شناسایی کانونهای ریزگرد در تهران از اوایل دهه هشتاد، شکلی جدی به خود گرفت. نخستین کانونهای ریزگرد در تهران، نجمآباد ساوجبلاغ، ابردژ ورامین و ماهدشت کرج که در آن زمان جزئی از استان تهران بودهاند معرفی شدند. در ادامه و با گسترش فعالیت معادن شن و ماسه، معدن شهریار، تالابهای قنبرآباد و بندعلیخان، پلایای حوض سلطان و میقان و بخشهایی از دشت قزوین نیز به کانونهای تولید ریزگرد در تهران اضافه شدند. پس از تشدید خشکسالی در تهران و نرسیدن حقآبه تالاب صالحیه، در سالهای اخیر این تالاب نیز به یکی از کانونهای ریزگرد استان تهران تبدیل شده است.
گرد و غبار در تهران
بهزاد رایگانی، دبیر ستاد ملی سیاستگذاری و هماهنگی مدیریت پدیده گرد و غبار سازمان حفاظت محیط زیست در گفتوگو با «آرمان ملی» با اشاره به کانونهای وقوع گرد و غبار در تهران میگوید کانون گرد و غبار در تهران گسترش پیدا نکرده، اما متاثر از دیگر کانونها است: «منابع گردوغبار در تهران چند گروه هستند. در شهر تهران سه جریان اصلی هوا به ویژه در مواقعی که گردوغبار شکل میگیرد وجود دارد. یکی از جریانها از ناحیه شرق است که از کانونهای گرد وغبار استان سمنان به تهران میآیند. یک گروه جریانهای جنوبی هستند که از کانونهای جنوب استان تهران و شمال استان قم وارد میشوند و یک جریان شرقی از استان البرز و قزوین و کانوهای صالحیه و ا... آباد وارد میشوند.» به گفته وی اگر وضعیت در تهران در دورههایی بدتر میشود به این دلیل است که کانونهای گرد و غبار در استانهای دیگر فعالتر هستند: «در درون تهران عرصههای جنوب و معاون شن و ماسه و به ویژه جادههایی که تردد به این معادن دارند گرد وغبار را پخش کنند.» رایگانی میگوید قسمت زیادی از زمینهای کشاورزی تهران نیز به دلیل خشکسالی سالهای گذشته زیر کشت نرفتند و با شخم زمین خاک مستعد ایجاد کانون گرد وغبار شد و امسال که اوضاع کمی بهتر بوده این زمینها زیر آب رفتند. در راستای مدیریت کانونهای ریزگرد، سال گذشته برنامه جامع مقابله با گردوغبار به عنوان سند مرجع ملی در حوزه مدیریت این پدیده، با مشارکت ۱۵ دستگاه اجرایی و پس از ماهها کار کارشناسی به تصویب نهایی رسید. برنامهای منطبق با بند «ج» ماده ۲۲ برنامه هفتم پیشرفت که در ۱۵۰ صفحه با ۱۰ راهبرد کلان، صدها اقدام مشخص، زمانبندی اجرایی، شاخصهای عملکردی و تقسیم کار نهادی میان دستگاههای متولی و همکار تدوین شد. این نخستین بار نیست که برنامهای جامع برای مقابله با گرد وغبار تدوین و ابلاغ میشود، اولین بار در سال ۱۳۹۴ بود که برنامه جامع مقابله با پدیده گرد و غبار توسط سازمان حفاظت محیط زیست تدوین شد. هدف اصلی این طرح هماهنگی بیندستگاهی و تعیین راهکارهایی برای کاهش منابع تولید گرد و غبار، بهویژه منابع داخلی بود. این نخستین سند ملی فراگیر در زمینه مقابله با پدیدهای بود که در سالهای ابتدایی دهه ۹۰ به یک بحران در استانهای مختلف کشور تبدیل شده بود. به دنبال شکست برنامههای جامع ۱۳۹۴ در سال ۱۴۰۰ یک برنامه ده ساله برای مقابله با گرد و غبار در کشور تدوین و آغاز شد. در این آیین نامه که به تصویب هیات وزیران رسید، همکاری هفت دستگاه در برنامه قبلی به ۱۵ دستگاه ارتقا یافت و از وزارت امور خارجه گرفته تا سازمان انرژی اتمی و وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح در آن حضور داشتند.
*اعتبارات ستاد ملی
بنابر اظهارات دبیر ستاد ملی سیاستگذاری و هماهنگی مدیریت پدیده گرد و غبار سازمان حفاظت محیط زیست، این برنامه جامع باید توسط دستگاهها به اقدام عملیاتی برسد تا اثرگذاری برسد. او با تاکید بر اینکه گردوغبار نه یک روزه به وجود میآید و نه یک روزه از بین میرود اشاره میکند که با یک تصمیم نمیتوان آنها را کاهش داد و این یک فرآیند است. وی با اشاره ۱۰ راهبردی که در برنامه جامع در نظر گرفته شده است تاکید کرد که مدیریت پدیده گرد و غبار باید محور کار باشد: «نمیتوان پدیده گردوغبار را در همه جا کنترل کرد، برای نمونه اقدامات فرامرزی؛ بنابراین قسمتی از راهبردها به برنامههای کنترل میپردازد. مساله پیشگیری موضوع بسیار مهم دیگر است تا کانون جدید دیگری ایجاد نشود و مدیریت چرای دام و حفظ و نگهداری پوشش گیاهی و کشاورزی حفاظتی را شامل میشود.» سیستم مقابله با طوفانهای گرد و غبار موضوع دیگری است که وی به آن اشاره دارد و میگوید بر توسعه سامانههای هشداردهی متمرکز است که بتوانند طوفانها را رصد کنند. به گفته رایگانی از سال گذشته تاکنون سیستم پشتیبان تصمیمگیری در خوزستان در دستور کار قرار گرفته است که هشداردهی برای ذی نفعان را انجام دهد. کاهش آسیبهای ناشی از گرد و غبار که با ارتقای تابآوری و موارد بهداشت و درمان دنبال میشود بخش دیگری از راهبردهای کلان برنامه جامع است که رایگانی به آن اشاره دارد. دبیر ستاد ملی سیاستگذاری و هماهنگی مدیریت پدیده گرد و غبار سازمان حفاظت محیط زیست درتوضیح این نکته که کدام راهبردها موفقتر بوده و در کدام بخشها ضعیفتر عمل شده است به مساله مالی اشاره کرده و میگوید: «اکنون مهمترین مساله هزینه کنترل و پیشگیری است. موفقیت در این زمینه نیازمند اعتبارات بزرگی است و اکنون اعتبارات ستاد ملی پاسخگوی وسعت مساله ریزگردها نیست. برای مثال اگر فرضا تصمیم بگیریم که کنترل گرد و غبار را به کاشت نهال اختصاص دهیم، کل اعتبار ستاد ملی جوابگوی وسعتی معادل ۱۰ تا ۱۲ هزار هکتار است حال آنکه وسعت کانونهای بحرانی گردو غبار ایران بیش از ۱۰ میلیون هکتار است». او تاکید دارد که در زمینه کنترل و پیشگیری اعتبارات اجازه نمیدهد که کارهای بزرگ و اثربخش انجام داد و با این اعتبارات پایین میتوان بر روی کاهش آسیبها متمرکز شد.