در ساختار امنیتی عراق قرار گرفت. البته دولتی شدن حشدالشعبی به معنای از بین رفتن استقلال گروه‌های تشکیل‌دهنده آن نبود. مسأله اصلی همچنان باقی ماند؛ چه کسی در نهایت فرماندهی این نیرو‌ها را در اختیار دارد؟ همین پرسش، موضوع ادغام نیرو‌های مسلح غیردولتی در ارتش و دستگاه امنیتی عراق را به یکی از پیچیده‌ترین مسائل سیاسی عراق تبدیل کرده است. برای گروه‌هایی مانند نجباء یا کتائب حزب‌ا...، سلاح تنها ابزار نظامی نیست؛ بخشی از قدرت سیاسی آنهاست و تحویل کامل سلاح و قرار گرفتن تحت فرماندهی وزارت دفاع یا نخست‌وزیر قدرت مستقل این گروه‌ها را کاهش می‌دهد.

فراتر از اعتراض

اظهارات اخیر اکرم الکعبی، دبیرکل نجباء، از همین زاویه قابل توجه است. او در واکنش به آنچه غارت منابع عراق خوانده، اعلام کرده است که مقاومت در برابر آن سکوت نخواهد کرد. در نگاه نخست، چنین سخنی می‌تواند یک موضع ملی‌گرایانه عراقی تلقی شود، دفاع از نفت و ثروت ملی در برابر قدرت‌های خارجی، اما واژه مقاومت در ادبیات نجباء معنایی فراتر از اعتراض سیاسی دارد. مسئله مهم این است که اگر الکعبی واقعاً معتقد است منابع عراق در حال غارت شدن است، ابزار قانونی مقابله با این وضعیت در اختیار دولت، پارلمان، دستگاه قضایی، وزارت نفت و نهاد‌های نظارتی عراق قرار دارد. یک قرارداد نفتی را می‌توان در پارلمان به چالش کشید، درباره آن تحقیق کرد یا از مسیر قضایی مانع اجرای آن شد. اما اگر مقاومت به معنای حفظ حق نیروی مسلح برای اقدام مستقل باشد، مسئله تغییر می‌کند. در چنین حالتی، یک بازیگر مسلح غیردولتی برای خود حق تشخیص منافع ملی و حتی حق استفاده از زور برای دفاع از آن قائل می‌شود. این همان نقطه‌ای است که مسأله نفت و منابع طبیعی به مسأله حاکمیت دولت عراق پیوند می‌خورد.

معنای همسویی 

در اینجا باید میان دستور گرفتن از ایران و همسویی با راهبرد ایران تفاوت گذاشت. برای اثبات اینکه اظهارات مشخص الکعبی مستقیماً از تهران دیکته شده، مدرکی در دست نیست، اما نجباء از نزدیک‌ترین گروه‌های عراقی به جمهوری اسلامی است و ادبیات سیاسی آن با ادبیات محور مقاومت همپوشانی زیادی دارد؛ بنابراین رد ایران را می‌توان در تعریف دشمن و برداشت از امنیت منطقه مشاهده کرد، بدون آنکه لازم باشد هر موضع‌گیری را دستور مستقیم تهران بدانیم. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر می‌شود که اظهارات الکعبی را در بستر پیچیده مذاکرات ایران و آمریکا قرار دهیم. اگر مذاکرات به مرحله‌ای رسیده باشد که تهران و واشنگتن در حال سنجش هزینه‌های ادامه فشار و امتیازات احتمالی باشند، فعالیت یا تهدید ضمنی نیرو‌های نزدیک به ایران در عراق می‌تواند به نوعی «اهرم فشار پیرامونی» تبدیل شود و این همان قدرت هوشمند ایران است. ایران برای اعمال فشار بر آمریکا الزاماً نیازی ندارد مستقیماً تهدید کند. کافی است این تصور وجود داشته باشد که در صورت تشدید فشار بر تهران، منافع و نیرو‌های آمریکا در عراق ممکن است در معرض خطر قرار گیرند. همین عدم قطعیت بخشی از محاسبات واشنگتن را تحت تاثیر قرار می‌دهد. البته ممکن است الکعبی از محاسبات خود سخن گفته باشد و نه از یک دستور یا توصیه روشن. حتی ممکن است میان راهبرد ایران و مواضع برخی گروه‌های عراقی اختلاف وجود داشته باشد، اما از منظر سیاست قدرت، یک اظهارنظر مستقل می‌تواند در صورت همسویی با منافع تهران، به‌طور غیرمستقیم به اهرم ایران تبدیل شود. چنین است که ایران می‌تواند از این ابزار برای اثرگذاری بر روند مذاکرات استفاده کند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار