ترامپ در بخشی از اظهاراتش در این نشست به سرسختی ایران و تسلیم نشدنش اعتراف کرد و گفت که هر کسی به جای ایران بود تا حالا تسلیم شده بود، اما آنها تسلیم نشدند و بابت این آنها را تحسین میکنم. سپس او اعلام میکند که ایرانیها سرسخت هستند، اما تاکتیکهای مذاکره ایرانیها من را عصبانی میکند. آنها ۷ ساعت در مورد موضوعی که میتواند در ۱۰ دقیقه انجام شود، مذاکره میکنند. من میگویم چرا به ۷ ساعت نیاز دارید؟ چرا نمیتوانید ۱۰ دقیقه وقت بگذارید؟ رئیسجمهور آمریکا یکباره موضع خود را به سمت و سوی دیگر متمایل کرد و گفت که «ما میتوانیم با ایران به توافق برسیم، اما در حال از دست دادن اعتمادم نسبت به آنها هستم». او با اذعان به اینکه جنگ ایران در جریان است و البته من به آن «عملیات نظامی» میگویم، مدعی شد که برای ایران تعدادی موشک باقی مانده، اما ظرفیت تولید موشک و پهپاد تقریبا از بین رفته است.
تکرار مواضع، کمی تندتر!
نکته بسیار مهمی که در این راستا باید مورد نظر قرار بگیرد، بندبازی ترامپ در بیان گفتارهایش در ارتباط با ایران است. این اظهارات وی طی روز جمعه تا سحرگاه شنبه به شدت در نوسان بود؛ بهگونهای که او از یک سو مجدداً بر عدم دستیابی ایران به سلاح هستهای تاکید کرد و چند دقیقه بعد مساله مذاکره را پیش کشید و در نهایت بر تقابل نظامی با تهران تاکید کرد! این نمودار را میتوان در مصاحبه وی با «ریل امریکنز ویس» مشاهده کرد. ترامپ در این گفتوگو ادعا کرد که اگر من برجام (توافق هستهای دوره اوباما) را لغو نکرده بودم، ایران شش یا هفت سال پیش به سلاح هستهای دست پیدا کرده بود و اگر من نبودم، امروز اسرائیل دیگر وجود نداشت» چراکه ایران دو هفته تا داشتن سلاح هستهای فاصله داشت. او در بخش دیگری از اظهاراتش مدعی شد که «من در حال انجام کاری بسیار بزرگتر از آنچه گفته بودم هستم. قرار بود وارد شویم، توان نظامی آنها را از بین ببریم، وارد شویم و خارج شویم، اما بعد متوجه شدم اگر این کار را انجام دهیم، باید نوعی حضور و نگهداری از وضعیت هم وجود داشته باشد وگرنه آنها دوباره خودشان را بازسازی خواهند کرد. ترامپ در این مصاحبه تورم در آمریکا را نادیده گرفت و گفت که دو هفته پیش، وقتی تصور میکردند ما به یک توافق رسیدهایم، قیمتها مثل سنگ سقوط کردند، اما ما میخواهیم یک توافق واقعی داشته باشیم، من توافق صوری یا ساختگی نمیخواهم! این بخش از سخنان وی به مذاکره و توافق با ایران مربوط است و این در حالی است که هیچگونه پیام یا خروجی مثبتی از سوی آمریکا به تهران نشان داده نشده است.
پاسخ ایران
این مدل از مواضع ترامپ و تناقضهای موجود در کلام و رفتار وی همانند یک ویروس، حالا به سایر اعضای کابینه وی سرایت کرده است. به عنوان مثال کمی پس از پایان نشست کمپ دیوید و انتشار مصاحبههای ترامپ با «فاکس نیوز» و «ریل امریکنز ویس» شاهد آن بودیم که کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید در واکنش به گزارشهای ادعایی درباره احتمال حملات آمریکا به ایران در پی نشست کابینه آمریکا در کمپ دیوید ادعا کرد که دونالد ترامپ همچنان به راهحل دیپلماتیک متعهد است، اما به پاسخ دادن به حملات ایران ادامه خواهد داد. سخنگوی کاخسفید همچنین اعلام کرد که «ایران همچنان هزینه خواهد پرداخت تا زمانی که به شیوهای که رئیسجمهور ترامپ آن را معنادار بداند به میز مذاکره بازگردد». این موضع ترامپ و تکرار صریح آن از سوی سخنگوی کاخسفید به نوعی نشان از آن دارد که آمریکا به دنبال آن است تا با شروع احتمالی و مجدد حملات خود به ایران، سعی کند تا تهران را به امضای توافق مجبور کند. در این خصوص سرلشکر علی عبداللهی، فرمانده قرارگاه مرکزی حضرت خاتمالانبیا (ص) با اشاره به اقدامات سلبی و نظامی آمریکا در منطقه و علیه ایران که با استفاده از خاک کشورهای عربی انجام میشود، اظهار کرد که «کشورهای مسلمان بایستی با دوراندیشی، جنایات آمریکا را زیر نظر داشته باشند و در همکاری و همراهی با آمریکا تجدیدنظر کنند؛ که در غیر این صورت، هر کشوری که خود را سپر دفاعی آمریکای جنایتکار و متجاوز قرار دهد، در آتش جنگ خواهد سوخت». همچنین محمدباقر ذوالقدر، دبیر شورای عالی امنیت ملی در پیامی اعلام کرد که «ادامه محاصره دریایی و آتشافروزی رژیم آمریکا، هم قفل تنگه هرمز را محکمتر میکند و هم تنگهها و گلوگاههای دیگر را میبندد و تاوان این وضعیت را اقتصاد جهانی، بازار انرژی و رایدهندگان آمریکایی خواهند داد». عباس عراقچی، وزیر خارجه کشورمان نیز روز گذشته در هفتاد و دومین نشست ارکان شورای اطلاع رسانی دولت که به میزبانی وزارت امور خارجه کشورمان برگزار شد، اعلام کرد که دستگاه دیپلماسی با تکیه بر رهنمودهای رهبر انقلاب، منافع عالیه کشور را پیگیری میکند که به نوعی نشان از تاکید بر مواضع اصولی ایران در مذاکره با آمریکا دارد. بر همین اساس به نظر میرسد که ابهام در سیاست آمریکا درباره ایران نتیجه معکوس داشته است؛ چراکه مجموعه تهدیدهای متناقض واشنگتن باعث شد تهران جنگ را تهدیدی وجودی تلقی کند و با حداکثر توان واکنش نشان دهد. همچنین نبود شفافیت درباره وضعیت تنگه هرمز، تفاهمنامه اسلامآباد میان دو کشور را از همان ابتدا بسیار ناشفاف و ناپایدار کرد که حالا همین راهبرد در حال پیموده شدن است.