مرتضی مکی ؛ تحلیلگر مسائل بینالملل نوشت: یادداشت تفاهم اسلامآباد در شرایطی امضا شد که آمریکاییها به این درک رسیدند که دیگر نمیتوانند از طریق تحریم، فشار و حمله نظامی آنچه را که از ایران میخواهند به دست بیاورند. به هر حال هدف آنها از عملیاتی که در نهم اسفند انجام دادند و ترور رهبر شهید انقلاب این بود که فکر میکردند با حذف راس نظام اگر نتوانند اهداف خود را پیاده کنند، ضربههای موثری به جمهوری اسلامی وارد کنند.
نتانیاهو و ترامپ فکر میکردند ضربه آخر را به محور مقاومت و جمهوری اسلامی میزنند، اما این هدف محقق نشد و پس از اعلام آتشبس نیز آنها همچنان خواستههای حداکثری خود را مطرح کردهاند که آن هم به نتیجه مورد نظرشان نرسیده است. در نتیجه رایزنیها و تحرکات سیاسی که میانجیهای بینالمللی انجام دادند به یادداشت تفاهمی به منزله نقشه راه دست پیدا کردند و تصور میشد که این تفاهم اولیه میتواند برای رسیدن به یک توافق جامع منجر شده و زمینه پایان جنگ را فراهم کند.
اما یادداشت تفاهم نیز یک سری اصول و کلیاتی را مطرح میکرد و ابهامهای زیادی در آن وجود داشت و هر یک تلاش داشتند برداشت خود از این تفاهم را به دیگری تحمیل کنند. آمریکاییها فکر میکردند با این یادداشت تفاهم میتوانند به اهداف حداقلی خود دست پیدا کنند. اهداف حداقلی آنها این بود که تنگه هرمز را باز کنند. تنگهای که قبل از حمله آمریکا باز بود، اما بعد از حمله تغییراتی در این منطقه صورت گرفت و ایران با توجه به ضرباتی که با توان موشکی خود و وحدت و انسجام ملی به آمریکا وارد کرد، کنترل تنگه هرمز را نگه داشت و این تنگه به یک ابزار قدرتمند برای ایران تبدیل شد و در عین حال برای کشورهای منطقه این پیام را فرستاد که اگر در منطقه امنیت و ثبات وجود دارد، برای همه است و اگر امنیتی نباشد، همه کشورها درگیر ناامنی خواهند بود و ایران تصمیم دارد نظام و کنترل خود را بر تنگه هرمز اعمال و از حقوق حاکمیتی خود در این تنگه بهرهبرداری و استفاده کند.
آمریکاییها تصور کردند در این مدت زمان که میگذرد میتوانند با اقداماتی با دولت عمان و ایجاد مسیرهای موازی تنگه هرمز را باز نگه داشته و ایران را از این ابزار قدرتمند محروم کنند. چنانکه دیدیم در چند روز گذشته تلاش شد در آبهای عمان مسیرهایی برای کشتیها و نفتکشها فراهم کنند تا از این مسیر عبور کرده و کنترل و نظارت ایران بر تنگه را نقض کنند.
ایران نیز در قبال این سیاست آمریکاییها در جهت پیشبرد اهداف خودشان در باز کردن تنگه هرمز واکنش جدی نشان داد و این واکنش باعث شد که آمریکاییها چندبار تاکنون آتشبس را نقض کنند و نقاط نظامی و صنعتی ایران در سواح جنوبی را هدف قرار دهند. متقابلاً جمهوری اسلامی ایران نسبت به این حملات واکنش نشان داد. اما روز گذشته شاهد تناقضگوییهایی از سوی ترامپ در اجلاس سران ناتو در در ترکیه بودیم.
تناقضگویی نشان از سردرگمی و گیجی ترامپ دارد. چرا که از یک طرف درباره پایان تفاهم ایران و آمریکا و پایان آتشبس صحبت میکند و از طرف دیگر میگوید هیأت آمریکایی میتواند به مذاکرات خود با ایران ادامه دهد. به هر حال مشاوران و چهرههای شاخص سیاسی در آمریکا به این تناقضگویی ترامپ واکنش نشان دادند و اعلام کردند که آمریکا برای این یادداشت تفاهم را امضا کرد که دید از طریق نظامی و جنگ نمیتواند به اهداف خود در قبال جمهوری اسلامی ایران و منطقه دست پیدا کند.
اگر میتوانستند دیگر یادداشت تفاهمی امضا نمیشد. ولی ترامپ با توجه به اینکه چند روز گذشته تحت فشار زیادی به خاطر حضور پرشکوه مردم در تشییع پیکر رهبرشهید انقلاب اسلامی در تهران، قم، نجف و کربلا بوده به نظر میرسد این حضور ترامپ را دچار گیجی شدید کرده و تصور میکند در قبال بازتاب گسترده حضور مردمی در تشییع پیکر رهبر انقلاب باید خودی نشان دهد.
به نظر میرسد ترامپ میخواهد با نقض آتشبس در تنگه هرمز و حمله به برخی مراکز نظامی و صنعتی در سواحل جنوبی، آمریکا را به مرکز توجهات برگرداند.