بستن
کد خبر: ۱۵۱۷۰۸۱
نماینده ادوار مجلس در گفت‌و‌گو با «آرمان ملی» تاکید کرد

کارت‌های برنده هرمز را نسوزانیم

کارت‌های برنده هرمز را نسوزانیم
آرمان ملی- صدیقه بهزادپور: یکی از معاونین رئیس‌جمهور آمریکا اخیراً اعلام کرده است که در آینده‌ای نزدیک و در بازه زمانی کمتر از دو سال، بیش از هفتاد درصد از انرژی جهان نه از طریق تنگه هرمز، بلکه از طریق خطوط لوله انتقال خواهد یافت.

این اعلامیه به معنای تغییر بنیادین در معادلات امنیتی و اقتصادی منطقه خلیج‌فارس است. معنای صریح این گزاره آن است که اهمیت و اثرگذاری ژئوپلیتیک تنگه هرمز، چه باز باشد و چه بسته، به شدت کمرنگ خواهد شد و به این ترتیب، تنگه هرمز که تاکنون به عنوان یک اهرم فشار تعیین‌کننده در دستان ایران برای مدیریت تنش‌ها و چانه‌زنی‌های بین‌المللی عمل می‌کرد، احتمال دارد با تغییر مسیر‌های عرضه انرژی، قدرت مانور کمتری پیدا کند. کارشناسان در چنین شرایطی معتقدند؛ راهبرد جمهوری اسلامی ایران باید بازنگری فوری در نحوه استفاده از کارت‌های باقی‌مانده در این تنگه باشد تا پیش از آنکه این اهرم فشار ارزش راهبردی خود را کاملاً از دست بدهد، امتیازات لازم را در حوزه‌های دیگر کسب کند. 

دیپلماسی در هرمز

به گزارش «آرمان ملی»، هدایت‌ا... خادمی، نماینده ادوار مجلس دراین باره گفت: ایران با یک گذار تاریخی در دیپلماسی انرژی روبروست که در آن تکیه صرف بر انسداد یا امنیت تنگه هرمز دیگر نمی‌تواند تضمین‌کننده منافع ملی در درازمدت باشد. از این رو، آنچه اکنون بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد، درک این واقعیت است که غرب و قدرت‌های منطقه‌ای با سرمایه‌گذاری بر خطوط لوله، عملاً در حال دور زدن گلوگاه‌های سنتی هستند. خادمی با اشاره به مذاکرات هسته‌ای و تنش‌های مزمن با آمریکا تصریح کرد: ایران باید با رویکردی مبتنی بر «صبر و تعامل هوشمندانه»، پیش‌دستانه عمل کند. به عقیده او، اگر ایران بخواهد درگیر بازی‌های فرسایشی بماند، در حالی که کارت‌های ژئوپلیتیکش در حال خنثی شدن هستند، بازنده اصلی این میدان خواهد بود. او تاکید کرد: جنگ با یک ابرقدرت، چون آمریکا، با وضعیتی که الان ایران در آن به سر می‌برد، به نظر اکثر کارشناسان داخلی و بین المللی به معنای بُرد ایران است، در نتیجه ایران باید با دیپلماسی مطلوب از این وضعیت به نحو احسن استفاده کند تا بتواند جایگاه خود را به عنوان پیروز میدان حفظ کند و با تعیین مسیر جنگ و پایان دادن آن از حالت نه جنگ و نه صلح خارج شود و در عین حال به سمت تعامل مناسب با همسایگان حرکت کند، چراکه این امر، نه یک انتخاب تاکتیکی، بلکه یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر برای بقای جایگاه ایران در معادلات انرژی است.

 کارت برنده انرژی 

خادمی در باره نوسانات بازار انرژی در منطقه وجهان گفت: آنچه که در تنگه هرمز و منطقه حادث شده است فقط در حوزه انرژی قابل بررسی نیست، بلکه پیوند ناگسستنی میان اقتصاد داخلی و جایگاه بین‌المللی ایران را برجسته می‌سازد. تحریم‌های ظالمانه آمریکا، نه تنها فروش نفت را با چالش مواجه کرده، بلکه توان نوسازی زیرساخت‌های انرژی کشور را نیز سلب نموده است. این در حالی است که رقبا در منطقه به سرعت در حال مدرن‌سازی صنایع خود و متنوع‌سازی مسیر‌های صادراتی هستند. برای خروج از این تنگنا، ایران باید دیپلماسی خود را از حالت «واکنشی» به حالت «کنشگری» تغییر دهد، چون قطعاً اگر به این گمان که ابزار تنگه هرمز همیشه در اختیار ایران به عنوان کارت برنده باقی خواهد ماند، باعث می‌شود که در امتیازگیری و حفظ جایگاه فعلی خود دچار مشکل شود. او اضافه کرد: این قضیه در فضای پس از جنگ اوکراین که بازار‌های جهانی انرژی که دستخوش بی‌ثباتی شدند نیز صادق بود، چرا که همگان گمان می‌کردند در جنگ اوکراین و روسیه اروپا دچار مشکل تامین گاز می‌شود و ایران می‌تواند از این فرصت استفاده کند، اما اروپا سریعاً دست به کار شد و راه‌های جایگزین را انتخا کرد. او ادامه داد: در حال حاضر ایران یک فرصت طلایی دارد تا با استفاده از موقعیت فعلی، گشایش‌های سیاسی ایجاد کند، اما شرط لازم این امر، انعطاف‌پذیری در حوزه‌هایی است که تا پیش از این به عنوان خطوط قرمز تغییرناپذیر شناخته می‌شدند. خادمی با اشاره به گمانه‌زنی‌ها پیرامون رویکرد دولت ترامپ، خاطرنشان کرد: انتظار تغییرات ناگهانی و بنیادین از سوی آمریکا، بدون تغییر در محاسبات استراتژیک ایران، خوش‌خیالی است، چراکه آمریکا به دقت در حال رصدِ کاهشِ اثرگذاری تنگه هرمز است و احتمالاً استراتژی خود را بر مبنای کاهش وابستگی به این مسیر تنظیم کرده است. در چنین وضعیتی، ایران نمی‌تواند با تکیه بر ابزار‌های قدیمی، امتیازات جدید بگیرد. وی از سیاست‌گذاران می‌خواهد که واقعیت‌های میدانی را بپذیرند و به جای تقابل‌های بی‌پایان که نتیجه‌ای جز انزوا و تضعیف توان اقتصادی ندارد، به سمت یک تعامل واقع‌گرایانه بر اساس حفظ مناف ملی ایران حرکت کنند. او تأکید می‌کند که دیپلماسی نباید در حاشیه بماند؛ بلکه باید به موتور محرکه‌ای تبدیل شود که بتواند از شرایط کنونی بازار انرژی و اقتصادی جهان برای رسیدن به یک توافق بزرگ‌تر منطقه‌ای بهره برد. 

انتقال انرژی منطقه؟

او افزود: ایران می‌تواند به جای قربانی شدن در رقابت‌های بزرگ‌قدرت‌ها، به یک میانجی یا حداقل یک شریک استراتژیک در تأمین انرژی تبدیل شود، مشروط بر اینکه پرونده‌های باز سیاسی بسته شوند. از نظر او، «صبر و تعامل» که پیش‌تر به آن اشاره شد، به معنای انفعال نیست؛ بلکه به معنای استفاده از فرصت‌هاست. اگر ایران بتواند از طریق دیپلماسی، تحریم‌های انرژی را مدیریت کند و مسیر‌های تعاملی با کشور‌های منطقه را تقویت کند، نه تنها فشار‌ها کاهش می‌یابد، بلکه جایگاه ایران به عنوان یک بازیگر کلیدی، حتی با وجود تغییر مسیر‌های جهانی انرژی، حفظ خواهد شد. خادمی در نهایت بر این نکته تأکید دارد که زمان، متحد ایران نیست. با توجه به سرعت پیشرفت پروژه‌های خط لوله و تلاش‌های غرب برای جایگزینی مسیر‌های انرژی، پنجره فرصت برای ایران در حال بسته شدن است. او هشدار می‌دهد که تداوم سیاست‌های کنونی که مبتنی بر اتلاف زمان و انتظار برای تغییرات نامعلوم در سیاست‌های طرف مقابل است، می‌تواند کشور را در وضعیتی قرار دهد که در آن دیگر هیچ ابزار فشاری برای چانه‌زنی نداشته باشد. بنابراین، راهبرد نهایی او روشن است و آن اینکه؛ استفاده فوری از اهرم‌های باقی‌مانده در تنگه هرمز برای دستیابی به یک توافق پایدار و کاهش تنش‌های منطقه‌ای، قبل از آنکه این کارت برای همیشه از اعتبار بیفتد. 

 فرصت طلایی 

علمی فریمان، دیگر کارشناس انرژی نیز در این باره گفت: قیمت نفت برای آمریکایی‌ها بسیار مهم است؛ بنابراین این موضوع را به شکلی واگذار کرده‌اند به اینکه ایران و عمان خودشان بتوانند به صورت دوجانبه حل‌وفصل کنند. از همین رو این اتفاق قطعاً مخالفانی خواهد داشت؛ مانند امارات، کویت و سایر کشورها. منتها در مجموع، تنها راهکاری که در واقع پیش روی ماست و یک افق روشنی را ایجاد خواهد کرد، این است که در این حوزه با کشور عمان بتوانیم به تفاهم برسیم و یک راهکار منطقی را بر مبنای حقوق دریا و حقوق بین‌الملل پیدا کنیم و بر مبنای آن حرکت کنیم و قطعاً این مساله راهگشای سایر مفاد تفاهم‌نامه خواهد بود. وی ادامه داد: ما الان گزارش‌های متعددی از حوزه‌های انرژی داریم که کشور‌های منطقه سعی می‌کنند به یک شکلی، علاوه بر اینکه تنگه هرمز را دور بزنند یا از راه خشکی بخواهند صادرات داشته باشند، حتی اهمیت جهانی تنگه باب‌المندب را هم به یک نحوی خنثی کنند. اگر به این شکل فضا پیش برود، فکر می‌کنم تنها برگ برنده‌ای که جمهوری اسلامی خواهد داشت، به یک فرصت سوخته تبدیل خواهد شد؛ بنابراین من فکر می‌کنم این برگ مهمی است و الان فرصت طلایی داریم که بتوانیم از آن بهره‌برداری کنیم و امنیت مناسبی را برای دریانوردی در حوزه خلیج فارس ایجاد کنیم. اگر جمهوری اسلامی بتواند در این زمینه اعتمادسازی کند، فصل جدید و درخشانی بر مبنای ایجاد یک اعتمادسازی مثبت در منطقه آغاز خواهد شد. این کارشناس مسائل بین‌الملل گفت: اگر جمهوری اسلامی ایران بخواهد روی فاز این برود که تنگه هرمز را به طور کامل ببندد، قطعاً یک اجماع نظر جهانی علیه ایران ایجاد خواهد شد، حتی کشور عراق هم واکنش نشان خواهد داد و این به ضرر ایران خواهد بود. منتها الان من فکر می‌کنم اگر بحث ایران و عمان به یک نتیجه مطلوبی برسد، به عنوان دو کشوری که ذی‌نفع هستند، قطعاً در سایر مسائل هم ما می‌توانیم گام‌های بیشتری را برداریم.

انتشار :