بستن
کد خبر: ۱۵۱۴۹۷۹
«آرمان ملی» دوگانه مذاکره و عدم مذاکره را برررسی می‌کند

اولویت؛ بهبود شرایط اقتصادی

اولویت؛ بهبود شرایط اقتصادی
آرمان ملی- حمید شجاعی: «مذاکره یا عدم مذاکره» این دوگانه‌ای است که مدت‌ها است در کشور مطرح است و هنوز هم پاسخ متقنی برای آن پیدا نشده است که مذاکره خوب است یا بد؟ یا اینکه به جای مذاکره باید چه کنیم و پلن جایگزین چیست؟ واقعیت این است که طی سال‌ها بلکه دهه‌های اخیر شرایط بین‌المللی برای کشورمان به نحوی بوده که ایران را بر سر این دوراهی قرار می‌داده است که اگر مذاکره کنیم چه می‌شود و اگر مذاکره نکنیم چه می‌شود؟ فشار‌های بین‌المللی از جمله آمریکایی‌ها، اروپایی‌ها و کشور‌هایی که همواره بر پیشانی آنها نقش میانجی حک شده نیز در این میان تلاش داشته‌اند و ایران و غرب را به یکدیگر نزدیک کنند تا شرایط مذاکره، تفاهم یا توافق فراهم شوند.

 کشور‌هایی از قبیل عمان، قطر، پاکستان، عراق و بعضا ژاپن از جمله این کشور‌ها بوده و هستند، اما نکته اینجا است که اساسا برای چه مذاکره می‌کنیم و قرار است با مذاکره به چیزی دست پیدا کنیم؟ آنچه مسلم است مذاکره برای گفت‌و‌گو در جهت مساله‌ای مشخص با طرف مقابل در راستای حل اختلافات میان طرفین و رسیدن به اشتراک نظر و تلاش برای کسب منافع ملی است که اگر موافقیت‌آمیز باشد می‌تواند نهایتا به یک تفاهم یا توافق بینجامد و اگر هم نباشد مشخصا به شکست انجامیده و به بن‌بست می‌رسد؛ لذا باید اذعان داشت نفس مذاکره امر نکوهیده و بدی نیست و اتفاقا در سخت‌ترین شرایط نیز باید پنجره دیپلماسی باز باشد تا بتوان در مواقع لزوم از برگ مذاکره و دیپلماسی نیز به فراخور و مقتضیات زمان استفاده کرد. البته لازم به‌ذکر است که در مذاکره باید سازماندهی شده و هدفمند پیش رفت و به عبارتی مذاکره برای مذاکره نباشد؛ بلکه مذاکره باید برای رسیدن به هدف معین و نتیجه روشن باشد. مهم این است که در چه شرایطی قرار داریم وآن شرایط مطلوب مذاکره است یانه؟ به عبارت دیگر مذاکره باید از سر اقتدار و دست بالا در راستای تامین منافع ملی صورت گیرد. عدم مذاکره که همیشه هست باید شرایط را به نحوی پیش برد که طرف مقابل محبور به مذاکره شود. آن هم مذاکره‌ای که ایران در آن دست برتر را داشته باشد. 

*تفاهمی که ناقص ماند

پایان جنگ ۴۰ روزه؛ اعلام آتش‌بس و زمان ۱۵ روزه برای رسیدن ایران و آمریکا به یک تفاهم اتفاقاتی بوده که طی چند ماه اخیر صورت گرفت و پس از مذاکرات فشرده در اسلام‌آباد و مکاتبات غیر حضوری و اظهارنظر‌های مختلف طرفین، بالاخره ایران و آمریکا به یادداشت تفاهمی ۱۴ بندی رسیدند که بر پایه آن تعهداتی را متقبل شدند. تفاهمی که بسیاری معتقدند بیشتر به نفع ایران بود و اگر مفاد آن رعایت می‌شد می‌توانست منافع ملی ایران را تامین کند. حتی تا چند روز نیز مفادی از این یادداشت تفاهم مثل برداشت شدن محاصره دریایی یا بازگشایی تنگه هرمز و وضع معافیت برای فروش نفت ایران نیز انجام شد. قرار بود اقدامات دیگری هم صورت گیرد؛ اما همانطور که انتظار می‌رفت آمریکایی‌ها باز هم مثل دوران برجام زیر میز زدند و از اساس تفاهم را کنار گذاشتند و مجددا جنگ علیه ایران را آغاز کردند، محاصره دریایی را برقرار و تحریم‌های جدیدی علیه ایران وضع کردند. جالب اینکه ترامپ در اظهاراتی عجیب گفته است که «تفاهم به پایان رسید و این تفاهم آزمونی برای سنجش ایران بود». اما به واقع نشان داد که اساسا با شخصیت متلونی مثل ترامپ که ثبات شخصیتی و رفتاری ندارد نباید وارد تعامل شد و خود آمریکایی‌ها نیز او را به جهت مواضعش مورد سرزنش قرار می‌دهند که اعتبار دیپلماسی آمریکا را پایین آورده است. در این میان عده‌ای معتقدند با وجود اینکه ترامپ چنین سخنانی بر زبان رانده، اما تفاهم همچنان پا برجا است و فرصت مذاکره از دست نرفته و باید به مذاکره با طرف آمریکایی امیدوار بود. چنانکه ابوالقاسم دلفی سفیر پیشین ایران در فرانسه با تأکید بر اینکه تفاهم اخیر تهران و واشنگتن هنوز از بین نرفته، می‌گوید مهم‌ترین وظیفه ایران حفظ جایگاه راهبردی تنگه هرمز است». این در حالی است که پولیتیکو نوشته: «تلاش‌های میانجی‌گران عرب، پاکستانی و دیگر طرف‌ها برای احیای مذاکرات یا بازگرداندن آتش‌بس، هیچ نشانه عمومی‌ای از پیشرفت نداشته است». از طرف دیگر، اما با توجه به این شرایط مخالفین تفاهم می‌کوشند مذاکره و دیپلماسی را پایان یافته قلمداد کنند و دولت و دستگاه دیپلماسی را به سمت و سوی دیگری هدایت کنند. آیت‌ا... اعرافی رئیس حوزه‌های علمیه در این‌باره گفته است: «اکنون که دشمن پایان تفاهمنامه را اعلام کرده و جنگ را آغاز نموده است، وجهی برای پایبندی به تفاهمنامه و ادامه مذاکرات باقی نمی‌ماند. شخص رئیس محترم جمهور که به نمایندگی از اعضای شعام در برابر رهبر معظم انقلاب و مردم غیور و مقاوم ایران متعهد به اجرای بند‌های تفاهمنامه و ایستادگی در برابر زیاده خواهی آمریکا شده‌اند و سایر اعضای شعام و فرماندهان و مسئولین دیپلماسی کشور باید تفاهمنامه را تمام شده تلقی کرده و راه جهاد و استقامت را در پیش بگیرند و با اطاعت تام از رهبر معظم انقلاب به همان مسیری که ایشان تشخیص داده‌اند بازگردند». به نظر می‌رسد این روند نیز صرفا همان نتایجی را خواهد داشت که پیش از آتش‌بس شاهد آن بودیم. احتمالا آغاز دوباره جنگ و مسائل پیرامونی آن؛ اما مساله این است که باید از میان این دوگانه به راه حلی سوم رسید که نه پنجره دیپلماسی بسته شود و نه به هر قیمتی تن به مذاکره و تفاهم بدهیم. 

*راهکاری برای بهبود شرایط 

در میانه مذاکره یا عدم مذاکره نکته مهم اینجا است که منافع ملت در کدام مسیر تامین می‌شود؟ حاجت به گفتن نیست که شرایط اقتصادی جامعه تا چه حد بغرنج است و ناترازی انرژی نیز بر آن افزوده شده تا مردم شرایط نامساعدی را تحمل کنند. در چنین شرایطی جامعه آنچه را می‌پسندند که ضمن حفظ عزت ملی شرایط هم سامان داده شده و بهبود یابد؛ لذا باید به این پرسش‌ها پاسخ گفت که اگر مذاکره نکنیم چه راهکار و راه حل جایگزینی داریم که شریط بهبود یابد. اگر هم مذاکره کنیم چه چشم‌انداز و دور نمایی برای بهبود وضعیت جامعه وجود خواهد داشت؟ قدر مسلم امروز جامعه دنبال حل مشکلات با کمترین هزینه است؛ لذا ایران نیز می‌تواند با کارت‌های طلایی که در اختیار دارد مثل تنگه هرمز با هوشمندی و هنرمندی شرایط را به نحوی تغییر دهد تا طرف مقابل راهی جز آمدن سر میز مذاکره و قبول شرایط ایران نداشته باشد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار