نخستین و مهمترین عامل این وضعیت، فشاری است که بر هزینههای تمامشده تولید وارد میشود که حاشیه سود تولیدکنندگان را نه تنها محدود کرده، بلکه در بسیاری از موارد به زیر صفر رسانده است. به اعتقاد کارشناسان؛ هزینههای انرژی و برق صنعتی به عنوان یکی از دلایل اصلی هزینههای سربار مطرح میشود که در کنار افزایش هزینههای دستمزد نیروی کار، فشار مضاعفی را بر بدنه تولید تحمیل میکند و درنهایت به گرانی محصولات نهایی تولید به خصوص پوشاک منتهی شده و باعث میشود که خریداران به بازار پوشاک دست دوم روی آورند.
هزینههای گزاف تولید
شجاعالدین امامی رئوف دبیر انجمن صنایع نساجی ایران، در گفتوگو با «آرمان ملی»، با بیان این مطلب گفت: پیوند میان هزینههای بالای تولید و سطح پایین بهرهوری از جمله چالشهای این صنعت به شمار میآید. بسیاری از واحدهای تولیدی نساجی به دلیل بهرهمندی از تجهیزات قدیمی و عدم دسترسی به تکنولوژیهای نوین در زنجیره تأمین و تولید، با نرخ بهرهوری پایینی فعالیت میکنند. این کاهش بهرهوری باعث میشود که سهم انرژی و نیروی کار در قیمت تمامشده کالا بسیار بالا برود. در نتیجه، کالای تولیدی داخل در همان لحظه خروج از خط تولید، به دلیل هزینههای بالای سربار شامل انرژی و دستمزد، توان رقابت قیمتی خود را با محصولات خارجی یا حتی کالاهای قاچاق از دست میدهد. به این مجموعه، باید هزینههای حملونقل و ریسکهای لجستیکی ناشی از شرایط تحریمی را نیز اضافه کرد. واردات مواد اولیه که وابستگی مستقیمی به بازارهای جهانی نفت و محصولات پتروشیمی دارد، خود به یک چالش لجستیکی بزرگ تبدیل شده است؛ چراکه نوسانات قیمتی در بازارهای جهانی، هرگونه برنامهریزی بلندمدت تولیدی را با ریسک بالای عدم قطعیت مواجه میسازد.
لباس در سبد خانوار
او با تاکید بر اینکه تولیدکننده ایرانی نه تنها درگیر تورم داخلی و هزینههای فزاینده انرژی است، بلکه در فضای پرریسک و بیثبات تجارت بینالملل نیز باید توان خود را برای تأمین مواد اولیه صرف کند، گفت: کاهش قدرت خرید مردم به قدری عمیق بوده که اولویتهای مصرفی خانوارها به شدت تغییر کرده است. در این وضعیت، پوشاک به عنوان یک کالای غیرضروری، از سبد خرید بسیاری از خانوادهها حذف شده یا به کمترین میزان تقلیل یافته است. این کاهش تقاضا در کنار افزایش هزینههای تولید، یک قیچی دوطرفه ایجاد کرده است که از یک سو، تولیدکننده به دلیل هزینههای بالای تولید (شامل برق، انرژی، دستمزد و مواد اولیه) قادر به کاهش قیمت نهایی نیست و از سوی دیگر، بازار مصرف به دلیل کاهش درآمد خانوارها، قدرت پذیرش قیمتهای فعلی را ندارد. این وضعیت باعث شده است که انبارها از کالا پر شود، بدون آنکه نقدینگی لازم برای تداوم چرخههای بعدی تولید به کارخانهها بازگردد.
معضل قدیمی قاچاق
امامی رئوف در بخش دیگری از این تحلیل، به موضوع قاچاق پرداخت و تاکید کرد: قاچاق از قدیم در ارقام بسیار کلان باعث از رونق افتادن تولید داخلی در این صنعت میشود. بازار ده میلیارد دلاری پوشاک ایران، میدانی است که هفت میلیارد دلار آن سهم تولید داخلی و حدود سه میلیارد دلار آن سهم کالاهای قاچاق است. او اضافه کرد: ورود غیرقانونی پوشاک و پارچه، که حتی در شرایط جنگ و مذاکرات نیز تداوم یافته، مانند موریانهای در حال بلعیدن توان رقابتی تولیدکنندگان داخلی است. کالای قاچاق به دلیل عدم پرداخت حقوق گمرکی، مالیات و هزینههای سربار قانونی، با قیمتهایی وارد بازار میشود که برای تولیدکننده داخلی غیرقابل رقابت است. این موضوع در کنار رکود تقاضا، عملاً فضای تنفس را برای تولیدکنندگان خرد و متوسط تنگتر کرده است. دبیر انجمن صنعت نساجی کشور توضیح داد: قاچاق از دلایل اصلی فرصتسوزیهای تاریخی در این حوزه تلقی میشود، البته در شرایطی که به دلیل سیاستهای محدودکننده الزامی چون جنگ و محاصرهها و... ورود کالای قاچاق یا واردات رسمی با اختلال مواجه شد، این انتظار وجود داشت که تولیدکننده داخلی بتواند از این فرصت برای تصاحب بازار استفاده کند. اما حقیقت تلخ این است که همزمانی این محدودیتها با کاهش قدرت خرید مردم، باعث شد که این فرصت عملاً خنثی شود. یعنی بازار به جای آنکه با کالای داخلی پر شود، به دلیل ناتوانی مردم در خر ید، دچار انقباض مطلق شد.
سایه پوشاک دست دوم
او درباره روی آوردن بخش قابل توجهی از جامعه به پوشاک دستدوم گفت: این پدیده از دیدگاه کارشناسی، نه یک انتخاب، بلکه یک اجبار اقتصادی است که ریشه در شرایط بحرانی معیشت دارد. تمایز قائل شدن میان پوشاک دستدوم که میتواند مخاطرات جدی بهداشتی برای جامعه ایجاد کند. امامی رئوف تاکید کرد: البته پوشاک استوک به معنای پوشاک دست دوم تلقی نمیشود بلکه، شامل کالاهای باقیمانده از فصول گذشته، محصولات برندهای معتبر یا کالاهای خارج از چرخه مد جهانی است، با قیمتهای بسیار پایین به بازار سرازیر شده و رقیبی نوظهور و قدرتمند برای تولیدات داخلی محسوب میشود. از نگاه مصاحبهشونده، تداوم این روند و هجوم تقاضا به سمت این دست کالاها، نشانه آشکار تضعیف طبقه متوسط و دهکهای درآمدی است که ناچارند برای تأمین نیازهای اولیه خود، به مصرف کالاهای دستدوم یا استوک تن دهند.
راه خروج از بحران
وی ضمن اشاره به اینکه صنعت پوشاک و نساجی ایران در یک بنبست ساختاری قرار دارد، گفت: تا زمانی که عوامل هزینهزای تولید، از جمله تعرفههای بالای انرژی و برق صنعتی، به همراه هزینههای سنگین تأمین مواد اولیه و فرسودگی تکنولوژیک ماشینآلات اصلاح نشود، تولیدکننده داخلی ابزاری برای رقابت نخواهد داشت. در عین حال، این صنعت بدون بازگشت قدرت خرید به جامعه و تحریک تقاضای موثر، راهی برای خروج از رکود فعلی پیدا نخواهد کرد. او درباره راه خروج از بحران در این صنعت گفت: راهکار ارائهشده، نه ممنوعیتهای مقطعی و نه برخوردهای صرفاً نظارتی با قاچاق، بلکه یک بازنگری کلان در سیاستهای اقتصادی است که همزمان حمایت از زیرساختهای انرژی و تولید را در دستور کار قرار دهد و همزمان، فشار معیشتی را از روی دوش خانوارها بردارد تا چرخه عرضه و تقاضا بتواند دوباره به تعادل بازگردد. این صنعت در حال حاضر، بیش از هر زمان دیگری به حمایتهای ساختاری نیاز دارد تا بتواند از این دوران گذار پرفشار عبور کند.