اما نقض تفاهم از سوی آمریکاییها با حملات جسته و گریخته به مناطقی از ایران و سپس اظهار نظر رسمی ترامپ مبنی بر پایان تفاهم نشان داد که آنها صرفا تفاهم را زمانی به رسمیت میشناسند که فقط خواستههای خودشان تامین شود و هیچ امتیازی به ایران ندهند. این در حالی است که ایران نیز محکم ایستاده و حاضر نیست ذرهای از منافع خود عقب نشینی کند. در همین راستا برای بررسی تحولات اخیر «آرمان ملی» با محسن جلیلوند تحلیلگر مسائل بینالملل به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
* تحولات اخیر و تغییر مواضع آمریکاییها در قبال تفاهم با ایران و تبادل آتش میان طرفین را چطور تحلیل میکنید؟
من معتقدم در ارتباط با مساله مواجهه با آمریکا در حال بازی شطرنج با گوریل هستیم و این گوریل هر زمان که احساس کند نیاز دارد به زیر میز و صفحه شطرنج میزند که از نگاه آنها امری طبیعی است؛ لذا اصلا مواضع متناقضی از آمریکا دیده نمیشود و آمریکا دقیقا بر اساس استراتژی خودش عمل میکند. من بارها گفتم باز هم تکرار میکنم که اصلاً به این تفاهم خوشبین نیستم و این تفاهم هرگز به توافق منجر نخواهد شد، چون طرفین حتی درگیری استراتژیک هم با هم ندارند بلکه درگیری پارادایمی با هم دارند و این در یک سطحی است که اصلا حل شدنی نیست. این نکتهای است که آقای عراقچی هم بر آن تاکید کرد و گفت «منازعه ما با آمریکا حل شدنی نیست و فقط باید بتوانیم مدیریتش کنیم» که البته به نظر من نمیتوانیم. بنابر این مباحثی مثل تفاهم صرف ژورنالیستی و فاقد مبانی علمی و فنی است. اگر بخواهیم از نظر علمی بحث بکنیم دو ساختار جدا داریم. یک ساختار که استکبارستیز است و معتقد است که باید آمریکا را از بین ببرد. یک ساختار دیگر هم داریم که معتقد است جمهوری اسلامی یک ورودی آشوبساز تا دیروز در سطح منطقه و امروز در سطح جهانی است که باید تعیین تکلیف شود. در جنگ ۱۲ روزه قصدشان این بود که رفتار جمهوری اسلامی تغییر کند که تغییر نکرد. در جنگ ۴۰ روزه به دنبال تغییر ساختار بودند، اما بخشهای فردی و انسانی را هدف قرار دادند تا بتوانند این ساختار را تغییر دهند که به هدف خود نرسیدند. مطمئن باشید آمریکا در جنگ بعدی هم به دنبال تغییر ساختار خواهد بود. مباحثی مثل مهلت ۶۰ روزه هم صرفا تایم اوت گرفتن و بحث عوامانهای است. عدم تحقق تغییرات ساختاری از طریق فشارهای دیپلماتیک و اقتصادی، سناریوی تقابل نظامی به عنوان ابزاری برای تغییر نظام یا ساختار قدرت مدنظر قرار میگیرد. مساله دوم مدیریت تنش است. مسیری که در آن تلاش میشود با مدیریت بحران، از وقوع یک درگیری گسترده که هزینههای آن برای تمام بازیگران سنگین خواهد بود، جلوگیری شود. تحولات اخیر نشان داده است که هم در داخل و هم در خارج، فشارها برای بازتعریف معادلات قدرت به اوج خود رسیده و آینده روابط دو طرف بیش از هر چیز به میزان تغییر در ساختارهای امنیتی و سیاسی وابسته خواهد بود.
* تلاشهای میانجیهایی، چون پاکستان و قطر برای نزدیک کردن مواضع دو کشور به یکدیگر را از چه منظری میتوان تحلیل کرد؟
این کشورها میکوشند که هزینهها را برای خود و سایر کشورها کاهش دهند و گرنه خودشان هم میدانند که راهبرد تعریف شده است و انجام خواهد شد. فقط میخواهند هزینهها را کاهش دهند. اینها فقط میخواهند با آرام ماندن فضا اگر به فرض محال در ایران بیثباتی امنیتی وجود آمد به پاکستان یا کشورهای عربی سرایت نکند. اگر نه توانایی انجام کاری دیگری ندارند.
* در جنگ اخیر اعراب به جهت داشتن پایگاههای آمریکا در منطقه خسارات زیادی را متحمل شدند؛ تصور میکنید با توجه به عدم حمایت آمریکا از این کشورها در صورت جنگ احتمالی رویکرد اعراب منطقه در قبال جنگ تغییر خواهد کرد؟
اولا اینکه آمریکاییها عربها را قربانی نکردند و قرار هم بر این نبود و خود اعراب هم میدانستند که در نتیجه جنگ چه اتفاقاتی خواهد افتاد. رهبر شهید قبل از جنگ ۴۰ روزه در سخنرانی اشاره کردند که جنگ آینده جنگ منطقهای خواهد بود. آنها نیز آنقدر بلاهت ندارند که وقتی فرمانده کل قوای ایران میگوید جنگ منطقهای خواهد بود، متوجه معنای آن نشوند. آمریکا هم میدانست که چه اتفاقی خواهد افتاد و کشورهای عربی هم به هر صورت ساختار جمهوری اسلامی را برنمیتابند، چراکه برای خودشان تهدید واضح میبینند و حاضرند هزینه بدهند. گرچه تلاش میکنند هزینههایی کمتری بدهند.
* با توجه به شرایط کنونی و اینکه احتمال از سرگیری جنگ میان ایران و آمریکا میرود چه میزان این مساله را محتمل میبینید و ارزیابیتان از موفقیت و پیروزی ایران چقدر است؟
اولا بحث پیروزی نیست بلکه بحث شکست نخوردن است. پیروزی یعنی اینکه اراده خود را به دشمن تحمیل کنید یا اراده دشمن را بشکنید. ولی برخی اوقات نباید بگذاریم دشمن اراده خود را به ما تحمیل کند یا اراده ما را بشکند. من معتقدم ایران باید سطح بازدارندگی خود را بالاتر ببرد. اگر نرود با چالشهایی مواجه خواهد بود؛ لذا باید مباحثی برای بازدارندگی در سطوح بالاتر مطرح شود.