سخن در باب تندروهای جنگ طلب آمریکایی است که در ایجاد بحرانها و جنگ در مناطق مختلف دنیا ید طولایی دارند. جنگ کره در ۱۹۵۰، جنگ ویتنام در ۱۹۷۵، جنگ خلیج فارس در ۱۹۹۵ جنگ علیه تروریسم در افغانستان و عراق در دولت بوش که از سال ۲۰۰۱ آغاز شد و تا سالهای گذشته نیز ادامه داشت. جنگ سوریه، جنگ علیه ونزوئلا و نهایتا جنگ ۴۰ روزه اخیر با ایران نمونهای از منازعاتی است که جنگ طلبان آمریکایی به راه انداختهاند. جالب اینکه همه این جنگها در زمان دولتهای جمهوریخواه در آمریکا رخ داده است و اساسا این جمهوریخواهان بوده و هستند که همواره در آتش جنگ دمیدهاند. گرچه اینها جنگهایی است که خود جنگطلبان آمریکایی به راه انداختهاند و اگر بخواهم به جنگهایی که آمریکاییها در آن مشارکت داشتهاند بپردازیم میتوان به جنگ غزه، لبنان و جنگ اوکراین نیز اشاره کرد. این در حالی است که نگاهی به افکار عمومی در آمریکا و فضای حاکم بر جامعه آمریکایی نشان از این دارد که مردم به طور کلی رویکرد مثبتی با جنگهای خارجی ندارند. جنگهایی که اساسا هیچ آوردهای برای آمریکا نداشته و فقط برای آمریکا هزینه ایجاد کرده است. نگاهی به تجمعات مردمی در شهرهای مختلف آمریکا علیه جنگ مؤید این نکته است که مردم آمریکا بر خلاف دولتهای جمهوریخواه خود تمایلی به جنگ ندارند؛ اما زیادهخواهی سردمداران آمریکا و دخالت در امور داخلی سایر کشورها باعث جنگ افروزی و دخالت در امور کشورها شده است. نگاهی به دخالت نظامی آمریکا در ونزوئلا نشان دهنده همین خوی مداخله جویانه سردمداران آمریکا در ایر کشورها است.
*جمهوریخواه ضد ایرانی
دولتهای مختلفی که در آمریکا روی کار آمدهاند هر کدام به نحوی به مخالفت با ایران و سیاستهایش پرداختهاند و تحریمهای مختلف و فراوانی را در حوزههای مختلف بر کشورمان وضع کردهاند؛ اما با وجود تهدیدات مختلفی از قبیل اینکه همه گزینهها روی میز است؛ اما شاهد حمله نظامی مستقیم و آغاز جنگ با ایران نبودیم. حتی دولت بوش که بسیاری در آن زمان نیز صحبت از حمله نظامی به ایران میکردند از این کار حذر کرد. اما تنها دولتی که بنای حمله مستقیم به ایران را گذاشت دولت ترامپ بود. دولتی که همراستا با تندروهای جنگطلب جمهوریخواه بود. کسانی که با مواضعی کاملا همراه با اسرائیل و لابی صهیونیستی آیپک معتقد به جنگ تمامعیار با ایران و تغییر حکومت ایران هستند. نمونه این افراد را میتوان لیندسی گراهام سناتور جمهوریخواه کارولینای جنوبی دانست که همواره در زمره نفرات نخست آغاز جنگ جدیدی برای ایالات متحده بوده است. در جنگ اخیر محور آمریکایی- صهیونیستی علیه ایران لیندسی گراهام تنها نفری بود که کاملا مصرانه پشت ترامپ در جریان حمله به ایران قرار گرفت و از وی حمایت کرد. تنها کسی که کنگره آمریکا با اپوزیسیون خارج نشین و ضد انقلاب در تعامل بود و از آنها حمایت میکرد. همچنین سناتور گراهام از کسانی بود که همواره از تحریمهای ایالات متحده علیه ایران و افزایش آنها حمایت میکرد. این نماینده تندرو و حامی صهیونیستها درکنگره آمریکا اخیرا از تفنگداران دریایی ایالات متحده خواسته بود تا به جزیره خارک در ایران حمله کنند. وی گفته بود: این چیزی است که من به رئیسجمهور ترامپ میگویم. تمام منابع نفت ایران را تصرف کنید». جنگ طلبی گراهام علیه ایران حتی در میان شخصیتهای مختلف آمریکایی بازتاب منفی داشته است.
*مرگ یک سناتور
صبح روز گذشته بود که خبری داغ فضای مجازی و رسانههای رسمی را پر کرد. خبر این بود که لیندسی گراهام سناتور جمهوریخواه آمریکایی و از حامیان سرسخت سیاستهای ضدروسی واشنگتن، در ۷۱ سالگی درگذشت. دفتر این سناتور آمریکایی اعلام کرد که وی روز شنبه بر اثر بیماری ناگهانی جان خود را از دست داده است. خبری که با واکنشهای متفاوتی روبهرو شد. دفتر سناتور لیندسی گراهام در بیانیهای نوشت: «در شامگاه شنبه، ۱۱ ژوئیه، سناتور آمریکایی لیندسی گراهام بر اثر بیماری کوتاه و ناگهانی درگذشت. خانواده سناتور گراهام در این زمان از دعاهای همگان سپاسگزار است و در این دوره فوقالعاده دشوار، درخواست حفظ حریم خصوصی دارد». این در حالی است که پس از مرگ وی صحبتهای آخرش در مورد تهدیدات یک هفته قبل در فضای مجازی پیچیده که گفته است: «دست کم یک عکس خوب از من استفاده کردند». اما در واکنش به مرگ گراهام ترامپ رئیسجمهور آمریکا نوشت: «سناتور لیندسی گراهام، یکی از بزرگترین افراد و سناتورهایی که در زندگیام میشناختم، فوت کرده است! او همیشه در تلاش بود و یک وطنپرست واقعی آمریکایی بود. لیندسی بسیار مورد احترام بود و فقدان او بسیار احساس خواهد شد! جزئیات و اطلاعات بیشتر متعاقباً اعلام خواهد شد، چه غم بزرگی!» همچنین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی ضمن توصیف او به عنوان دوست عزیز خود، اظهار کرد: «من و همسرم سارا در سوگ از دست دادن دوست عزیزمان با مردم آمریکا سوگواری میکنیم. ما دوستی بهتر از لیندسی نداریم. اسرائیل یکی از بزرگترین دوستانش را از دست داده است». لورا لومر روزنامهنگار و فعال سیاسی آمریکایی؛ اما در اقدامی عجیب ایران و روسیه را به ترور لیندسی گراهام متهم کرد. از طرف دیگر توییتر فارسی به سرعت به دو جبهه کاملاً متضاد تقسیم شد. در یک سو، بخشهایی از بدنه جریان اپوزیسیون و براندازان با بازنشر مواضع پیشین گراهام در حمایت از تغییر رژیم در ایران، از درگذشت او ابراز تاسف و آه و افسوس کردند؛ در سوی دیگر، اما عدهای دیگر مرگ ناگهانی او را مصداق «دست خدا» و «چوب خدا» توصیف کردند.
*اهمیت مرگ گراهام
در واشنگتن سالهاست یک گزاره درباره شیوه تصمیمگیری دونالد ترامپ تکرار میشود: «مهم است آخرین نفری که با ترامپ حرف میزند چه کسی باشد.» بسیاری از خبرنگاران کاخ سفید بارها روایت کردهاند که مشاوران ترامپ دائماً رقابت میکردند تا آخرین فردی باشند که پیش از یک تصمیم مهم وارد دفتر بیضی شوند، چون باور داشتند نظر ترامپ میتواند در همان گفتوگوی آخر تغییر کند. لیندسی گراهام در ماههای اخیر دقیقاً یکی از همین افراد بود؛ او بارها با ترامپ دیدار خصوصی داشت، در برخی سفرها با هواپیمای او جابهجا میشد و به گفته رئیس اسبق مجلس نمایندگان، آنقدر با ترامپ گلف بازی کرده بود که تعداد دفعات آن شاید به ۱۰۰ بار میرسید. خود ترامپ نیز بارها در سالهای اخیر گفته بود: «لیندسی گراهام یک میهنپرست واقعی است و او را بسیار دوست دارد»، اما اهمیت گراهام فقط به نزدیکی شخصیاش با ترامپ محدود نمیشد؛ او یکی از تندروترین چهرههای سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران و از سرسختترین حامیان اسرائیل بود. گراهام سالها از گزینه نظامی علیه ایران دفاع میکرد، بارها خواستار نابودی زیرساختهای انرژی ایران شده بود و در هفتههای اخیر نیز آشکارا با هرگونه توافق با تهران مخالفت میکرد. او از معدود سیاستمدارانی بود که بارها ترامپ را به بازگشت به مسیر تقابل و تشدید فشار علیه ایران تشویق میکرد. به همین دلیل، اهمیت مرگ گراهام را نباید صرفاً در از دست رفتن یک سناتور جمهوریخواه جستوجو کرد. اگر بپذیریم که در نظام تصمیمگیری ترامپ، حلقه نزدیکان و آخرین مشاوران میتوانند بر جهتگیری او اثر قابلتوجهی بگذارند، حذف یکی از بانفوذترین صداهای جنگطلب و ضدایرانی از این حلقه، خود یک متغیر مهم در معادلات آینده است.