بر اساس اطلاعات منتشر شده آمریکا در پایگاههای منطقهای خصوصاً در اردن و کویت ضربات سختی را متحمل شده که نشان از استراتژی مشخص ایران دارد. تهران نه تنها در شرایط و دور جدید تنشهای کنونی، بلکه در جنگ رمضان و حتی قبل از آن، در جنگ ۱۲ روزه بر این راهبرد تاکید داشت که مدل تقابل خود را به صورت «پلکانی» پیش ببرد. به این معنا که، ایران سعی کرده تا پاسخ آسیبها و همچنین حملات طرف مقابل را به گونهای ارائه کند که از یک سو بتواند درگیری را به شکلی که خود در نظر دارد هدایت کند و از سوی دیگر دنبال آن بوده تا پاسخ مهاجم را (چه آمریکا باشد و چه اسرائیل) در سطحی بدهد که آنها نتوانند اثر اقدام خود را بیش از حد برجسته کنند و این دقیقاً پیروی از همان نمودار تصاعد تنش است.
مثلث افراط
فارغ از این روند نظامی که بحث در مورد آن و کالبدشکافی فنی ابعادش میتواند صدها صفحه را شامل شود، باید توجه داشت که در حوزه سیاسی و دیپلماتیک (خصوصاً از مبدأ کاخسفید) مواضعی در حال اتخاذ است که نه تنها درون خود نوعی ابهامِ دروغین دارد، بلکه از منظر شکلی نوعی اتحاد سه ضلعی را نمایان میکند که درونمایه آن چیزی جز شر، رادیکالیسم و مبناهای ملیگرایانه افراطی نیست. دراین میان روبیو پس از نشست وزرای امور خارجه اتحادیه کشورهای جنوب شرق آسیا (آسهآن) در فیلیپین در تازهترین مواضع خود درباره تحولات اخیر منطقه و بحران دریانوردی در تنگه هرمز مدعی شد که «ما همچنان آماده مذاکره و دستیابی به یک راهکار دیپلماتیک با ایران هستیم تا عدم دستیابی ایران به سلاح هستهای را تضمین کند». وزیر خارجه آمریکا با نادیده گرفتن اقدامات نظامی و دیپلماتیک واشنگتن علیه تهران اعلام کرد: «مشکلی که اکنون با آن مواجهیم این است که ایران درباره مذاکرات جدی نیست. اگر آنها جدی باشند، ما هم جدی هستیم! اگر نه، آنچه را که برای حفظ منافع خود و منافع متحدانمان لازم است، انجام خواهیم داد». روبیو در جمع خبرنگاران و در پاسخ به این سوال که تفاهمنامه اسلامآباد «در عمل معیوب است، چراکه به ایران حق مدیریت تنگه هرمز را میدهد» مدعی شد که به باور من تفاهمنامه معیوب نیست و بند پنج تفاهمنامه به ایران اجازه حمله به کشتیها در تنگه هرمز را نمیدهد». این ادعای روبیو درحالی مطرح شده است که براساس بند پنجم تفاهمنامه، ترتیبات بازگشایی تنگه هرمز کاملا برعهده ایران است و نیروهای مسلح ایران همواره به شناورها هشدار داده بودند که برای حفظ امنیت خود از مسیر پیشنهادی ایران عبور کنند. در این راستا نمیتوان از سخنان دونالد ترامپ که طی ۴۸ ساعته گذشته مطرح شده به راحتی گذشت. او در شبکه اجتماعی تروث سوشال بار دیگر زیرساختهای ایران را تهدید به نابودی کرد و نوشت: «از این به بعد، هر زمان جمهوری اسلامی ایران به یک کشتی در تنگه هرمز چه با موشک، پهپاد یا هر دستگاه یا سلاح دیگری شلیک کند، آمریکا یک پل یا نیروگاه از جمله آنهایی را که در نزدیکی یا در داخل تهران هستند بمباران و نابود خواهد کرد». صرف نظر از این موضعگیریها، ترامپ همچنان حرفهای بیمعنی خود را تکرار میکند. او در دیدار با جوزف عون گفت ایرانیها به شدت تمایل دارند با او دیدار کنند تا جنگ را پایان دهند. در جایی دیگر ترامپ ادعا کرد که آمریکا بهزودی تاسیسات کوه کلنگ ایران را هدف قرار خواهد داد. سخنان وی در نمای اول نوعی از عصبانیت سیاسی را نمایان میکند و در وهله دوم نشان از تاکید وی بر نگاه رادیکال محافظهکاران دارد و در سطح سوم نمایانگر آن است که وی تا حد زیادی نگران وضعیت کنونی است تا جایی که او اعلام میکند که درگیری با ایران و حتی بسته شدن بابالمندب هیچ تاثیری بر نتایج انتخابات میاندورهای کنگره ندارد. از سوی دیگر پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا در کمیته تخصیص بودجه سنا با بیان اینکه جنگ علیه ایران تاکنون ۳۷.۵ میلیارد دلار هزینه داشته، گفت که ایران هنوز هم بدون شک تواناییهایی دارد. اظهارات وزیر جنگ آمریکا به خوبی نشان میدهد که در داخل آمریکا انتقادها در مورد جنگ علیه ایران و هزینههای آن در حال افزایش است.
تلاش برای مهار بحران؟
کشورهای منطقه هم در حال تحرکات دیپلماتیک هستند تا بتوانند بحران را مدیریت کنند. فیصل بن فرحان، وزیر خارجه عربستان اعلام کرد که ثبات پایدار از طریق قدرت نظامی قابل دستیابی نیست. ثبات از طریق راهحلهای دیپلماتیکی که به ریشههای بحرانها میپردازد، حاصل میشود. او تأکید کرد که بهجای تن دادن به تنشزدایی موقت، باید راهحلهای سیاسی دائمی یافت شود. شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان هم در دیدار با اسکندر مومنی، وزیر کشور ایران اعلام کرد که اسلامآباد به ایفای نقش خود به عنوان یک میانجی و تسهیلگر صادق و صمیمی ادامه خواهد داد. حال باید دید که مثلث ترامپ، روبیو و هگست تا کجا توان پیشبرد راهبرد «نعل و میخ» و بندبازی سیاسی در قبال ایران را دارند.