خروج آمریکا از برجام موجب تنگ شدن فضایی شد که با برجام برای اقتصاد کشور ایجاد شده بود. ترامپ نهایت سعی خود را به کار برد تا فشار را بر اقتصاد کشور به نهایت برساند و عنوان این سیاست را فشار حداکثری گذاشت. زمانی که این تصمیم عملی میشد، جامعه از التهاب دیماه ۹۶ گذشته بود و درگیر سختیهای اقتصادی میشد. دولت روحانی که توانسته بود تورم را در حد ۱۰ درصد تثبیت کند، مهار آن را از دست داد و با افزایش شدید قیمت ارز و طلا، عموم مردم زیر فشار تورم افزاینده قرار گرفتند. فشار اقتصادی تا انتهای دولت روحانی برقرار بود و با این حال جامعه از یک اوج دیگر هم گذشته و به کرونا رسیده بود. اوجی که در سال ۹۸ و با تغییر در قیمت بنزین ایجاد شد. در ماجرای کرونا البته دولت وقت توانست با مدیریت مشکل، وضعیت را کنترل کند به گونهای که در اواخر سال ۱۴۰۰ دیگر کشور از موج کرونا عبور کرده بود. اینها همه خود را در انتخابات ۱۴۰۰ نشان داد. البته سال ۹۸ و در انتخابات مجلس، تعداد رایدهندگان پایینتر از انتظار بود که تصور میرفت در انتخابات ریاست جمهوری شاهد بازگشت رایدهندگان باشیم. این اتفاق رخ نداد و در سال ۱۴۰۲ در انتخابات مجلس، تعداد رایدهندگان به شکل معناداری پایین آمد. پس از آن بود که مسئولان به فکر احیای سرمایه اجتماعی شدند و تلاش کردند موجب آشتی مردم با صندوق رای شوند. در انتخابات ۱۴۰۳ که به شکل زودهنگام برگزار میشد، تکان مختصری به صندوق رای وارد آمد، اما هنوز تا روزهای اوج فاصله وجود داشت. اینها همه نشان دهنده افت سرمایه اجتماعی است؛ موضوعی که توسط یک جامعهشناس شناخته شده مطرح شده است. مقصود فراستخواه با انتقاد از وضعیت نهادهای پژوهشی و روند کاهش سرمایه اجتماعی در ایران، گفته است: بخش عمده مراکز پژوهشی کشور در درون دولت مستقر هستند و در مقابل، مراکز پژوهشی مستقل، نهادهای مدنی و تشکلهای محلی امکان فعالیت آزادانه و مؤثر نداشتهاند. وی افزوده است: منابع مالی قابل توجه و رانتهای گستردهای به مراکز پژوهشی دولتی اختصاص یافته، اما این مراکز از کیفیت و کارآمدی پژوهشی متناسب برخوردار نبودهاند. فراستخواه ادامه داد: با وجود همه این محدودیتها، نتایج پیمایشهای انجامشده در چند دهه گذشته نشان میدهد که سرمایه اجتماعی سال بهسال و دوره بهدوره کاهش یافته است.
تعامل کنشهای جمعی
از دهه ۱۹۷۰ به بعد، سرمایه اجتماعی به تدریج وارد مباحث نظری جامعهشناسی شد. پیر بوردیو، جامعهشناس فرانسوی، سرمایه اجتماعی را در کنار سرمایه اقتصادی و سرمایه فرهنگی به عنوان یکی از منابع قدرت و نابرابری اجتماعی معرفی کرد. به اعتقاد او، شبکههای ارتباطی افراد میتوانند دسترسی آنان را به منابع، فرصتها و موقعیتهای اجتماعی تسهیل کنند. بعد از او جیمز کلمن با رویکردی متفاوت، سرمایه اجتماعی را عاملی برای تسهیل همکاری، کاهش هزینههای تعامل و افزایش کارآمدی کنشهای جمعی دانست. آثار این دو اندیشمند موجب شد سرمایه اجتماعی از یک مفهوم توصیفی به چارچوبی نظری برای تحلیل روابط اجتماعی و عملکرد نهادها تبدیل شود. از اواخر قرن بیستم تاکنون، حفظ و تقویت سرمایه اجتماعی به یکی از اولویتهای سیاستگذاری عمومی در بسیاری از کشورها تبدیل شده است. دولتها، سازمانهای بینالمللی و پژوهشگران تلاش میکنند با تقویت اعتماد عمومی، افزایش مشارکت شهروندان، حمایت از نهادهای مدنی و ارتقای شفافیت و پاسخگویی، از فرسایش سرمایه اجتماعی جلوگیری کنند. از این منظر، سرمایه اجتماعی دیگر صرفاً یک مفهوم نظری در جامعهشناسی نیست، بلکه سرمایهای راهبردی برای توسعه، حکمرانی کارآمد و پایداری اجتماعی در جهان معاصر محسوب میشود.
افزایش سرمایه اجتماعی
اکنون سوال این است که با وجود عبور کشور از تنگناهای سخت در حوزههای مختلف سیاسی و اجتماعی، چگونه میتوان سرمایه اجتماعی را تقویت کرد؟ چگونه میتوان از فرصتها برای جلوگیری از کاهش این سرمایه بهره برد؟ در حال حاضر که کشور از یک جنگ سنگین گذشته و توانسته موجودیت خود را حفظ کند، در حالی که همچنان سایه خطر بر سر کشور وجود دارد، چه کاری میتوان انجام داد که با کمک سرمایه اجتماعی از این شرایط عبور کرد؟ مساله این است که اکنون مردم به دو دسته موافق و مخالف کاهش تنش تقسیم شدهاند. این دو کاملا رودرروی هم ایستادهاند و از این نظر وظیفه مسئولین بسیار سختتر میشود. مسئولان چگونه میتوانند بین این دو گروه نقطه اشتراک پیدا کنند؟ تردید نیست که مسئولان چند کار میتوانند انجام دهند. شفافیت و صداقت در اطلاعرسانی، اجرای عادلانه قانون، مبارزه واقعی با فساد، پاسخگویی مسئولان و مشارکت دادن مردم در تصمیمگیری. اگر فقط بخواهیم به یک اقدام موثر اشاره کنیم، یعنی اگر تنها یک اولویت وجود داشته باشد، چیزی نیست جز بازسازی اعتماد از طریق شفافیت، پاسخگویی و عمل به وعدهها. اعتماد پایه سرمایه اجتماعی است؛ هرچه اعتماد میان مردم و نهادهای عمومی بیشتر باشد، همکاری، مشارکت مدنی و همبستگی اجتماعی نیز افزایش مییابد.