اظهارات اخیر خرازی دبیرکل حزبا... و حمله و توهین به رئیسجمهور را میتوان بخشی از رویه تندروها قلمداد کرد که بسیاری معتقدند باید برخورد قاطعی با آنها صورت گیرد. در همین راستا «آرمان ملی» با محمد مهاجری فعال سیاسی اصولگرا به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
* تخریبهای اخیر علیه رئیسجمهور و سایر مسئولان را چگونه تحلیل میکنید؟
برخی افراد بدون اینکه سابقه روشن سیاسی داشته باشند یا اینکه اصلاً در کارنامه آنها تحلیل سیاسی درستی وجود داشته باشه بسیار عادی، سطحینگر هستند و صرفا وقتی حرف میزنند اتکای آنها به این است که مثلا قرابت سببی یا نسبی با کسی دارند. در مورد آقای خرازی واقعا وی یک چهره بسیار معمولی سیاسی و فاقد هرگونه پیشینه فعالیت عقلایی و دانش سیاسی است. من از دهه ۷۰ همیشه مطالب ایشان را دیدم و خواندم و موضعگیریهایش را دیدهام و تشکیلاتی هم به نام حزبا... در قم داشت که واقعا در بین تشکیلات اصولگرا بسیار کممایه بود. یعنی این کممایگی ربطی به الان او ندارد. در اوج زمانهایی که جریانهای اصولگرای جریانهای پختهای بودند، آقای خرازی واقعا جریان کممایهای بود. حتی در بین اصولگرایان تندرو در همان سالهای قدیم نیز کمتحلیلترین و کمبازدهترین به لحاظ مسائل سیاسی همین تشکیلاتی بود که آقای خرازی راه انداخته بود. انتظاری که از چنین چهرههایی که خود ادعای قرابت نسبی با بعضی از مسئولین کشور دارند یا اینکه مثلاً پیشوند آیتا... جلوی اسمشان قرار دارد یا مهمتر از آن لباس روحانیت بر تن دارند این است که مؤدب باشند. یعنی انتظار مردم و جامعه از چنین افرادی رعایت اخلاق دینی و اخلاق انسان است. اینکه یک روحانی که خودش را آیتا... هم میداند، سایت دارد و در فضای مجازی فعالیت میکند، خیلی زشت است که الفاظی در مورد رئیس مجلس و رئیسجمهور به کار ببرد یا حتی نسبتهای ناروایی به افراد بدهد. این رفتارها واقعاً هزینهساز است. آقای خرازی که میتوانست بالقوه یک فعال سیاسی باشد و در جاهایی حرف بزند و واقعاً تاثیرگذار باشد با این رفتار نابخردانهای که از خود نشان داد خودش را نابود کرد.
* از نگاه شما بهتر نیست یک روند واحد و ثابت قضایی در برخورد با تخریب کنندگان علیه مسئولان صورت گیرد تا هر کسی از هر تریبونی نتواند مسئولان را مورد هجمه و تخریب قرار دهد؟
فرض کنید یک کارشناس سیاسی در یک گوشه کشور یا در تجمعی حرف میزند یا یک مداح، واعظ یا یک شخص خودشیفته در تلویزیون حرفی میزند، ولی وقتی که طرف در کسوت نمایندگی مجلس یا یک روحانی است بهخصوص اگر روحانی باشد، حتما باید تشکیلاتی که مرتبط با تخلفات این افراد است که منظورم دادسرای و دادگاه ویژه روحانیت است، باید برخورد کنند. زمانی که دادگاه ویژه روحانیت درست شد نمیخواستند یک رانت برای روحانیون باشد بلکه قرار بود با تخلفات روحانیون به دلیل اینکه نقش موثرتری در سیستم حکومتی دارند، محکمتر برخورد شود. الان هم کارشناسی که خودشیفته است در تلویزیون حرفهایی میزند و تلویزیون هم خوشش میآید و این آدمها را دعوت میکند. اما اینها خیلی فرق میکند با یک روحانی که خود را آیتا... میداند. حتما تشکیلات دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت باید با این افراد با شدت بیشتری برخورد کنند. از این گذشته واقعا هیچ تبعیضی نباید باشد بین کسی که به رئیسجمهور توهین میکند که اگر مثلا مال فلان جناح باشد با او کاری نداشته باشند، اما اگر برای جناح مقابل باشد مورد برخورد قرار گیرد. جامعه اینها را میفهمد و این تبعیضها نباید به حساب نظام نوشته شود.
* کمتر از ۲ ماه دیگر موعد تغییرات در مدیریت عالی صداوسیما است و از هم اکنون تندروها تلاش میکنند این اتتفاق نیفتد. این اقدامات را با وجود عملکرد انتقادآمیز صداوسیما چگونه ارزیابی میکنید؟
من اطلاعاتی از اینکه برخی برای صداوسیما لابی میکنند ندارم، اما تصورم این است که هر ارزیابی منصفانهای در مورد صداوسیما نشان میدهد که دوران آقای جبلی و همچنین آقای علیعسگری که قبل از او بود بدترین دورههای مدیریت در سازمان صداوسیما بوده است؛ به خصوص در دوره آقای جبلی. در واقع ریاست واقعی سازمان با ایشان نبوده و در واقع آقای جبلی اختیارات خود را به احزاب و گروههای تندرو واگذار کرده است.