بستن
کد خبر: ۱۵۱۵۱۹۵
«آرمان ملی» تاثیر حملات به راه‌های مواصلاتی را بررسی می‌کند

ناکامی آمریکا در قطع شریان‌های جنوب

ناکامی آمریکا در قطع شریان‌های جنوب
آرمان ملی- صدیقه بهزادپور: در حالی که حملات آمریکا به مسیر‌های مواصلاتی ایران، به‌ویژه در استان‌های بوشهر و هرمزگان، طی روز‌های اخیر ابعاد تازه‌ای به خود گرفته است، گمانه‌زنی‌های متعددی درباره اهداف این حملات مطرح می‌شود.

بسیاری از کارشناسان معتقدند تمرکز بر پل‌ها و محور‌های ارتباطی می‌تواند بخشی از راهبردی باشد که با هدف کاهش توان لجستیکی اقتصادی، ایجاد اختلال در جابه‌جایی اقلام اساسی، کالا و تجهیزات و حتی قطع ارتباط مناطق ساحلی جنوب کشور با سرزمین اصلی دنبال می‌شود. این تحلیل‌ها در شرایطی مطرح است که هم‌زمان، فشار‌های ناشی از بازگشت محاصره دریایی نیز بار دیگر مورد توجه قرار گرفته و برخی ناظران معتقدند این اقدامات می‌تواند با هدف محدود کردن دسترسی ایران به مسیر‌های تأمین کالا‌های اساسی و نیاز‌های کشور در شرایط جنگی صورت گیرد. با این حال، آنچه در میدان عمل رخ داده، نشان می‌دهد شبکه حمل‌ونقل کشور از انعطاف‌پذیری قابل توجهی برخوردار است، به‌گونه‌ای که پس از حملات به برخی پل‌ها، در کمتر از دوازده ساعت مسیر‌های جایگزین، از جمله راه‌های موازی و حتی مسیر‌های موقت، برای تردد فعال شده و ارتباط مناطق مختلف قطع نشده است و به این ترتیب پروژه بایکوت مناطق جنوبی با شکست روبه‌رو شده است. 

پایداری راه‌های مواصلاتی

به گزارش «آرمان ملی»، محمد اتحادی کارشناس راه و حمل ونقل دراین باره به «آرمان ملی»، گفت: راه‌های مواصلاتی، به‌ویژه در شرایط جنگی، فقط مسیر عبور خودرو و کالا نیستند، بلکه بخشی از شریان حیاتی کشور به شمار می‌روند، شریان‌هایی که پایداری آنها به معنای تداوم زندگی روزمره، گردش کالا، حفظ ارتباط مناطق مختلف و جلوگیری از شکل‌گیری بحران‌های ثانویه است. از همین رو، هدف قرار دادن این مسیر‌ها طبیعتا با هدف ایجاد بی‌ثباتی روانی، فشار اقتصادی و اخلال در روند عادی کشور انجام می‌شود. با این وجود، آنچه تعیین‌کننده است نه فقط شدت حمله، بلکه توان واکنش سریع در برابر آن است که در مجموعه وزارت راه، سازمان راهداری و نیرو‌های عملیاتی مرتبط وجود دارد و بار‌ها خود را نشان داده است. 

واکنش سریع راهداری

او افزود: هرچند حمله به جاده‌ها ممکن است در مقاطعی موجب انسداد موقت برخی مسیر‌ها شود، اما چنین انسدادی در اغلب موارد پایدار نیست و در صورت آسیب دیدن یک محور، نیرو‌های راهداری و تیم‌های پشتیبانی در زمان کوتاهی وارد عمل می‌شوند و با استفاده از تجهیزات موجود، عملیات بازگشایی را آغاز می‌کنند. از این رو، ممکن است یک مسیر برای چند ساعت از دسترس خارج شود، اما همین که شبکه راهداری بتواند در سریع‌ترین زمان وارد میدان شود، مانع از آن خواهد شد که این اختلال به یک بحران ممتد تبدیل شود. اتحادی بر این باور است که تجربه‌های قبلی نیز نشان داده در بسیاری از موارد، حتی زمانی که بخش‌هایی از راه‌ها هدف قرار گرفته‌اند، ارتباط به‌طور کامل قطع نشده و امکان تردد، ولو با دشواری و از مسیر‌های موقت، حفظ شده است. اتحادی در باره حملات پیاپی آمریکا به پل‌های ارتباطی در شهر‌های جنوبی گفت: اگر هدف حملات صرفا سطح جاده یا بخشی از مسیر‌های زمینی باشد، بازسازی و بازگشایی معمولا با سرعت بیشتری انجام می‌گیرد، اما در مورد پل‌ها و تونل‌ها موضوع متفاوت است. چون این بخش‌ها به دلیل ماهیت سازه‌ای و حساسیت عملکردی، نقاط مهم‌تری در شبکه حمل‌ونقل به شمار می‌روند و در صورت آسیب دیدن، عملیات ترمیم آنها پیچیده‌تر و زمان‌برتر خواهد بود. با این حال، حتی در چنین شرایطی نیز سناریوی توقف کامل و بلندمدت چندان واقع‌بینانه نیست، چرا که در کنار عملیات بازسازی، همواره امکان تعریف و اجرای مسیر‌های جایگزین، عبور‌های موقت یا راه‌های موازی وجود دارد؛ راه‌حل‌هایی که هرچند ممکن است از نظر کیفیت و استاندارد در سطح مسیر اصلی نباشند، اما کارکرد اساسی آنها یعنی حفظ جریان ارتباط را تأمین می‌کنند. 

جایگزینی سریع 

این کارشناس در ادامه با تاکید به اهمیت بنادر و راه‌های منتهی به آنها اضافه کرد: هرگونه تحلیل از حملات اخیر بدون توجه به نقش بنادر جنوبی ناقص خواهد بود. بنادری مانند بندرعباس، بندر امام، بوشهر و دیگر گره‌های بندری کشور، فقط نقاط تخلیه و بارگیری نیستند، بلکه به شبکه توزیع داخلی متصل هستند و هرگونه اختلال در راه‌های دسترسی به آنها می‌تواند به‌صورت مستقیم بر جریان حمل‌ونقل کشور اثر بگذارد. به اعتقاد او، اگر هدف حملات این باشد که از طریق فشار بر راه‌های منتهی به بنادر، روند جابه‌جایی کالا را مختل کند، طبیعتا انتخاب پل‌ها، گردنه‌ها و محور‌های حساس منطقی به نظر می‌رسد. اما مسئله اینجاست که کشور در برابر چنین سناریویی نیز کاملا بی‌دفاع نیست و تجربه راهداری در مواجهه با بحران‌های مشابه نشان داده که امکان بازگرداندن مسیر‌ها به مدار بهره‌برداری، حتی به‌صورت موقت، وجود دارد. 

تلاش برای فشار روانی

او توضیح داد: آنچه که در تحلیل این حملات باید مورد توجه قرار گیرد، تفاوت میان اثر تبلیغاتی حمله و اثر واقعی آن در میدان است. حمله به یک پل یا یک محور ارتباطی، در ظاهر می‌تواند تصویری از اختلال گسترده و فلج شدن شبکه ارتباطی ارائه دهد، اما در عمل وقتی همان مسیر در مدتی کوتاه با راهکار‌های جایگزین احیا می‌شود، فاصله میان تبلیغات و واقعیت آشکار خواهد شد. او معتقداست: آمریکا گمان می‌کند با هدف قرار دادن زیرساخت‌ها می‌تواند فشار موثری بر ایران وارد کند، در حالی که این تصور لزوما با واقعیت‌های اجرایی و جغرافیایی ایران انطباق ندارد، چراکه کشوری با این وسعت، با این تنوع مسیر‌های ارتباطی و با این تجربه در مدیریت بحران، به‌سادگی با حمله به چند گره مواصلاتی از حرکت بازنمی‌ایستد. این کارشناس درباره حملات آمریکا به راه‌های ریلی گفت: در حوزه ریلی نیز باید میان آسیب‌های سطحی و آسیب‌های سازه‌ای تفاوت گذاشت. اگر هدف حمله بخش‌هایی از مسیر ریلی در سطح زمین باشد، امکان ترمیم و بازگرداندن خط به مدار بهره‌برداری در زمانی نسبتا کوتاه وجود دارد، اما اگر پل راه‌آهن هدف قرار گیرد، عملیات بازسازی پیچیده‌تر خواهد شد و زمان بیشتری می‌طلبد. با این همه، حتی در این بخش نیز او بر این نکته تأکید می‌کند که کشور از ظرفیت فنی برای ورود فوری به عملیات تعمیر، بازسازی یا تعریف مسیر‌های جایگزین برخوردار است و همین مسئله مانع از آن می‌شود که هر آسیب ریلی به معنای توقف بلندمدت شبکه تلقی شود. 

دور زدن محاصره دریایی 

او درباره بازگشت محاصره دریایی و همزمان تخریب راه‌های مواصلاتی و چالش‌های احتمالی در تامین کالا‌های اساسی و مورد نیاز کشور در شراط جنگی گفت: در شرایطی که برخی معتقدند تشدید فشار‌های آمریکا در دریا، اگر با حملات بیشتر به راه‌های مواصلاتی جنوب همراه شود، می‌تواند ایران را در تأمین مواد غذایی و کالا‌های ضروری با دشواری روبه‌رو کند، منطقی و درست نیست، چون ایران فقط به مسیر‌های دریایی جنوب وابسته نیست و از ظرفیت‌های زمینی و منطقه‌ای متعددی برای تأمین نیاز‌های خود برخوردار است. به گفته او، راه‌های ارتباطی با کشور‌های همسایه در شرق و شمال‌شرق، از جمله افغانستان، پاکستان و کشور‌های آسیای میانه، می‌تواند در شرایط فشار نقش مؤثری در حفظ جریان تأمین ایفا کند. افزون بر این، ظرفیت‌های دریای خزر نیز به‌عنوان یک مسیر مکمل و مهم قابل چشم‌پوشی نیست و می‌تواند بخشی از نیاز‌های تجاری و کالایی کشور را پوشش دهد. اتحادی با تکیه بر همین تنوع جغرافیایی اضافه کرد: تلاش برای محاصره کامل ایران، حداقل از نظر حمل‌ونقل و دسترسی‌های منطقه‌ای، تحلیلی اغراق‌آمیز است. او معتقد است کشوری که از چند جهت به همسایگان متصل است و علاوه بر مسیر‌های جنوبی، به راه‌های زمینی و پهنه‌های آبی دیگر نیز دسترسی دارد، به‌راحتی در وضعیت انسداد کامل قرار نمی‌گیرد. به همین دلیل، حتی اگر فشار بر مسیر‌های دریایی جنوبی افزایش یابد و حتی اگر همزمان برخی راه‌های مواصلاتی هدف قرار بگیرند، باز هم امکان تداوم جریان تأمین از مسیر‌های دیگر وجود دارد. از نگاه او، همین تنوع در مبادی و مسیر‌های دسترسی یکی از مهم‌ترین امتیاز‌های ژئوپلیتیکی ایران است؛ امتیازی که می‌تواند در شرایط بحرانی، اثرگذاری فشار‌های خارجی را تا حد زیادی کاهش دهد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار