امید علیبابایی، فعال حوزه جوانان نوشت: اینکه دکتر پزشکیان در مرداد هر سال یا همان سالگرد آغاز دولت چهاردهم از وفاق، رفع ناترازیها و... صحبت میکند، پسندیده است. اینکه دولت جرئت مطرح کردن و یادآوری دوباره این مباحث را دارد، میتواند نشانهای از مسئولیتپذیری و البته پذیرش کاستیها باشد؛ چرا که نتیجه عملکرد دولت در هر دو مورد، قابل قبول نبوده است.
در مورد وفاق، دولت ابتدا باید بپذیرد که در اجرای آن موفق نبوده؛ اما با توجه به شرایط موجود و صحبتهای اخیر آقای پزشکیان نمیتوان چنین برداشتی از رفتار و گفتار دولتمردان کرد. در مصاحبه اخیر، آقای پزشکیان اگرچه با مردم سخن گفت اما مخاطب اصلی سخنان او جریانهای درون حاکمیت بودند، تأکید اصلی در این سخنان بر ادامه مسیر فعلی، حفظ شیوه موجود و ادامه تعامل با افراد و جریانهای مختلف بود. تأکید رئیسجمهور بر ادامه راه با همین افراد، همین شیوهها و البته اصرار بر پیرسالاری و عدم جوانگرایی (به بهانه تجربهمحوری) در سیستم دولت، تغییری در سنگین شدن کفه وفاق با مردم نسبت به وفاق با سیاسیون و جریانهای مختلف، در ترازوی وفاقسنجی ایجاد نخواهد کرد و به احتمال زیاد، وفاق با مردم در همین حد و شکل فعلی و به نوعی در قالب درددل و همراهی با آنان پس از وقوع سختیها ادامه خواهد داشت که در بهترین حالت، نوشدارو پس از مرگ سهراب خواهد بود.
در مورد ناترازیها، باید توجه داشت که اشاره تئوریسینهای دولت به وجود ناترازیها، عمدتاً با پیشفرض و در بستر اقتصاد است؛ اما قطعاً ناترازیهای دیگری از جمله ناترازی نسلی یعنی تکیه بر پیرسالاری و عدم جوانگرایی، ناترازیهای سیاسی، ناترازیهای اجتماعی و... نیز نباید به فراموشی سپرده شوند. اینکه برای هر فرد، وجود آسایش و آرامش از ضروریات زندگی است که شامل نبود مشکلات اقتصادی و برطرف شدن نیازهای اولیه میشود، کاملاً واضح است.
امسال در تهران قطعی برق کمتر بود، اما در بسیاری از شهرها قطعیها به همان روال سالهای پیش ادامه داشت. بعد از جنگ نیز قطعی آب در تهران وجود نداشت، اما پیش از آن، بسیاری از مردم مجبور به نصب تجهیزاتی مانند منبع و پمپ آب شدند، قطعیهایی که البته در بسیاری از شهرها وجود نداشت. اما یک سؤال همیشگی و تکراری وجود دارد: وقتی بسیاری از مردم، از جمله کارگران، کارمندان و صاحبان مشاغل آزاد خرد و... درآمدی بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلار در ماه دارند، چرا باید قیمت جهانی انرژی را به آنها یادآوری کرد و برنامه افزایش قیمت انرژی با این قاطعیت در دستور کار باشد؟ اگر درآمد ماهانه ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلاری سرپرست خانواده، بین اعضای یک خانواده سه یا چهار نفره تقسیم شود، در بهترین حالت سهم هر نفر حدود ۶۷ دلار خواهد بود.
۶۷ دلار یعنی کمی بیشتر از دو دلار در روز! اینجاست که لازم است مسئولان با استناد به آمارهای موجود، از جمله آمارهای بانک جهانی درباره خط فقر شدید، به این موضوع توجه کنند که با در نظر گرفتن برابری قدرت خرید، این رقم در ایران میتواند در محدوده دو دلار در روز برآورد شود. نکته اصلی اینجاست؛ چیزی که ظاهر خشن و زشت فقر شدید را هنوز بهطور کامل در کشور نمایان و همگانی نکرده، نرخ انرژی است که باعث شده برابری قدرت خرید در این سطح باقی بماند و در نتیجه خط فقر شدید در کشور ما کمتر از میزان جهانی آن باشد وگرنه خط فقر شدید با احتساب سه دلار در روز برای هر نفر، برای یک خانواده چهار نفره در هر ماه، چیزی حدود ۷۰ میلیون تومان خواهد بود. با این توضیح و نگاهی به حقوق و درآمد اکثریت جامعه، دیگر نیازی به محاسبه و توجیه نیست. پس اگر دولت پول ندارد، مردم هم پول ندارند!