در عین حال با اینکه ترامپ در شرایط خاصی گفته که تفاهمنامه را پایان یافته تلقی میکند، اما پایان آن رسما اعلام نشده است. اگر مجموعه اتفاقات یک سال گذشته را مرور کنیم، نکتههای جالبی برجسته میشود. ایران در موضوع پرونده هستهای توانست با ایجاد توازن بین عملکرد و پاسخگویی به آژانس بخصوص بعد از برجام از شکلگیری اجماع علیه پرونده هستهای جلوگیری کند. در عین حال توانست حاکمیت خود را بر موضوع به آژانس نشان دهد. به این معنا که حاضر به پذیرش زیادهخواهی آژانس نشد و گام عملی را در مقابل گام عملی تعریف کرد. رژیم صهیونیستی بعد از بازگشت ترامپ به قدرت، از فرصت استفاده کرد تا ترامپ را وادار به پذیرش ایدههایش کند. ترامپ هم که در ماجرای اپستین گرفتار شده بود و در سوی دیگر نتوانسته بود مطابق ادعاهای دوران تبلیغات ریاست جمهوری، جنگ اوکراین را به پایان برساند، نیاز روشنی به سیل خبری داشت. حمله به ایران توسط رژیم صهیونیستی در جنگ ۱۲ روزه تا حدی انتظارات ترامپ را برآورده کرد، اما داستان با اسنپبک رنگ و جلای تازه به خود گرفت و در نهایت جنگ ۴۰ روزه آغاز شد. در تمام این مراحل ایران توانست انسجام خود را حفظ کند و بعد از رسیدن به نقطه آتشبس، ترامپ در بوق دمید که به اهداف خود رسیده است. زمانی که ترامپ در مقابل دوربینها مدعی میشد به اهداف خود رسیده، اسراییل در سکوت فرورفته بود. ظاهرا فقط اسراییل در سمت آمریکا میدانست حرف ترامپ به هیچ وجه با واقعیت مطابقت ندارد.
واقعیت پیچیده
از زمانی که آتشبس اعلام شده تاکنون، شاهد چند دور افزایش تنش بودهایم. رژیم صهیونیستی که از مفاد تفاهمنامه ایران و آمریکا ناراضی بود، حملات خود را به بیروت بیشتر کرد و موجب افزایش تنش شد. ایران اعلام کرد در صورت ادامه حملات حاضر به ادامه آتشبس نیست. اسرائیل با فشار ترامپ از دامنه حملات خود به لبنان کاست. در حالی که به نظر میرسید مقارن مراسم تشییع پیکر رهبر شهید، زمینه برای گامهای بعدی کاهش تنش فراهم میشود، ناگهان تنش در تنگه هرمز اوج گرفت. اکنون افزایش تنش بین ایران و آمریکا را از چه زاویهای باید تحلیل کرد؟ آیا افزایش تنش به تمامی موجب از دست رفتن دستاوردهای ما در مقاومت ارزشمند ۴۰ روزه خواهد بود؟ ظاهرا داستان پیچیدهتر از اینهاست. ایران نشان داده به هیچ وجه مرعوب آمریکا در موضوع تنگه هرمز نخواهد شد و هر حمله آمریکاییها را پاسخ سریع و درخور خواهد داد. نکته جالب در این بین، موضعگیری رژیم صهیونیستی در مقابل افزایش تنش در تنگه هرمز است. اسرائیل این احتمال را در نظر گرفته که افزایش تنش در تنگه هرمز ممکن است تاکتیک ایران برای تمرکز آمریکاییها بر تنگه هرمز باشد. تمرکز آمریکاییها بر باز ماندن مسیر حرکت کشتیها به معنای پدید آمدن فرصت برای پرداختن به جنبههای دیگری است که از زیر نگاه آمریکا خارج شده است. همزمان با تداوم تنشهای منطقهای و افزایش نگرانی تلآویو از تغییر اولویتهای راهبردی واشنگتن، محافل امنیتی رژیم صهیونیستی تلاش میکنند با برجستهکردن بازسازی تأسیسات هستهای ایران، آمریکا را برای تشدید فشارهای نظامی و هدف قرار دادن زیرساختهای هستهای ایران ترغیب کنند. روزنامه هاآرتص در گزارشی نوشت که ارزیابی غالب در ارتش و نهادهای امنیتی رژیم صهیونیستی این است که دور جدید تنشها میان تهران و واشنگتن بیش از آنکه بر برنامه هستهای ایران متمرکز باشد، بر موضوع باز نگه داشتن تنگه هرمز متمرکز شده است؛ در حالی که از نگاه تلآویو، این موضوع با اولویتهای امنیتی اسرائیل همخوانی ندارد.
تغییر اولویتها
اگر ادعای این روزنامه درست باشد که بر اساس گفته محافل نظامی رژیم صهیونیستی، ایران وارد بازسازی بخشی از تاسیسات آسیبدیده شده، میتوان به این نتیجه رسید که آمریکاییها فعلا نسبت به چنین امری بیتوجه هستند و تمایلی برای ورود به موضوع از خود نشان نمیدهند و این بیتفاوتی باعث افزایش نگرانی در بین فرماندهان نظامی و امنیتی رژیم صهیونیستی شده است. یکی از دلایل این نگرانی میتواند به این ربط داشته باشد که ترامپ نشان داده که تا چه حد نسبت به افزایش قیمت انرژی در آمریکا حساس است و ایران بهخوبی با درک این موقعیت، بازی چندگانهای را پیش میبرد. ترامپ که با دستان خود موجب انسداد تنگه هرمز شده، حالا با بازگشت نسبی آرامش و تعادل در قیمت انرژی، حاضر نیست دوباره وارد چرخه افزایش بهای نفت شود که به تبع آن قیمت فرآوردههای نفتی در آمریکا را تحت تاثیر قرار خواهد داد. هر چه باشد نظرسنجیها در آمریکا از خشم شهروندان این کشور از افزایش قیمت بنزین حکایت دارد و نزدیک شدن به زمان برگزاری انتخابات نیز مزید بر علت شده که نگرانی ترامپ را به اوج برساند. ایران در جنگ ۴۰ روزه نشان داد که تا چه اندازه از ثبات برخوردار است و این دقیقا برخلاف پیشبینی محافل صهیونیستی بود که گزارشهای خود را به ترامپ رسانده بودند که شاهد ریزش شدید اقتصادی در ایران خواهیم بود. ترامپ دستور حمله به ایران را صادر کرد، اما خیلی زود متوجه شد که آن پیشبینیها درست نبوده و به بیان دیگر او را بازیچه قرار داده بودهاند. گفته میشود که یکی از دلایل دور شدن ترامپ از نتانیاهو همین گزارشهای نادرست بوده است. حالا برآوردها نشان میدهد که دو طرف ماجرا علاقهای به شعلهور کردن دوباره جنگ و درگیری ندارند. به عبارت دیگر نه تهران و نه واشینگتن علاقهای به ورود به جنگ فراگیر و گسترده مانند آنچه که در جنگ ۴۰ روزه دیدیم ندارند. حالا تمام سعی آمریکا بر این قرار گرفته که مسیر مختل شده در تنگه هرمز را به حالت قبل برگرداند. بازگشت به شرایط قبل از جنگ برای ترامپ آنقدر اهمیت دارد که به ایران دست بالا را داده است. تمرکز آمریکا بر باز شدن تنگه هرمز نشان میدهد که ترامپ بین پرونده هستهای و پرونده تنگه هرمز، رسیدگی به پرونده دوم را در اولویت قرار داده است. نگرانی برای ترامپ بعد از آن شدت گرفت که به شکل تلویحی ایران اعلام کرد که میتواند جریان عبور و مرور در تنگه بابالمندب را هم با چالش مواجه کند؛ در حالی که تلآویو خواهان آن است که برنامه هستهای و زیرساختهای حیاتی ایران همچنان در صدر دستور کار آمریکا باقی بماند.
نگرانی از توافق!
رئیس پیشین میز ایران در اداره اطلاعات نظامی ارتش رژیم صهیونیستی معتقد است که تهران و واشنگتن در شرایط کنونی تمایلی به خارج شدن تنشها از کنترل ندارند، زیرا ورود مستقیم اسرائیل میتواند درگیری را به یک بحران فراگیر منطقهای تبدیل کرده و تلاشهای میانجیگران، بهویژه قطر و عمان، برای احیای مسیر دیپلماتیک را با مانع مواجه کند. وی در عین حال تاکید کرد که آنچه بیش از همه باید مورد توجه اسرائیل قرار گیرد، روند بازسازی برنامه هستهای ایران است که به اعتقاد او در سایه تمرکز آمریکا بر تنگه هرمز به حاشیه رانده شده است. سیترونوویچ در پایان نوشت، نشانهای از تمایل بنیامین نتانیاهو و کابینه وی برای حمایت از دستیابی تهران و واشنگتن به توافق دیده نمیشود و میتوان این گونه ارزیابی کرد که تلآویو از افزایش سطح تنش میان دو طرف استقبال میکند؛ حتی اگر خطر گسترش بحران و بیثباتی بیشتر در منطقه را نیز به همراه داشته باشد.